مشکل درد عشق را حل نکند مهندسی

مشکل درد عشق را حل نکند مهندسی

نویسنده : الهام حبشی

می‌پرسم «عاشق شدم» به فرانسوی چه می‌شود؟ دوستانم زیر خنده می‌زنند و دخترک بی‌درنگ آوای عجیبی مثل «ژسویی تمب اموغو دتوآ» را تحویلم می‌دهد. می‌پرسم به ادبیات فرانسه علاقه داشتی؟ می‌گوید اگر به خودم بود عکاسی می‌خواندم. دوست دیگری می‌گوید من هم اگر پدرم آزادم بگذارد، همین الان می‌روم سراغ موسیقی. این حرف‌ها مرا به سال‌ها پیش می‌برد. به تابستان‌هایی که می‌خواستم کلاس نقاشی بروم و پدرم می‌گفت: کلاس زبان برو. می‌خواستم سوارکاری ثبت نام کنم، پدرم می‌گفت: شنا بهتر است. می‌خواستم پیانو زدن یاد بگیرم، پدرم می‌گفت: این چیزها برای ما خوب نیست. من می‌خواستم داوینچی بشوم، استیو گردات و موتزارت بشوم، می‌خواستم دنیا را تکان بدهم، اما همه‌ عالم مقابلم بودند و فریاد می‌زدند که رویاهایم برایم نان و آب نمی‌شوند! رویاهایم را رها کردم و رفتم سراغ چیزی که زندگی‌ام را بچرخاند، سراغ مهندسی. دو هفته‌ای از روزهای ارشد گذشته بود که متوجه شدم دیگر کفگیر حال خوبم به ته دیگ خورده است، که سال‌ها ست جایی هستم که جایم نیست، که حالم خوب نیست و پدرم پشت تمام این تقصیرها ست. گلایه کردم که پدرجان مرا از عشقم جدا کردی. اما پدرم چیزی گفت، که دنیا را بر سرم آوار کرد: «خداداد عزیزی هر وقت فوتبال بازی می‌کرد، از پدرش کتک می‌خورد، اما رویایش را رها نکرد. تو که به آرزوهایت نرسیدی، عاشق نبودی». پدرم راست می‌گفت. تمام پدر و مادرها راست می‌گفتند. آن روز فهمیدم هیچ وقت نه عاشق داوینچی شدن بوده‌ام، نه خواسته‌ام موتزارت بشوم. اما حالا که حاضرم تمام سال‌های مهندس بودنم را کنار بگذارم، عاشقم. حالا که حاضرم برای عشقم بجنگم و تلخی و ترشی و سردی ببینم و همه چیز را به جان بخرم، عاشقم. عاشقی که می‌خواهد جلال آل‌احمد بشود و قناعت کند به نان اندک قلم. می‌خواهد عرفان نظرآهاری بشود و خدا را عاشقانه تعریف کند، اوریانا فالاچی بشود و از عشق مادر بودن بنویسد. من تازه یک سال است که زندگی کردن را یاد گرفته‌ام، که فهمیده‌ام رویاهایم برایم هم نان می‌شوند و هم آب، اگر قانع باشم، که چقدر آدم‌های قانع و با ایمان خوشبختند. فهمیده‌ام تمام پدر و مادرها ما را هدایت می‌کنند چرا که جز خوبی چیزی برایمان نمی‌خواهند، دل نگرانند که نکند عمر بچه‌هایشان تلف بشود. کافی است یک بار نشان بدهید که رویاهایتان سراب نیستند. غزال تیزپا بشوید و ثابت کنید که رویاهایتان زندگی‌تان را می‌سازند آن موقع والدین‌تان از جبهه‌ مقابل‌ بیرون می‌آیند و با تمام توان‌شان حامی‌تان می‌شوند. نمی‌دانم شما کجای دنیا ایستاده‌اید، اما اگر راهی را رفته‌اید که راهتان نیست، برگردید. نباشید چیزی که نیستید. عشق‌تان را پیدا کنید و قرار بگذارید که داوینچی بشوید یا موتزارت، جلال آل‌احمد یا استیو جابز. تصمیم بگیرید که شجاع باشید و به والدین‌تان ثابت کنید که عاشق شده‌اید. از راه سرد و تهی عقل بیرون بیایید و پا به راه عشق بگذارید که عشق عاقلانه‌ترین راه دنیا است.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

سر‌پل‌ذهاب با «ذال» نوشته می‌شود، نه با «ز» زلزله

٩٦/٠٨/٢٥
فتوچاپ

فتوچاپ 512

٩٦/٠٨/٢٥
یادداشت

خدمت خالصانه

٩٦/٠٨/٢٥
تلگجیم

تلگجیم 512

٩٦/٠٨/٢٥
درباره حضور پرتعداد بازیگران در جایگاه اجرا، به بهانه عبدی‌شو

پا تو کفش من نکن!

٩٦/٠٨/٢٥
روایت‌هایی درباره خرده رفتارهای ما در مقایسه با سبک زندگی پیامبر (ص) و امامان‌ معصوم‌مان(ع)

پدران ما و ما

٩٦/٠٨/٢٥
آنتن

جیم بدون نمک!

٩٦/٠٨/٢٥
پایان نامه

مثلا ما همه مقصریم ...

٩٦/٠٨/٢٥
چهره هفته

سوشا در جستجوي پاتريك

٩٦/٠٨/٢٥
جارچی

جارچی 512

٩٦/٠٨/٢٥
درباره جایزه‌های ادبی و کتاب سال ایران به بهانه برگزاری اولین دوره جایزه احمد محمود

قلم های مطلا

٩٦/٠٨/٢٥
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و دقت کردن

٩٦/٠٨/٢٥
کافه جهان نما

اراک، دیاری در مسیر جاده ابریشم...

٩٦/٠٨/٢٥
یادداشت

اندر حکمت قیمه و ماست!

٩٦/٠٨/٢٥
مهدی برادران رئیس هیئت فوتبال استان خراسان در گفت و گو با جیم خبر داد

به دنبال حذف ورزشگاه ثامن نیستیم

٩٦/٠٨/٢٥
شگرد

قبل از فروش گوشی آیفون‌ چه کنیم؟

٩٦/٠٨/٢٥
ذهن زیبا

ذهن زیبا 512

٩٦/٠٨/٢٤
یادداشت

بازار رمالی در فوتبال دودوتا چارتای ساده

٩٦/٠٨/٢٥
گفت‌و‌گو با حجت الاسلام واعظ موسوی درباره سحر و جادو

سحر و جادو دکان است

٩٦/٠٨/٢٥
درباره تکنولوژی های پیشرفته و بستر فضای مجازی که می تواند در حوادث غیرمترقبه به کمک مردم بیاید

#تکنولوژی_غیرمترقبه

٩٦/٠٨/٢٥
تبلیغات