زندگی دیگران
یادداشت

زندگی دیگران

نویسنده : ایمان فروزان نیا

اساسا من آدم فیلم بینی هستم، یعنی حداقل خودم که این‌طوری فکر می‌کنم. این عادت را هم از بچگی با خودم دارم، راستش هیچ چیز به اندازه فیلم برایم مسحورکننده نیست و من را از این دنیا به عوالم دیگر نمی‌برد. اصلا می‌شود یک ویژگی مخدر گونه‌ای به فیلم نسبت داد که آدم را می‌برد فضا و برش می‌گرداند روی زمین و تا ساعت‌ها گیج و مبهوط این سفر و چیزهایی که دیده‌ای خواهی بود. حالا نه این‌که من مخدر مصرف کرده باشم و بدانم فازش چیست، این‌ها را از روی چیزهایی که دیده‌ام و شنیده‌ام می‌گویم و بالاغیرتا این مطلب را فردا به دست عیال ما نرسانید که بیا این هم شوهرت تحویلش بگیر و...  القصه حالا هر سال بیشتر از 100 فیلم خارجی جدید می‌بینم، منظورم از جدید، تازه ساخته شده است و دیدن این همه فیلم من را با یک حقیقت تلخ مواجه کرده: در هر سال میلادی، به تعداد انگشتان دست هم فیلم خوب ساخته نمی‌شود. شاید بگویید برو آقا و شروع کنید به شمردن که امسال بتمن علیه سوپرمن را داشتیم، مرد عنکبوتی بوده، جان ویک 2 آمده، دزدان دریای کارائیب رو چی می‌گی و شروع کنید به اسم بردن 40-50 تا فیلم مشتی. در جواب باید بگویم من گفتم فیلم «خوب» کم است، این مثال‌ها که زدم و اکثرشان جزو فیلم‌هایی هستند که در آمریکا و سایر نقاط دنیا حسابی می‌فروشند، فیلم‌‌های «سرگرم کننده» هستند نه فیلم «خوب». فیلم خوب همان فیلمی است که قبل‌تر توصیفش کردم، فیلمی که تو را به فکر فرو می‌برد، نگاهت را به دنیا و مفاهیمش عمیق‌تر می‌کند و خلاصه تکانت می‌دهد، می‌بردت بالا و بعد ولت می‌کند و در این سقوط آزاد یک بار زندگی‌ات می‌آید جلوی چشمت و می‌توانی چیزهایی را ببینی که قبلا ندیده‌ای یا دیده‌ای و فراموش کرده‌ای.

روده درازی کردم تا برسم به این موضوع که فیلم خوب کم است و من برای ساکت کردن خوره‌ فیلم درونم گاهی مجبور می‌شوم پرس و جو کنم از فیلم‌های خوبی که سال‌های قبل –قبل از فیلم‌بین شدنم- ساخته شده و من هنوز وقت نکردم آن‌ها را ببینم یا اصلا از وجودشان بی‌خبر هستم. این هفته هم رفتم سراغ یکی از همین فیلم‌ها و اصلا ماجرای نوشتن این یادداشت مربوط می‌شود به دیدن همین فیلم؛ فیلم زندگی دیگران (The Lives of Others) و به آلمانی (Das Leben der Anderen). اساسا سینمای مستقل اروپا دنیای کاملا متفاوتی با هالیوود آمریکا دارند و فیلم‌های تاثیرگذار زیادی در آن ساخته شده که شاید یک‌بار درباره آن هم برای‌تان بنویسم، علی ایحال «زندگی دیگران» اولین ساخته بلند یک کارگردان آلمانی به نام «فلوریان هنکل فون دونرسمارک» است (که اسمش خیلی سخت بود و من هرکار کردم نتوانستم درست تلفظش کنم چه برسد به حفظ کردنش و برای آوردنش در متن دست به دامن کپی پیست شدم) و توانسته اسکار بهترین فیلم خارجی زبان سال 2006 را از آن خودش کند. من هم به علت دریافت همین جایزه فیلم را دیدم ولی بعدا متوجه شدم که این فیلم بیش از 30 جایزه معتبر سینمایی کسب کرده است.

داستان فیلم یک تم تاریخی واقعی دارد، فیلم روایتگر یک درام بی‌نظیر در یکی از عجیب‌ترین برهه‌های تاریخی بشر است. داستان فیلم در دوره‌ای می‌گذرد که یک دیوار، کشور آلمان را به دو نیمه شرقی و غربی تقسیم کرده است، اتفاقی که در تاریخ مثل و مانند ندارد، یا حداقل در کتاب‌های درسی و آن‌چه ما از تاریخ می‌دانیم مثل و مانندی برایش ذکر نشده. شخصیت‌های فیلم در آلمان شرقی زندگی می‌کنند، کشوری که حکومت سوسیالیستی دارد و پلیس و نیروهای امنیتی در آن با تمام قوا مشغول در نطفه خفه کردن اعتراضات هستند. نقش اول داستان «گئرد وایسلر»، یکی از همین نیروهای امنیتی است، یک بازجو خبره که سال‌های انتهای کارش را سپری می‌کند و بیشتر مشغول تدریس علم بازجویی به نیروهای جوان سرویس امنیتی است. ماجرا از جایی شروع می‌شود که با اصرار مستقیم وزیر فرهنگ، گئرد وایسلر مامور شنود و سرک کشیدن در زندگی یک نویسنده معروف تئاتر و نامزدش (که او هم بازیگر معروف تئاتر است) می‌شود. سرویس اطلاعاتی در خانه آن نویسنده شنود کار می‌گذارد و حالا گئرد وایسلر دقیقا در طبقه بالای خانه آن نویسنده مشغول شنود زندگی او می‌شود.

قسمت زیبای داستان برای من همین ورود شخصت اصلی داستان به زندگی «دیگران» است. گئرد وایسلر به عنوان یک مامور سرویس امنیتی هیچ خانواده و دلبستگی نداشته و تمام فکر و باورش حکومت سوسیالیستی و آرمان‌های آن بوده ولی با سهیم شدن در بخشی از زندگی یک خانواده که چالش‌های زیادی هم دارند، متوجه می‌شود زندگی آن چیزی نبوده که فکر می‌کرده. او در حین انجام این ماموریت با حقایق مهم و بعضا تلخی روبه‌رو می‌شود که نگاهش به زندگی و تفکرات سوسیالیستی را عوض می‌کند و از او آدم دیگری می‌سازد.

کارگردان و بازیگر نقش گئرد وایسلر به بهترین شکل ممکن، آن گیجی و تغییری که شخصیت اصلی داستان با آن مواجه است را به بیننده منتقل می‌کنند. بعدتر که درباره بازیگر نقش اول فیلم « اولریش موئه» بیشتر خواندم، فهمیدم زندگی او بی‌شباهت به داستان فیلم نبوده، او در زمان حکومت آلمان شرقی بازیگر تئاتر بوده و بعدا می‌فهمد در تمام مدت فعالیتش، توسط اشتازی (پلیس امنیت آلمان شرقی) تحت نظر بوده و حتی همسرش برای دولت خبرچینی می‌کرده! شاید همین تجربه باعث شده که این‌قدر خوب بتواند نقشش در فیلم را بازی کند.

با دیدن این فیلم ساعت‌ها درگیر این موضوع بودم که اگر عشق و ارزش‌های درست در آدم نباشد او جایش را با چیزهای دیگری پر می‌کند ولی نمی‌شود تا ابد به خودت دورغ بگویی و یک روز می‌فهمی که تو خالی هستی و آن موقع  است که از هم می‌پاشی و تلاش می‌کنی تا هر طور شده به زندگی‌ات معنی جدید بدهی. پیشنهاد می‌کنم این فیلم‌ها را حتما ببینید، نسخه دوبله شده فیلم را می‌توانید از کلوپ‌ها بخرید، دوبله‌اش هم کار صدا و سیما خودمان است و حسابی روی کار نشسته. فیلم را ببینید و اجازه بدهید برای چند ساعت پرت شوید در زندگی دیگران.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
شگرد

چطور بدون اجازه در اینستاگرام تگ نشویم؟

٩٧/٠٧/٢٦
فتوچاپ

فتوچاپ 553

٩٧/٠٧/٢٧
آنتن

ای دودی که می­روی به حلقم ...

٩٧/٠٧/٢٦
شاخ هفته

پیراهن پیچ اسکن گل‌گلی

٩٧/٠٧/٢٧
تلگجیم

تلگرام طلایی 553

٩٧/٠٧/٢٦
نگاهی به افزایش دوربین های موبایل و کاربردشان در عکاسی

#camera_phone

٩٧/٠٧/٢٦
به بهانه محبوبیت فصل سوم سریال دلدادگان

جادوی آقای هادی

٩٧/٠٧/٢٧
5 قدم و چند نکته در مدیریت مصرف مواد غذایی

چطور مفید و به صرفه بخوریم؟

٩٧/٠٧/٢٧
یادداشت

کنار قدم‌های جابر (قسمت سوم)

٩٧/٠٧/٢٧
کاروان پاراآسیایی کشورمان با مجموع 136 مدال، حسابی درخشید

خودباوری در حد تیم ملی

٩٧/٠٧/٢٧
این روزها نه تنها اینستاگرامرها و توئیتری‌ها رابطه دوستانه‌ای با هم ندارند که گاهی لشگرکشی هم می‌کنند

توئیت علیه پست

٩٧/٠٧/٢٧
یادداشت

نانِ توریسم را آجر نکنید

٩٧/٠٧/٢٦
جارچی

جارچی 553

٩٧/٠٧/٢٧
چهره هفته

چهره هفته 553

٩٧/٠٧/٢٦
توئیتری ها

#ورزش

٩٧/٠٧/٢٦
درباره «شاهین ایزدیار» که در مسابقات پاراآسیایی یک فوق ستاره بود

مایکل فلپس ایرانی

٩٧/٠٧/٢٧
یادداشت

توئیتر

٩٧/٠٧/٢٧
ساختنیجات

زمانی برای زیبایی پرده‌ها

٩٧/٠٧/٢٦
یادداشت

درباره رفتار غیرحرفه‌ای لیندا خانم کیانی

٩٧/٠٧/٢٧
یادداشت

دروغ فروشی

٩٧/٠٧/٢٦