اندر حکایت ابوجارچی و گاو
حکایت هفته

اندر حکایت ابوجارچی و گاو

نویسنده : ایمان فروزان نیا

آورده‌اند که روزی مریدان نعره زنان و موی کشان نزد ابوجارچی ابن جیم خراسانی آمدند و گفتند: یا خفن! این روزها پیامی در تلگرام خوانده‌ایم که در آن نوشته «در کشور اتیوپی ۵۴ میلیون گاو و در سودان ۳۲ میلیون گاو وجود دارد و در هلند ۱۱ میلیون گاو پرورش داده می‌شود و با همین میزان دام، هلند کل لبنیات دنیا را تامین می‌کند و آن وقت کشورهای آفریقایی با تعداد بیشتری دام در فقر هستند.» حکمت این ماجرا چه باشد؟

ابوجارچی نگاهی به مریدان انداخت و گفت: «علت گاوها باشند.» مریدان متعجب شدند و گفتند: «یا خفن گاو که با گاو فرقی نمی‌کنه؟!» ابن جیم گفت: «کی گفته؟! آن یکی گاو است کآدم می‌خورد، این یکی گاوست کآدم می‌خورد» مریدان گفتند: «یا استاد! اون در مورد شیره، به گاو ربط نداره!» ابن جیم خنده‌ای کرد و گفت: «ببخشید من همیشه گاو و شیر رو با هم قاطی می‌کنم... خخخ... » مریدان پرسیدند خب حالا بالاخره حکمت آن خبر چه بود؟ ابوجارچی دوباره نگاهی به مریدان انداخت و گفت: «علت گاوها باشند.» مریدان شاکی شدند و گفتند: «یعنی چی خب؟» ابن جیم خشمگین شد و به فریاد گفت: «بابا! علت گاوهایی مثل شما هستن که حرف حالیشون نیست و چیزی نمی‌فهمن، یه بار خواستم خیر سرم توی لفافه و با کنایه صحبت کنم، اگه فهمیدین، اگه گذاشتین یه بار این حکایت مثل حکایتای قدیمی پر مغز بشه، تا کی رو حرف بزنم» و سپس چوبی برداشت و به جان مریدان افتاد و چونان کتک‌شان زد که گاوها را آن‌طور نمی‌زدند و این از کرامات ابوجارچی بود.

نظرات کاربران
کد امنیتی