حرف‌هايي که ماندگار شدند

حرف‌هايي که ماندگار شدند

نویسنده :

در دنياي ادبيات نويسنده‌هاي معروف و مشهور زيادي وجود دارند. همه ما اين آدم‌ها را به‌خاطر آثار و نوشته‌هاشون مي‌شناسيم و دوست داريم. اما گاهي اوقات يک اثر نيست که باعث شهرت يک نويسنده مي‌شود. گاهي آشنايي ما با نام يک نويسنده و به خاطر سپردن اسمش، از مسير کتاب‌هايش اتفاق نمي‌افتد. نويسنده‌هاي زيادي هستند که ما آثارشان را نخوانده‌ايم، اما يک جمله و يا نقل قول از آن‌ها شنيده‌ايم. گاهي حتي از اين نقل قول‌ها استفاده مي‌کنيم و اين نويسنده اينجوري براي ما آشنا و دوست داشتني مي‌شود. تعدادي نام آشنا در دنياي ادبيات وجود دارد که ما بيشتر از اين‌که نوشته‌هاشان را خوانده باشيم با نکته پردازي و جملات حکيمانه‌شان با آن‌ها آشنا شده‌ايم. اين روزها سالگرد فوت «جرج برنادشاو» است که يکي از نکته پردازان دنياي ادبيات و نمايش‌نامه‌ نويسي است. به جز او نويسندگان ديگري هم مانند «سعدي» خودمان هستند که جملات طنز يا حکمت آموزشان بيشتر از کتاب‌هايشان در بين مردم رواج پيدا کرده‌اند. کافي است اندکي وب گردي کنيد و جملات جالب‌ناک اين نويسنده‌ها را در بيشتر سايت‌ها و وبلاگ‌هاي ادبي مطالعه کنيد. البته جمله‌هاي آن‌ها سر از تقويم‌ها و دفترچه‌هاي يادداشت و گاهي اوقات کتاب‌هاي جيبي هم درآورده است.

نمايش‌نامه نويس جنجالي
«جرج برناد شاو» در سال 1856 در دوبلين ايرلند به دنيا آمد. از 20 سالگي با سفرش به لندن نوشتن را آغاز کرد. او در طول 12 سال، 5 رمان و تعدادي نمايش‌نامه نوشت اما بيشتر آن‌ها مورد توجه قرار نگرفتند. در اين سال‌ها او ابتدا در چند روزنامه گمنام مقاله مي‌نوشت. بعضي از داستان‌هايش را هم در همين نشريات چاپ کرد. کم‌کم او توانست در چند روزنامه مطرح مقاله بنويسد. در اين روزنامه‌ها او با اسم مستعار مقاله‌هايي انتقادي درباره موسيقي، تاتر و هنر مي‌نوشت. بالاخره در سال 1892 نمايشنامه‌اي نوشت که در لندن به روي صحنه تئاتر رفت و از آن استقبال زيادي شد. در سال‌هاي بعد شهرت او آن‌قدر زياد شد که مقامات کشورهاي مختلف او را به کشورشان دعوت مي‌کردند. شاو درباره شهرت بين‌المللي‌اش گفته است: «‌عده بسيار کمي از مردم در طول سال بيش از 2 يا 3 بار فکر مي‌کنند. من به شهرتي بين المللي دست يافتم، چون يک يا 2 بار در هفته فکر مي‌کنم.» در زماني که همه در تئاتر انگلستان داستان‌هاي عاشقانه مي‌نوشتند، شاو بار گزارش‌هاي اجتماعي که در آثارش مي‌داد، تحولي در تئاتر ايجاد کرد. نمايشنامه‌هايي او بيشتر اوقات بحث برانگيز بودند. او معتقد بود حالا که توانسته است مردم را با آثارش آشفته کند، در حرفه‌اش موفق شده است. در سال 1925 شاو جايزه نوبل را به‌خاطر نمايشنامه‌هايش دريافت کرد. بيشتر آثار او به فارسي ترجمه شده‌اند. نمايشنامه «‌سرباز شکلاتي» يکي از معروف‌ترين نوشته‌هاي او است. کار ديگري از او که شايد با آن آشنا باشيد، اثر معروف «بانوي زيباي من» است. مي‌گويند «برنارد شاو» در نمايش‌نامه نويسي تواناتر از داستان نويسي بود. او در نمايشنامه‌هايش مشکلات اخلاقي دوره خودش را با زبان طنز و کنايه مطرح مي‌کرد. او نکته پرداز بي‌نظيري بود. نکته‌هاي طنزآميز او باعث شهرت فراوان او شد. اين ويژگي بيشتر از آثار جرج برنارد شاو در بين مردم ديده شد و در سراسر جهان مردم او را بيشتر با اين عنوان مي‌شناسند.

نکته‌هايي يک کيمياگر
«پائولو کوئيلو» در 24 اوت سال‌ 1947، در خانواده‌اي‌ از طبقه متوسط‌ به‌ دنيا آمد. او از دوران مدرسه مي‌خواست‌ نويسنده‌ شود. در مسابقه‌ شعر مدرسه‌، نخستين‌ جايزه ادبي‌ خود را به‌ دست‌ آورد. خانواده او مي‌خواستند که پائولو يک مهندس موفق شود. به خاطر مخالفت‌هايشان با او پائولو دردسرهاي زيادي مانند بستري شدن در بيمارستان بيماران رواني را تحمل کرد. به هر حال او با ترانه سرايي و موسيقي راهش را ادامه داد و با نوشتن خاطرات سفرش با عنوان خاطرات يک مغ وارد دنياي نويسندگي شد. در سراسر دنيا مردم او را مي‌شناسند و گفته‌هاي او خارج از داستان‌هايش در شکل‌هايي گوناگون چاپ شده‌اند.

جملات شاعرانه يک پيامبر
«جبران خليل جبران» پيش از مهاجرت خانواده‌اش به بوستون آمريکا به مدرسه نرفته بود. او از 15 سالگي وارد دنياي هنر شد. با شعر، ادبيات يونان و عکاسي آشنا شد. در 17 سالگي چهره بزرگاني مانند عطار، ابن سينا، ابن خلدون را طراحي مي‌کرد. او مدتي به لبنان بازگشت و براي تحصيلات زماني را در فرانسه گذراند اما در سال ۱۹۱۰ جبران بار ديگر به آمريکا رفت و در نيويورک دفتري تأسيس کرد که سال‌ها مجمع نويسندگان و شاعران و هنرمندان عرب و دوستان و شيفتگان آمريکايي او بود. بهترين و پخته‌ترين آثار شعري و نقاشي او مربوط به اين دوران است. اشعار و نقاشي‌هاي او به صورت کتاب‌ها و نمايشگاه‌هاي متعدد براي مردم عرضه شد و جبران را در زماني کوتاه به شهرت و محبوبيت رسانيد. جمالات شاعرانه او به شکل‌هاي متفاوتي در مجموعه‌هاي متعدد استفاده شده‌اند.
شوخي‌هاي صريح يک ناخدا
يکي از نويسنده‌هايي که جملات رک، صريح و انتقاديش معروف هستند، «مارک تواين» است. جملات طنز او را در بيشتر وبلاگ‌هاي ادبي مي‌توانيد پيدا کنيد. نام اصلي او «ساموئل لنگهورن کلمنس» است. ابتدا حروف چين و سپس چاپچي بود. صفحاتي از روزنامه به ستون طنز اختصاص داشت که کلمنس در آن‌ها مي‌نوشت و نوشته‌هايش را با امضاي عجيب‌غريب چاپ مي‌کرد. از ۱۸۵۷ تا ۱۸۶۴ سوار بر کشتي بخار در رودخانه مي‌سي‌سي‌پي سفر مي‌کرد. در ۱۸۵۹ مجوز ناخدايي کشتي گرفت و همزمان با امضاهاي مختلف براي مجله‌ها مقاله‌هاي طنز مي‌نوشت. در سال ۱۸۶۶ با برجسته‌ترين روزنامه غرب قراردادي به اين مضمون امضا کرد: خبرنگار سيار بدون محدوديت مکان زمان و سمت، که دور کره زمين مي‌گردد و ضمن سفر گزارش مي‌نويسد. ۱۵ سال آخر عمرش را با نوشتن کتاب‌هاي جدي و چند کتاب طنز گذراند.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
درباره فردوسی و ادبیات حماسی به مناسبت روز بزرگداشت این شاعر نامی

حکیم زبان فارسی

٩٦/٠٢/٢٨
برگزیده سایت

اضافی‌ها را قیچی کنید!

٩٦/٠٢/٢٨
کافه جهان نما

چین، سرزمین دیوار بلند اعتماد

٩٦/٠٢/٢٨
گزیده‌هایی درباره بهداشت فردی در فصل گرم

خرده جنایت‌های شهروندی!

٩٦/٠٢/٢٨
دات کام

روباتی برای نجات حجم اینترنت‌شما

٩٦/٠٢/٢٨
شاخ هفته

روزی روزگاری وبلاگ نویسی

٩٦/٠٢/٢٨
جارچی 486

اندر حکایت فردای انتخابات

٩٦/٠٢/٢٨
شگرد خفن

نکات طلایی مرورگر که تا به حال نمی‌دانستید

٩٦/٠٢/٢٨
درباره الکساندر نوری که به یکی از شگفتی‌های امسال بوندس لیگای آلمان تبدیل شده است

نور علی نور!

٩٦/٠٢/٢٨
یادداشت شفاهی

مردم هنوز هم به ادبیات‌حماسی نیازمندند

٩٦/٠٢/٢٨
مینی‌ها

مینی 486

٩٦/٠٢/٢٨
کوتاه و خودمانی درباره این‌که چرا شرکت در انتخابات خیلی خیلی خیلی مهم است

می‌سازمت به رای

٩٦/٠٢/٢٨

ایران، یک کیس خاص

٩٦/٠٢/٢٨
جالباسی

دمپایی‌های الماس نشان!

٩٦/٠٢/٢٨
مینیمال

شورای خوشگل‌ها

٩٦/٠٢/٢٨
گفت‌وگوی جیم با «رضا علیپور» قهرمان سنگ نوردی جهان

خوشحالم توانستم رکوردی را به نام ایران ثبت کنم

٩٦/٠٢/٢٨
خیلی کوتاه و مختصر درباره دلایلی که رای دادن را لازم می‌کند

يك رد گزينه جمع و جور!

٩٦/٠٢/٢٨
وقتی «کافه بازار» جای نفس کشیدن به رقبایش را نمی‌دهد حتی اگر بهتر باشند

#فروشگاه_اندرویدی

٩٦/٠٢/٢٨
پایان‌نامه

پنج‌شنبه چه بنویسم

٩٦/٠٢/٢٨

«رای دادن» لازم است ولی کافی نیست

٩٦/٠٢/٢٨
تبلیغات
تبلیغات