اول‌های دوست نداشتنی!

اول‌های دوست نداشتنی!

نویسنده : فرانک باباپور

شما هم هر وقت آهنگ بوی ماه مهر، ماه مدرسه را می‌شنوید اعصاب‌تان خرد می‌شود و می‌گویید مگه مدرسه بو داره؟ اصلا مدرسه بو داشته باشه دیگه بازی‌های راه مدرسه که بو نداره! یا فقط منم؟ شما هم دل‌تان می‌خواهد تلویزیون را از پنجره پرت کنید بیرون و لنگ کفش شوت کنید سمت بلندگوی مذکور یا فقط منم؟ شما هم می‌روید زیر پتو قایم می‌شوید و مدام جیغ می‌زنید یا فقط منم؟ البته این آخری من نیستم و وجدانا اگر این را انجام می‌دهید به یک روانپزشکی چیزی مراجعه کنید! از مدرسه بگذریم... شما هم وقتی قرار است اول هفته بیاید و بروید سر کار، می‌خواهید صبح هیچ وقت از راه نرسد؟ شما هم وقتی اول ترم شروع می‌شود و هر روز صبح گوشی موبایل‌تان آلارم می‌زند می‌خواهید بکوبیدش به دیوار؟

دقت کردید ربطی به مهر و مدرسه و دانشگاه هم ندارد؟ ما کلا از کار کردن فراری‌ هستیم! اصلا اگر می‌گفتند اول تیر بیایید مدرسه هم همین بساط را با بوی ماه تیر داشتیم! یا مثلا اگر می‌گفتند جمعه‌ها صبح روز اول هفته است، باز هم حال‌مان گرفته می‌شد! یا حتی اگر قرار بود ساعت 8 شب برویم سر کار یا مدرسه و دانشگاه!

مشکل ما، ماه و روز و ساعت نیست! مشکل خود ماییم که از کار و درس بدمان می‌آید! می‌خواهیم مدام در استراحت و لذت به سر ببریم! خیال کرده‌ایم توی سریال فرندز به دنیا آمده‌ایم که قرار است دور هم خوش باشیم و بگوییم و بخندیم و غصه هیچ چیزی را نخوریم و همه چیز را به هیچ بگیریم و شوخی کنیم و جوک بسازیم و از بوی ماه مهر عق بزنیم و در صبح شنبه زار! بابا خرس قطبی نیستیم که از مهر تا فروردین را خواب زمستانی باشیم و بقیه سال را هم دنبال شکم و جفت گیری! طرف می‌گوید خیام گفته «برخیز و مخور غم جهان گذران/ بنشین و دمی به شادمانی گذران» همین خیام خودش شاعر بوده، منجم بوده، ریاضی‌دان بوده، فیلسوف بوده و تازه با کتک از مکتب‌خانه می‌فرستادندش خانه وگرنه پزشک و دلاک و نوازنده پیانو هم می‌شده! شما ببین سعدی چقدر زیبا گفته «برو کار می‌کن، مگو چیست کار/ که سرمایه جاودانی است کار» این دوستانی که کارشان شده لنگ ظهر بیدار شدن و شعر خیام تحویل بنده می‌دهند این ضرب المثل معروف را نشنیده‌اند که «سحرخیز باش تا کام‌روا باشی» شده یک روز سحرخیز باشیم؟ به قول یک بنده خدایی من یک روز 6 صبح بیدار شدم، ورزش صبحگاهی کردم، دانشگاه رفتم و برگشتم، با دوستان بیرون رفتم، بازار رفتم و خرید کردم، ازدواج هم کردم، بچه‌دار هم شدم، تازه باز هم چند ساعت وقت اضافه آوردم!

نظرات کاربران
کد امنیتی
mohammad_seraji80
mohammad_seraji80
٩٦/٠٦/٣١
٠
٠
خخخخ.جالب با مزه
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

در باب چیستی و چرایی شاخ

٩٧/٠٤/٢٤
یادداشت

از قضا سرکنگبین صفرا نیفزاید لطفا!

٩٧/٠٤/٢٤
پایان نامه

مفاهیم ارزنده پراید

٩٧/٠٤/٢٤
شاخ هفته

سقوط یک امپراطوری

٩٧/٠٤/٢٤
یادداشت

رقص بی سلیقگی

٩٧/٠٤/٢٣
یادداشت

خطر وارونگی، احتیاط کنید

٩٧/٠٤/٢٣
آنتن

معمای چونگ

٩٧/٠٤/٢٣
فتوچاپ

فتوچاپ 543

٩٧/٠٤/٢٨
ْآنتن

بازگشت به خانه پدری

٩٧/٠٤/٢٨
یادداشت

افسردگیِ بعد از جام جهانی

٩٧/٠٤/٢٨
شاخ هفته

خط مستقیمی به بهشت لطفا

٩٧/٠٤/٢٨
تلگجیم

تلگرام طلایی 543

٩٧/٠٤/٢٨
شگرد

اگر شما هم پسوردها را حفظ نمی‌کنید...

٩٧/٠٤/٢٨
دات کام

PUBG قاتل حرفه‌ای زمان

٩٧/٠٤/٢٨
مینیمال

#گربه_ها

٩٧/٠٤/٢٨
انواع و اقسام مزاحمت هایی که هر روز در اینترنت با آن سر و کار داریم

#مگس_های_اینترنتی

٩٧/٠٤/٢٨
یادداشت

رابطه علی مطهری و رفع فیلتر توئیتر

٩٧/٠٤/٢٨
یادداشت

زنان علیه زنان

٩٧/٠٤/٢٨
یادداشت

برای هشتمین شگفتی دنیا

٩٧/٠٤/٢٨
پایان نامه

ماجرای ساعت 13

٩٧/٠٤/٢٨