دلم کبابه داداشي!

دلم کبابه داداشي!

نویسنده :

دس نذار روي دلم، دلم کبابه داداشي!

اين روزا دلا تو خط نون و آبه، داداشي!

حال‌مون رو پرسيدي، قربون او معرفتت

توي اين هول و ولا خيلي خرابه داداشي!

دل کجاس؟ ديگه باهاس دنبال بي‌دلا بريم

اين روزا، اين طرفا بيدلي بابه، داداشي!

يه نسيمي اومد و دميد و ما عين حباب

نقش ما نقش برآبه و سرابه، داداشي!

چي شد اون‌جوري نشد؟ کجا؟ کيا؟ کدوم طرف؟

اگه دوس داري تو هم يه روز به رويات برسي،

چش ببند و خوب بخواب؛ زندگي خوابه داداشي!

اولش بنا نبود عاشقا دس‌به‌سر بشن

اولش بنا نبود اين قده دربه‌در بشن

جاي پر زدن به شادي تو هواي زندگي

گم و گور بشن تو اين پيچو خماي زندگي...

نمي‌دانم اول‌بار «گلدون شکسته» -اين منظومه زيبا- را اگر با صداي دل‌نشين «سهيل محمودي» نشنيده بودم آيا تا اين حد از خواندن اين شعر لذت مي‌بردم يا نه؟! معمولا هرکسي از لحاظ ادبي به نوعي تربيت مي‌شود و سخت مي‌توان ذائقه شعري کسي را تغيير داد. کسي که آموختة شعر حافظ شده باشد کمتر مي‌تواند با شعر بيدل، با تمام ظرائف ادبي و هنري‌اش، ارتباط برقرار کند و احتمالا بالعکس. همچنين تمامي سبک‌هاي اخير که به مجموعة شعري ما افزوده شده هرکدام بند و زنجيري مي‌تواند باشد براي کساني که آمادگي گرفتار شدن در اين بندها را دارند! اما حقيقت آن است که عموم مردم بدون در نظر گرفتن اين قالب‌ها، بيشتر با شعر «بي‌دروغ و بي‌نقاب» مانوس مي‌شوند. شعري که نه براي خوش‌آمد منتقدان سروده شده باشد و نه از براي خوش‌آمد -زبانم لال- مسئولان!

نمي‌دانم چرا شعر «عبدالرضا رضائي‌نيا» اين همه دل‌چسب و گيراست؟ گلدون شکسته، نه شعري است که واج‌آرايي خيره کننده‌اي داشته باشد و نه منظومه‌اي است که از صنايع بديع ادبي سرشار باشد و نه حتي از آن اشعاري ا‌ست که در هر بيتش، کشف و حکمتي نهفته باشد! شايد رمز گيرايي اين منظومه فقط اين باشد که شعري بي‌دروغ و بي‌نقاب است. او فقط ‌با زبان محاوره و البته با کنايه به اکنون، حسرت آن روزهاي زلالي را روايت مي‌کند که مردم به کمتر از فرشته بودن راضي نمي‌شدند! انگار، شما با خواندن اين منظومه، به واقع پاي دل شاعر نشسته‌ايد و با غم و اندوه و حسرت او گريسته‌ايد. «داداشي، مخاطب قيل و قال‌هاي گلدون شکسته، انگار صميمانه‌تر و زلال‌تر همان واژه برادر است که ديگر در ذهن‌ها و زبان‌ها رنگ و طعم برادري ندارد!»

رضائي‌نيا شاعر و نويسنده و مترجمي پرکار و دقيق، و البته کم‌حاشيه و در مخاطب عام، کم‌آوازه است پس اجازه دهيد شرح کارنامة کاري او را به زماني ديگر موکول کنيم.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
کافه جهان نما

دهلی نو شهر سکانس های بی پایان

٩٥/١١/٢٨
برگزیده سایت

نقطه سر خط به توان 3

٩٥/١١/٢٨
شگرد خفن

چگونه از دست اینترنت اکسپلورر خلاص شویم

٩٥/١١/٢٨
شاخ هفته

پلک بگشا صنما، صبح مرا روح ببخش

٩٥/١١/٢٨
تلگجیم

تلگجیم 475

٩٥/١١/٢٨

نفس های آخر

٩٥/١١/٢٨
درباره شخصیت‌های فیلم‌های ماجرای نیمروز، سیانور و امکان مینا و تصویری که از سازمان منافقین برای ما می‌

ماجرای منافقین

٩٥/١١/٢٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا 475

٩٥/١١/٢٨
چند روایت برای این‌که روزهای قبل از عیدمان متفاوت شود

عید نوروز را از اسفند شروع کنیم

٩٥/١١/٢٨
آنتن

ظرفیت پشت یخچال تکمیل است

٩٥/١١/٢٨
مستند «فیلمی ناتمام برای دخترم سمیه»؛ روایتی پی پرده از گروهک تروریستی منافقین

قربانی ایدئولوژی پدر

٩٥/١١/٢٨
جاکتابی

مردی که گورش گم شد

٩٥/١١/٢٨
فتوچاپ

فتوچاپ 475

٩٥/١١/٢٨
مینیمال

کی عروسی گرفتن از مد می افتد؟

٩٥/١١/٢٨
درباره برد شیرین آبی‌ها در دربی یکشنبه که به یک قهرمانی می‌ارزید

تیم خوب منصوریان، تیم بد برانکو!

٩٥/١١/٢٨
چهره هفته

در چیستی اصولگرایی

٩٥/١١/٢٨
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و ناله های ایشان

٩٥/١١/٢٨
درباره انتخاب سرمربی تیم ملی والیبال و پایان کشمکش برای نیمکت

«ویچ» غیر کروات این بار برای والیبال

٩٥/١١/٢٨
جارچی

جارچی 475

٩٥/١١/٢٨
نکاتی درباره زندگی ورزشی و شخصی مربی جدید تیم‌ملی والیبال ایران

کولاک کن کولاکوویچ!

٩٥/١١/٢٨
تبلیغات
تبلیغات