ندید بدید نباشیم!

ندید بدید نباشیم!

نویسنده : مازیار حکاک

مهران مدیری را مثل خیلی از هم نسلان و جوانان که با او و کارهایش خاطره دارند دوست دارم. کارهایش را می‌پسندم و او را یک آدم به شدت حرفه‌ای و مسلط بر کارش می‌دانم. با این همه وقتی عکس‌ها و فیلم‌های حضورش در مشهد را می‌دیدم نه نوع برخورد گارد حفاظتی و دور و بری‌هایش را می‌توانستم هضم کنم و نه کسانی که برای یک لحظه دیدن او و یا دست تکان دادنش حاضر شده بودند تا فرودگاه بروند. به همین نسبت نمی‌توانم کسانی را که برای دیدنش گریه کردند درک کنم. حالا مهران مدیری که خوب است و واقعا می‌توان او را یک سوپراستار دانست، ولی مشابه این رفتارها را گاهی در مقابل کسانی می‌بینم که از سلبریتی بودن فقط پیج اینستاگرامی پرفالوئری دارند که به شدت برایم غیر قابل توجیه است و گاهی مرا تا مرز انفجار پیش می‌برد. 

اول و قبل از هر چیز اگر به کسی برنخورد معتقدم ما معنای سلبریتی و چهره بودن را نمی‌دانیم و برای همین یک بازیگر ناشناس یا یک خواننده معمولی، طرفداران دو آتیشه‌ای دارند که حاضرند جان‌شان را هم فدا کنند! درست است که قاب تلویزیون مهم است و افراد زیادی آن را می‌بینند و نوعا اگر با هر کدام از ما هم مصاحبه کنند تا لحظه پخش شدنش دل توی دل‌مان نیست، اما باور کنید هر بازیگری که در یکی دو سریال از جلوی دوربین رد شد سوپر استار نیست و ارزش برخی کوچک و بزرگ شدن‌ها را ندارد! همان‌طور که یک خواننده با یکی دو آهنگ، هیت تاپ تن نیست و یک فوتبالیست با یکی دو بازی دلچسب، رونالدو نخواهد بود! قدیمی‌ها انگار واقعا بین سوپراستار و آدم‌های معمولی با شغل خوانندگی، بازیگری یا فوتبالیستی تفاوتی قائل بودند. کسی را دوست داشتند که واقعا در کارش حرفه‌ای و در برخوردش مردم‌دار بود و از همه مهم‌تر می‌شد به او به چشم یک الگو نگاه کرد، نه کسی که به پاس موقعیت و یا فرصتی دیده شده و تعادل رفتاری آن چنانی هم ندارد.

نکته دیگر این که باز هم اگر به کسی برنخورد ما واقعا نمی‌دانیم طرز صحیح برخورد با این آدم‌ها چیست و باز اگر خیلی بیشتر به کسی برنخورد باید بگویم که به نوعی جو زده و یا ندید بدیدیم. به چشم دیده‌ام نوجوانی که خودش را کشت تا به یکی از آدم معمولی‌ها که شغلش بازیگری است برسد و از او به جدیت می‌خواست که روی کف دستش امضا کند، حالا با این امضا به کجا برسد یا چکار کند، خدا می‌داند؟! اصلا گیریم که با یکی از این‌ها سلفی گرفتیم و در اینستاگرام هم کلی لایک گرفتیم، آخرش چه؟! واقعا کسی هست که به این موضوع فکر کند آخرش که چه و آیا واقعا یک عکس ارزش این همه حقارت و یا در بهترین حالت ممکن سختی را دارد یا نه؟! می‌خواستم در این یادداشت از هم نسلانم به خاطر برخوردشان با سلبریتی‌ها و یا سلبریتی‌پندارها گله کنم که عکس  تعدادی از نمایندگان مجلس با خانم موگرینی سوژه شد... پس گله‌ای ندارم، راحت باشید!

نظرات کاربران
کد امنیتی
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٦/٠٥/١٩
٠
٠
:)))
پربازدیدتریـــن ها
مینیمال

جورج کلونی وجودم را بیدار کنید

٩٦/١١/٢٦
چهره هفته

ذکر مولانا رضا رشیدپور

٩٦/١١/٢٦
یادداشت

لطفا مرا پرزنت نکنید

٩٦/١١/٢٦
یادداشت

شهیدی‌فرد مرد متین و پرتکرار یک دهه گذشته جشنواره فیلم فجر

٩٦/١١/٢٦
درباره ماجرای روی اعصاب مجری‌های تکراری افتتاحیه و اختتامیه جشنواره‌های مختلف یا بهتر بگوییم «بین مجری

اجراهای‌کوچک زنگ‌زده

٩٦/١١/٢٦
یادداشت

یک خانم بی اعصاب شگفت انگیز

٩٦/١١/٢٦
شاخ هفته

برای مهم‌ترین آدمِ زندگی‌ام

٩٦/١١/٢٦
تلگجیم

تلگجیم 525

٩٦/١١/٢٦
شگرد

هنگام خواب با گوشی چه کنیم؟

٩٦/١١/٢٦
درباره بازیگرانی که در حوزه اجرا هم دستی بر آتش دارند

مایل به مجری

٩٦/١١/٢٦
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و دلخوری

٩٦/١١/٢٦
ذهن زیبا

ذهن زیبا 525

٩٦/١١/٢٦
کوتاه درباره مهم‌ترین فیلم‌های سی و ششمین جشنواره فیلم فجر

متفاوت و پرسروصـــدا مـثل فـجـر 96

٩٦/١١/٢٦
خاطرات گرشاسبی‌بزرگ

کادوی استاد

٩٦/١١/٢٦
مینی

مینی 525

٩٦/١١/٢٦
آنتن

حمله سوسک‌های لانچیکودار!

٩٦/١١/٢٦
پایان نامه

ادابازی درمانی!

٩٦/١١/٢٦
جانونی

هشدار! مبتلایان به ناراحتی قلبی این متن را نخوانند...

٩٦/١١/٢٦
یادداشت

من هم معترضم

٩٦/١١/٢٦
واکاوی یک دلیل ساده برای حسرت 16 ساله قهرمانی در جام باشگاه‌های آسیا

نبرد نابرابر

٩٦/١١/٢٦