30جيم‌نما
30جيم‌نما

30جيم‌نما

نویسنده :

هال هارتلي
اين نام يکي از کهنه جوان‌هاي آمريکايي است که با اين که استعدادش بسيار زود کشف شد، هرگز دم به تله هاليوود نداد و به سرنوشت کساني چون برايان سينگر و امثال او دچار نشد. اين کارگردان 51 ساله پس از تحصيل در کالج هنر ماساچوست به عنوان مدير روابط عمومي در اکشن پروداکشنز مشغول به کار شد و همين شرکت در اولين فيلم بلند او به نام يک حقيقت باورنکردني سرمايه‌گذاري کرد که بعدها با موفقيت در جشنواره فيلم تورنتو به پرده سينماها هم راه پيدا کرد. نکته جالب راجع به سينماي ظريف و به نوعي کمدي سياه هارتلي، رشد و تکاملي است که در فيلم‌هايش شاهد هستيم. او در دو فيلم اول خود به ماجراهاي خانوادگي و غيرممکن بودن عشق رومانتيک پرداخت، بعد به سراغ فيلم‌هاي جاده‌اي و در نهايت حتي تا مضامين پسا 11 سپتامبري هم پيش رفت. اما بهترين فيلم‌هاي او:

يک حقيقت باورنکردني (an unbelievable truth)
جاش هاتون» که به جرم قتل در زندان بوده سرانجام آزاد مي‌شود و به زادگاهش بازمي‌گردد. هيچ کس در شهر دقيقا نمي‌داند جاش مرتکب چه جرايمي شده ولي به هر حال شايعات اغراق ‌شده‌اي راجع به او در جريان است. در نهايت ويک هوگو به او که دست ماهري در مکانيکي دارد کار مي‌دهد. دختر ويک به نام آدري جوان دلزده‌‌اي است که با موقعيت‌‌هاي غيرعادي دست و پنجه نرم مي‌‌کند. آدري پوچ گرا که نگران نابودي جهان است و در محله‌شان صداي بمب مي‌‌شنود، با اين مکانيک اسرار‌آميز آشنا مي‌‌شود که به جرج واشنگتن علاقه دارد و در نتيجه بيشتر و بيشتر در دام عشق اين متهم به قتل گرفتار مي‌شود. اين فيلم، فيلم ديالوگ و نوع کمدي‌اش به شدت اجتماعي است.

اعتماد (Trust)
همگان اين فيلم را بهترين ساخته هارتلي تا به امروز مي‌دانند. البته درباره بهترين بودن يک اثر حرف بسيار است. يک نوع بهترين بودن آن است که همگان بتوانند با فيلم ارتباط برقرار کنند که از اين جهت اين فيلم بهترين است ولي پس از شناخت سينماي يک کارگردان به کدهايي از او پي مي‌بريد که با مقايسه آن‌ها با همديگر مي‌توانيد بهترين فيلم را در دنياي فکري او تشخيص دهيد که از اين جهت فيلم هنري فول و دنباله‌اش في گريم احتمالا برجسته‌ترين آثار نظام فکري او به شمار مي‌روند. و اما اعتماد راجع به عشق يک دختر به شدت طرد ‌شده از جهت اجتماعي به نام ماريا با متيو که تعميرکار وسايل الکترونيکي است ولي به خاطر وسواس در کيفيت کار هيچ وقت در يک شغل ثابت نمي‌ماند و مدام اخراج مي‌شود، مي‌باشد. فيلمي که با کارگرداني هارتلي بسيار دلچسب و شيرين از کار درآمده و واقعا ارزشمند است البته اگر از طنز اجتماعي خوشتان بيايد.

آماتور (Amateur)
اين اولين فيلمي بود که از طريق آن با هارتلي آشنا شدم. فيلم با تصوير جواني شروع مي‌شود که از پنجره ساختماني سقوط کرده و کف خيابان پهن شده است و وقتي به هوش مي‌آيد از دليل حادثه خبر ندارد و به دنبال کشف حقيقت مدام ابعاد بدتري از وجود خودش را کشف مي‌کند که توصيه مي‌کنم تماشاي آن را از دست ندهيد. اما فيلم هنري فول که ديگر جا نداريم راجع به آن صحبت کنيم، طرفداران هارتلي اين اثر را بيشتر از همه دوست دارند. به ويژه به خاطر شخصيت‌پردازي‌هاي فوق‌العاده‌اش. فيلمي که هارتلي 10 سال بعد دنباله‌اي براي آن ساخت و حالا شايعاتي راجع به قسمت سوم آن هم به گوش مي‌رسد.

نظرات کاربران
کد امنیتی