شاعرخوان‌هشتم
بررسي مهم‌ترين آثار مهدي اخوان ثالث

شاعرخوان‌هشتم

نویسنده :

از 17، 18 سالگي‌اش در سال 1324 به عنوان شاعري که شعر کلاسيک و سنتي مي‌گويد مي‌شناختندش. تا سال‌هاي آغاز دهه 30؛ دو سال بعد از کودتاي 28 مرداد که شعر «‌زمستان‌» را سرود و در آن دوران شعرش شکلي از سرودي ملي به خود گرفت. تا بعد‌تر سال‌هاي آغاز دهه 40 و شعر «‌مرد و مرکب» که اعتراض او به انقلاب سفيد و اصلاحات شاه بود. در اين سال‌ها او مهم‌ترين و به ياد ماندني‌ترين شعرهايش را در قالب نيمايي گفت و خيلي‌ها که هنوز به شعرهاي نيما توجهي نکرده بودند اشعار او را که نشان دهنده روزگار سرد و زمستاني مردم و ايران بود، حفظ کرده بودند. اين‌گونه او شاعر زمستاني مردم شد. در کنار اين شعرها شعرهاي روايي او که يک جور حالت نقل و داستان داشت مثل «‌خوان هشتم» و «‌قصه شهر سنگستان» نيز تصويرگر وضعيت سياسي و اجتماعي دوراني بود که در آن او به عنوان يک شاعر زندگي مي‌کرد. «مهدي اخوان ثالث» اولين مجموعه شعرش را با نام «ارغنون» در سال 1330 منتشر کرد و آخرين مجموعه شعرش دفتر «‌ترا اي کهن بوم و بر دوست دارم» بود که در پايان 40 سال فعاليت ادبي يک سال قبل از مرگش چاپ کرد. آن‌چه اخوان را به عنوان شاعري نوگرا و در نوگرايي صاحب سبک معرفي کرد آثاري بود که در فاصله‌ زماني بين اين دو دفتر و به خصوص در دهه‌هاي 30 و 40 شمسي سرود. آثاري که در بين آن‌ها زمستان (‌1335)، آخر شاهنامه (1338) و از اين اوستا (‌1344) از همه مشهورترند‌. در بيستمين سالگرد خاموشي او شعرهاي ماندگار اين مجموعه‌ها را دوباره با هم مرور مي‌کنيم.

:: زمستان :: معروف‌ترين شعر اخوان بين اهالي ادبيات و مردم همين شعر زمستان است. شعري که روايتگر يک روز سرد زمستاني در دي ماه است و با بيت معروف «‌سلامت را نمي‌خواهند پاسخ گفت/ سرها در گريبان است» شروع مي‌شود. خيلي از شاعرها و استادها وقتي مي‌خواهند جوجه شاعرها را نصيحت کنند، مي‌گويند: «برو شعر زمستان اخوان را بخوان که به اندازه يک کلاس درس است و شعر گفتن ياد بگير!» با توجه به اين که اخوان اين شعر را در 28 سالگي سروده است واقعا بايد به‌ آن به شيوه شعرش گفت: «دمت گرم و سرت خوش باد!»

:: باغ من :: مجموعه شعر زمستان به جز «زمستان» معروفش، يک پاييز هم دارد. هر چند بيشتر ما اخوان را با شعر زمستان مي‌شناسيم، به نظر بسياري از منتقدين شعر پاييزي اخوان شاعرانه‌تر از زمستان است و چيزي از آن کمتر ندارد. در اين شعر اخوان به ديدار باغش در فصل پاييز رفته است و با لحني حماسي فضاي پاييزي و غمبار آن را براي ما تصوير مي‌کند. با اين همه مي‌گويد هر چند باغ نوميد چشم انتظار آمدن بهار نيست اما زيبا و سربلند است. نکته جالب توجه اين است که اين شعر پاييزي و سراسر ياس در فصل بهار سروده شده است. اخوان شعر «باغ من» را در خرداد 1335 سروده است.

:: چاووشي :: عبارت‌هايي مثل «بيا ره توشه برداريم/ قدم در راه بگذاريم» يا «من اين‌جا بس دلم تنگ است/ و هر سازي که مي‌بينم بدآهنگ است» يا اصلا عبارت «به هر کجا که روي آسمان همين رنگ است» را بارها شنيده‌ايد، مي‌دانيد اين جمله‌ها مصراع‌هايي از شعر ديگري از اخوان با عنوان «چاووشي» است که البته به اندازه اين عبارت‌ها که تکيه کلام شده‌اند، معروف نيست.

:: قاصدک :: اخوان در بعضي شعرهايش لحن گفت‌وگويي دارد. نمونه‌اش شعر کوتاه «قاصدک» است که در آن شاعر با يک گل قاصدک گفت‌وگو مي‌کند. اخوان با استفاده از اين باور عامه که قاصدک آورنده خبر و پيغام است فضاي صميمي را براي ارتباط با مخاطب ايجاد کرده است و با زبان محاوره از گل قاصدک مي‌پرسد: «قاصدک هان! چه خبر آوردي؟»

:: کتيبه :: بعضي از اشعار اخوان چارچوب داستاني دارند و شاعر در شعر ماجرايي را تعريف مي‌کند. يکي از اين داستان‌ها که خيلي شبيه داستان‌‌هاي ميني‌مال است و عنصر غافلگيري تويش خيلي زياد است، شعر نوميدانه «‌کتيبه» است که آدم را مي‌برد در هواي پوچي و بيهودگي آلبرکامويي که بيشتر شبيه يک نفرين بر سر آدم‌هاي ماجرا سنگيني مي‌کند. شعر کتيبه مال دفتر «از اين اوستا» است که چند تا شعر معروف ديگر مثل «ناگه غروب کدامين ستاره» و «نماز» و «قصه شهر سنگستان» دارد.

:: دريچه :: اخوان چند تا شعر عاشقانه معروف دارد که مخصوص بچه عاشق‌هاي باکلاس دهه 80 است. مي‌گوييم عاشق‌هاي باکلاس، چون اخوان اين شعرها را نه با لحن عاشقانه‌هاي قديمي گفته است و نه شعرهاي سنگين و محجوبش به درد عشق‌هاي آبکي امروزي مي‌خورد. شعر دريچه که با مصراع «‌ماييم دو دريچه روبه‌روي هم/ آگاه ز هر بگو مگوي هم» آغاز مي‌شود و «لحظه ديدار» دو تا از عاشقانه‌هاي معروف اخوان هستند. اگر دوست داريد بيشتر از اخوان عاشقانه بخوانيد به چند شعر ديگرش با عنوان «غزل» در مجموعه «آخرشاهنامه» نگاهي بيندازيد.

:: آخرشاهنامه :: مجموعه «آخر شاهنامه» بعد از دفتر «زمستان» منتشر مي‌شود و نشان مي‌دهد که زمستان يک اتفاق نبوده است. بيشتر شعرهاي اين مجموعه موفق و برجسته هستند. در اين مجموعه حتي شعر «طلوع» هم که تصويرسازي زيبايي دارد از به خون نشستن بال کبوتران در صبحگاه سخن مي‌گويد. شعر معروف اين دفتر همان «آخر شاهنامه‌» است که از ويراني شکوه قديم مي‌گويد و بيشتر يادآور آن است که پايان‌شاهنامه خيلي هم خوش نيست.

:: خوان هشتم :: شعر «خوان هشتم» را بيشتر ما به‌خاطر درس ادبيات دبيرستانمان مي‌شناسيم. داستان يک قهوه‌خانه در زمستان که مرد نقال در آن نقالي مي‌کند و حکايت رستم و نابرادرش شغاد را تعريف مي‌کند. اين شعر مال ششمين مجموعه شعر اخوان با عنوان «‌در حياط کوچک پاييز در زندان» است. هر چند که مي‌گويند در اين زمان اخوان از دوران اوج شاعري‌اش فاصله گرفته است، اين شعر و دو شعر ديگر اين مجموعه اولي با عنوان «ماجراي کوتاه» که عبارت معروف «مستي است و راستي» در آن تکرار مي‌شود و ديگري شعر غمگين «دست‌هاي خان امير» در خاطره مخاطب همچنان مانده‌اند.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
برگزیده سایت

ساده نویسی یا محاوره نویسی؟

٩٥/١٠/٢٩
کافه جهان نما

هلند، گل سرسبد اروپا

٩٥/١٠/٣٠
شاخ هفته

دندان‌های نا اهل

٩٥/١٠/٣٠
مینی‌ها

مینی ترفند 471

٩٥/١٠/٣٠
جارچی

فتوچاپ 471

٩٥/١٠/٢٩
جارچی

تلگجیم 471

٩٥/١٠/٣٠
روایت‏هایی ازآداب زندگی با پوششی به نام چادر

شیک، به روز، با وقار... چتدری

٩٥/١٠/٣٠
جارچی

اندر باب مریدان و دستگیری ع.ز

٩٥/١٠/٣٠
پوپولیسم در فوتبال ما چه تفاوتی با فوتبال جهان دارد؟

محبوبیت یعنی دو هیچ از بقیه جلوتری!

٩٥/١٠/٣٠
ناصرخان آکتور سینما

كلا بستگى داره!

٩٥/١٠/٣٠
جارچی

سرکار خانم رئیس جمهور

٩٥/١٠/٣٠
شوخی با پریسلی، تعطیل کردن فارسی1، نامه به پوتین و دیگر شاهکارهای حسام نواب صفوی

#آقای_یقه

٩٥/١٠/٣٠
پوپولیست کیست و چرا در جامعه ما جواب می‌گیرد حتی در ورزش؟!

حکمت پوپولیست پروری

٩٥/١٠/٣٠
مروری بر تکرار ملال آور موضوع قصاص در آثار سینمایی کشورمان

نکشی مارو!؟

٩٥/١٠/٣٠
آنتن

خواب کم و لگد قوی

٩٥/١٠/٣٠
چهره هفته

هر برگی که محیط زیست نمی شود!

٩٥/١٠/٣٠
جارچی

پهنای باند فراخ می شود

٩٥/١٠/٣٠
جارچی

همه اش زیر سر کارمندان است

٩٥/١٠/٣٠
پوپولیست پرتغالی

پوپولیست پرتغالی، کارلوس کی روش

٩٥/١٠/٣٠
پایان‌نامه

مصوبه‌ای برای بابای بچه!

٩٥/١٠/٣٠
تبلیغات
تبلیغات