روندي که بايد نظام‌مند شود
گفت‌وگويي با حجت‌الاسلام آقايي در مورد سريال‌هاي رمضاني

روندي که بايد نظام‌مند شود

نویسنده :

سريال ماه رمضاني بدون موضوع ديني کمي بعيد به‌نظر مي‌رسد و سريال ديني بدون کارشناس مذهبي بعيد‌تر. با توجه به حضور کمرنگ کارشناس مذهبي در سريال‌هاي امسال به سراغ حجت‌الاسلام آقايي رفتيم تا در اين مورد صحبت کنيم، اين مطلب خلاصه آن گفت‌وگو است:
‌‌

آغاز خوب بود ولي ادامه نياز به دقت دارد
درطول سال‌هايي که از پخش سريال‌هاي مناسبتي در ماه رمضان مي‌گذرد، فضاي پرداخت به مسائل ماورايي عمر کوتاهي دارد که مي‌توان گفت از سريال «کمکم کن» آغاز شد، البته آغاز جدي‌تر و گسترده‌تر اين روند با سريال «او يک فرشته بود» مطرح شد که چون در زمان خودش يک پديده نو بود، توانست مخاطب زيادي به‌دست بياورد. با اين حال اين روند ارزشمند در آينده به ورطه تکرار افتاد و خيلي به سوي جدي‌تر، عميق‌تر و جذاب‌تر شدن حرکت نکرد، چنان‌که امسال در سريال «ملکوت» ديديم که کارگردان با يک سري جلوه‌هاي ضعيف رايانه‌اي قصد به‌تصوير کشيدن برزخ را دارد و بايد گفت اصلا موفق به انجام اين کار نشده است. از طرف ديگر «ملکوت» تبديل به يک سريال توصيه‌اي شده است و بدون اين‌که از مضامين لطيف هنري براي انتقال مفاهيم استفاده کند، حرف‌هايش را طوري مي‌زند که حتي يک منبري هم اين‌طور صريح سخن نمي‌گويد.

‌‌ سريال‌هاي ماورائي، زمينه‌اي براي فعاليت
در هر صورت حضور صداوسيما در اين زمينه امري ضروري است و با يک نگاه منصفانه، نمي‌توان گفت که اين فعاليت نبايد شروع مي‌شد. همان‌طور که بنده، روي منبر بارها و بارها از مسائل ديني، معنوي و ماورائي علي‌الخصوص فضاي قبر و قيامت و ملکوت صحبت مي‌کنم، لزوم فعاليت تلويزيون هم در اين حوزه انکارناپذير است؛ شما توجه داشته باشيد که يک سوم آيات اعتقادي قرآن در مورد قيامت است و شايد بعد از موضوع توحيد، ما هيچ موضوعي را به اهميت روز قيامت نداريم. بنابراين ما معتقد هستيم که اگر کسي با رعايت قالب‌هاي متناسب بتواند به مسئله ماورائي بپردازد و اين موضوع را براي مردم ملموس‌تر بکند کار خوبي کرده است وجاي تقدير دارد.

جسارت صداوسيما را مي‌ستايم
با توجه به حساس بودن پرداخت به مسائل مذهبي و ماورايي من جسارت صدا و سيما و آن دسته از کارگرداناني که با شجاعت و جسارت وارد اين عرصه شدند را مي‌ستايم که درواقع شروع‌کننده اين جريان بودند. بالاخره اين افراد از پنج يا شش سال گذشته و با توجه به امکانات محدود مالي و تکنيکي‌اي که به لحاظ ساخت و پرداخت بصري داريم فتح بابي را انجام دادند. ولي بايد توجه داشت اگر سعي کنيم جذابيت‌هاي فني و بصري آثارمان را ارتقاء بدهيم، يقينا باعث ارتقاء جنبه‌هاي هنري اثر نيز مي‌شود و اين آثار اين‌گونه زمخت به نظر نمي‌آيد. بالاخره از اين جهت هم من اين تلاش را ارزشمند مي‌دانم و اعتقاد داشتم و دارم که بايد روزي در حوزه سينما و تلويزيون به اين مسائل به‌طور جدي پرداخته مي‌شود.

‌‌ مسابقه‌اي براي ساخت سريال‌ها
حالا اين سئوال مطرح مي‌شود که چرا پرداختن به مسائل معنوي از سمت تلويزيون فقط بايد مخصوص ماه رمضان باشد؟ به‌هر‌صورت در اين ماه دل‌ها براي پذيرش مسائل معنوي آماده‌تر است، منتها اين موضوع بايد با يک شيب ملايم و با يک توزيع مناسب انجام بگيرد، ولي مي‌بينيم که همين شتابزدگي، امر ساخته شدن سريال‌هاي مناسبتي را تبديل به نوعي مسابقه کرده. يعني اين سريال‌ها در مدت بسيار کمي ساخته، پرداخته و آماده نمايش مي‌شوند. چنان‌که مي‌بينيم قسمت‌هاي پاياني سريال «ملکوت» در ايام ماه مبارک رمضان در حال ساخت بوده؛ بالاخره پرداختن به چنين موضوع حساسي، مي‌طلبد که زمان و وسواس بيشتري براي ساخت آن صرف بشود.

‌‌ نيازمند نگاه استراتژيک هستيم
به نظرم ديگر دوران انبوه‌سازي در مورد سريال‌هاي مناسبتي به‌سر آمده است و امروزه ساخت سريال براي تمام مناسبت‌ها نياز به يک طراحي استراتژيک و کميته‌اي راهبردي دارد، اين کميته مي‌تواند مرکب از اساتيد حوزه و دانشگاه و صداوسيما باشد که با مقوله هنر، تاريخ و جامعه‌شناسي آشنا هستند و خواهند توانست با طراحي يک چشم‌انداز، راه را براي سال‌هاي آينده روشن بکنند و به سئوالات پاسخ بدهند، مثلا آيا نياز است که ما هرسال به مسئله ماوراء بپردازيم يا نه؟ آيا فقط در ماه رمضان بايد اين موضوع مطرح بشود؟ بالاخره ماه‌هاي رجب و شعبان بر اساس روايات، ماه‌هاي سير و سلوک است، خوب چرا ماه رجب و شعبان بايد از اين قضايا خالي باشد؟ همين سئوالات بي‌جواب نشان مي‌دهد که صدا و سيما از فقدان يک طراحي کلان و روشن براي پرداختن به سريال‌هاي مناسبتي رنج مي‌برد.

‌‌ راهي براي رفع شبهه‌هاي مخاطبان
گاهي مشاهده مي‌شود که برخي از کارشناسان مذهبي که توسط دوستان صداوسيما از حضور آن‌ها استفاده مي‌شود، مثل بنده از عناصر دسته سه و چهار اين در مقولات هستند. البته تمام دوستان با نيت خير به اين حوزه ورود پيدا کردند ولي مثلا در سريال‌هايي مانند «او يک فرشته بود» و «اغما» شاهد هستيم که شيطان به چشم مي‌آيد. اين به چشم آمدن شيطان يک واقعيت است (به‌عنوان نمونه در روايت ذکر شده است که شيطان براي مقربيني چون حضرت ابراهيم (ع) به چشم مي‌آيد) ولي براي يک انسان عادي، هر چقدر هم خوب، آيا شيطان بايد اين‌گونه ظاهر بشود؟ دوستان مي‌گويند: نه، ما داريم وسوسه را مجسم مي‌کنيم و قصد مجسم کردن شيطان را نداريم.راه حل اين است که، حوزه بايد با کارهاي تحقيقاتي و منسجمي که انجام مي‌دهد بر اين آثار نظارت دقيق داشته باشند.

‌‌ سطح تاثيرگذاري ابزار تلويزيون
طبعا گستره سطح مخاطب تلويزيون قابل مقايسه با مخاطبيني نيست که پاي منبر مي‌روند، حالا تصور کنيد که وقتي يک سريال در ساعات افطار و بعد از افطار روي آنتن مي‌رود و چندين ميليون مخاطب آن را تماشا مي‌کنند، مي‌تواند چه تاثير عظيمي روي جامعه داشته باشد، حالا اين از نظر کميت مخاطب بود، مسئله ديگر نفس تاثيرگذاري مقوله هنر است که چندين برابر يک خطابه تاثير مي‌گذارد. ولي به همان اندازه که تاثير مثبت مي‌گذارد، کار بد هم به همان اندازه مي‌تواند تاثير منفي در مخاطب ايجاد بکند. ما اين خطر را قبول داريم و احساس نگراني هم مي‌کنيم ولي درنهايت من حرف اول خودم را دوباره تاکيد مي‌کنم، مي‌گويم که روند ساخت اين‌گونه سريال‌ها بايد در صداوسيما ادامه پيدا کند.

نظرات کاربران
کد امنیتی