ببخش تا بخشيده شوي
چطور مي‌شود يک آدم بخشنده باشم؟

ببخش تا بخشيده شوي

نویسنده :

تا به حال شنيده‌ايد کشاورزي بذرهايش را دور بريزد يا خرمن محصول‌هايش را آتش بزند؟ فقط صحنه‌اش را تجسم کنيد. اين دور ريختن و آتش زدن کاري است که تک‌تک ما هر روز با بذر‌ها و خرمن محصول‌هايمان انجام مي‌دهيم. دور مي‌ريزيم و آتش مي‌زنيم و اين طور مي‌شود که ظرفيت‌هاي رواني‌مان روز‌به‌روز کمتر و کمتر مي‌شود. يکي از اين بذرها، که خداوند آن را در دست‌هايمان گذاشته، بذر بخشش است. بذر جود، هبه و هديه، سخاوتمندي، بذل و عطا و دهش. اين‌که اصلا اين بذر بخشش را در دست‌هايمان مي‌بينيم، اين که اين بذر را در خاک مي‌کاريم و يا بي‌خيال دور مي‌اندازيمش، اين‌که برفرض کاشتن، از خرمن محصول‌مان بهره مي‌گيريم، يا آتشش مي‌زنيم... صحبت اين شماره «آدم خوب، صفت خوب» است.
چرا ببخشم‌؟

گفته‌اند: «حاسبوا انفسکم» و نگفته‌اند: «حاسبوا اعمالکم». اين مهم نيست که امروز چه کارهايي کرده‌ام. مهم اين است که اين کارها را براي چه انجام مي‌دهم.

واقعا چرا ببخشم؟ چون همه مي‌بخشند... چون طاقت ديدن آدم‌هاي نيازمند را ندارم و زود تحريک مي‌شوم... چون گفته‌اند خوب است و من نمي‌دانم کجايش خوب است... چون...

کسي که يک بذر طلايي را در دست‌هايش ديده و مي‌داند اگر اين بذر را درست بکارد و درست نگه‌داري کند، خرمن خرمن محصول برداشت مي‌کند، چطور مي‌تواند بذر را دور بيندازد؟ کسي که مي‌داند با بخشش مي‌تواند بدن‌ها و مغز‌ها و دل‌ها و روحيه‌هاي زيادي را بسازد و روشن کند و از آن مهم‌تر وجود خودش را وسيع‌تر کند، چطور مي‌تواند نبخشد؟ چطور ممکن است بخشش برايش کاري، فصلي و مقطعي باشد؟

امام علي‌(ع) در جايي فرمودند: «بخشندگ، ميوه خردمند است.» اين است که فرق مي‌افتد بين بخشش من با بخشش آن‌هايي که انگيزه‌هايشان پاک و بزرگ است. بخشش مني که تا به امروز به بخشيدن و دليل بخشيدن فکر نکرده‌ام، چطور مي‌تواند برابر باشد با بخشش آن‌هايي که اهل فکر و محاسبه‌اند؟ پس قدم اول بخشندگي، فکر کردن است.

چه چيزهايي را مي‌توانم ببخشم؟

معمولا حرف از بخشش که به ميان مي‌آيد، به ياد بخشيدن پول در جيبمان و يا نهايتا مواد غذايي در يخچال خانه‌مان مي‌افتيم و اگر جيب و يخچال چندان پر نباشند، بي‌خيال بخشش مي‌شويم. خيال مي‌کنيم همين که چيزي نداشتيم، تکليفي نداريم. در حالي که بخشش و انفاق ربطي به ثروت ما ندارد.

واقعا چه چيزهايي را مي‌توان به ديگران بخشيد؟ جواب اين سئوال، يک کلمه است: همه چيز. همه آن چيزهايي که مربوط به شماست و خداوند به شما داده؛ از دارايي‌هاي مادي گرفته تا دارايي‌هاي معنوي را مي‌توانيد ببخشيد. البته بخشيدن آن‌چه بيشتر دوست مي‌داريد و برايتان عزيز است، اولويت دارد. خلاصه اين‌که هر‌ کس مي‌تواند يک يا چند وجهش را ببخشد، بگرديد و آن وجوه را در خودتان پيدا کنيد.

چند نمونه از دارايي‌‌هاي فراموش شده که مي‌توانيد آن‌ها را به ديگران ببخشيد:

وقت؛ اگر در اين دنيا هيچ دارايي براي بخشيدن نداريد، وقت که داريد! وقت از آن دارايي‌هايي است که گاهي کمي از آن مي‌تواند گره‌ها باز کند، به ياد بياوريد وقت‌گذاري بي‌دريغ انسان‌هايي که در مسير زندگي‌تان براي شما، وقت گذاشته‌اند و اين بار آگاهانه از وقت خود به ديگران هديه کنيد.

اعتبار و آبرو؛ اين دارايي دير و با زحمت به دست مي‌آيد، اما هر کس صاحب آن است اگر اهل بخشش باشد، بخشش‌اش منحصر به فرد و کار آمد مي‌شود که خرجي ندارد اما ارزش زيادي دارد. اگر جايي احترام و آبرويي داريد، آن را براي بخشيدن دم دست بگذاريد.

اطلاعات؛ مي‌گويند دنيا شده است دنياي اطلاعات، مي‌گويند ارزش دانسته‌ها و اطلاعات آن‌قدر زياد است که امروزه، اطلاعات شده است يکي از دارايي‌هاي درجه يک. اين‌که شما نتيجه پروژه پايان تحصيلي‌ات را در اختيار سال پاييني‌ها قرار بدهي. اين‌که خلاصه کتابي را که خوانده‌اي روي وبلاگت بگذاري. اين که رفيقت را در دانسته‌هايت از درس شريک کني، بخشش کمي نيست. بگرديد و دانسته‌ها و اطلاعاتي را که مي‌شود بخشيد از در زندگي‌تان پيدا کنيد و بيرون بکشيد...

عواطف؛ خرج کردن اين دارايي زحمتي براي شما ندارد، اما تأثيري شگفت‌انگيزي روي شما خواهد گذاشت. همدردي و ديگر خواهي و بخشش محبت و عاطفه به کسي که از آن محروم است در قدم اول روح خود شما را آرام و زيبا مي‌کند. پيشنهاد مي‌کنيم براي بخشش محبت به ديگران از خانه خودتان شروع کنيد.

بخشنده‌ها چه شکلي هستند؟

بخشنده‌ها مهربان، مسئوليت پذير و فداکار هستند. آن‌ها مثبت فکر مي‌کنند و ظرفيت رواني بالايي دارند. احساس مفيد بودن مي‌کنند. معمولا خوشحالند و کمتر چيزي آن ها را عصباني مي‌کند. خوش اخلاقند و دوست‌هاي زيادي دارند... و تمام اين‌ها يعني با يک حساب سر انگشتي، بخشنده‌ها از زندگي رضايت دارند و احساس خوشبختي مي‌کنند.

با کرامت و بخشش زندگي مي‌کنند و کرامت جزئي از وجودشان شده‌است. مثال روشنش هم اهل بيت هستند که در وصفشان آمده‌: «‌عادتنا کرامه».

بخشنده‌ها مال و دارايي‌ها را براي خودشان نمي‌بينند، دارايي‌ها را مال خداوند مي‌دانند و دست آدم‌ها را همان دست ديگر خداوند مي‌دانند. پس نه تنها اهل منم زدن و خود نشان دادن نيستند بلکه دائم نگرانند نکند خيانت در امانت کنند و امانت خدا را (همان دارايي‌هايشان را که مدتي دستشان بوده) خوب و درست برنگردانده باشند.

بخشنده‌ها به خدا و به مردم نزديک‌اند.

چطور ببخشم؟

بخشش، فقط براي گيرنده آن مفيد نيست؛ بخشش بايد هم براي دهنده و هم براي گيرنده، موجب رشد و تکامل بشود. حتي در نگاه اسلام، دهنده نيازمندتر است به بخشيدن تا گيرنده. اما چطور بايد ببخشم، تا اين بخشش براي من هم سازنده باشد؟

موقع بخشيدن حواسم به خدا باشد. به‌خاطر چشم مردم اين کار را انجام ندهم. انگيزه‌هايم را پاک کنم.

به روش بخشيدن، مکان و زمان آن فکر کنم، تا سرمايه‌اي را تلف نکرده باشم.

به نياز حقيقي گيرنده بخشش فکر و سعي کنم آن را تامين کنم.

در همه زمان‌ها، مخصوصا در تنگدستي‌هاي مالي، اهل بخشش باشم.

منت نگذارم و عوض نخواهم.

مغرور نشوم که: «‌عجب بخششي کردم من!»

گيرنده بخشش را لطفي از جانب خداوند ببينم و با احترام با او رفتار کنم.

در زمان بخشيدن، گيرنده بخشش را اذيت نکنم. او را معطل نکنم. ذليل و خوارش نکنم.

اگر بخواهم در بخششي که کرده‌ام ديده بشوم، کار را به کل خراب کرده‌ام.

کاري نکنم که گيرنده بخشش، متملق و چاپلوس شود و از من تعريف و ستايش بي‌جا کند.

اسراف و زياده روي نکنم. بريز و بپاش‌هاي اضافي را حذف کنم.

بعد از بخشش، دائم بخششي را که کرده‌ام يادآوري نکنم.

از خداوند به‌خاطر لطفي که در حق من کرده تشکر کنم.

نظرات کاربران
کد امنیتی