رنگي براي اين شب‌ها
محرمانه مستقيم

رنگي براي اين شب‌ها

نویسنده :

يک روز خسته، يک روز گرسنه، يک روز تشنه، يک روز با تمام جزئيات روزهاي ديگر فقط با يک رنگ جديد، رنگي که قرار بوده بپاشد روي اين روزها و ماه رمضاني‌شان بکند و حالا بپاشد روي اين شب‌ها و شب قدري‌شان بکند، يک روز که در آن کار کرده‌اي، احيانا درس خوانده‌اي، خوابيده‌اي، با دوستانت بيرون رفته‌اي و همه‌اش فکر کرده‌اي به شبي که قرار است اتفاق خاصي در آن بيفتد. با اين که خيلي به خودت مطمئن نيستي اما خيالت از جاي ديگري راحت است، خيالت راحت است که حرف خدا حرف است و وقتي مي‌گويد اين شب از هزار ماه بهتر است، يعني هست، يعني مي‌شود در اين شب کاري کرد، جبراني کرد که در هزار شب ديگر نمي‌شود، يعني مي‌شود روزمان که گذشت، افطارمان را که ميل کرديم، سريال‌هاي بعد افطارمان را هم که به ترتيب نگاه کرديم، وقتي احساس کرديم مشکلات خانوادگي‌مان توسط يک سريال حل شده و عرفان مان توسط آن ديگري بالا زده و روحيه طنزمان هم تقويت شده و اگر بعد اين برنامه‌هاي آموزشي و پرورشي صدا وسيما وقتي ماند و نمازي هم خوانديم مي‌رسيم به مراسم شب قدر. شب‌هايي که گاهي خيلي شلوغ است و برايت برنامه‌هايي تدارک ديده شده که بايد در همه‌شان شرکت کني، شب‌هايي که اگر خودت تصميم نگرفته باشي چطور پرشان کني، ممکن است پر شوند و براي تو فايده‌اي نداشته باشند، اما ممکن است خودت تصميم بگيري که اين شبت را آباد کني و پر رنگ‌ترش کني و حس و حالش را بيشتر کني.

يک عادت خوب به سبک بچه مدرسه‌اي‌ها اين است که آدم يک کاغذ و خودکار بردارد و چيزهايي را که براي شب‌قدر امسالش مي‌خواهد بنويسد، همه‌اش هم قرار نيست آرزو و حاجت باشد، بعضي‌هايشان تصميم است، تصميم‌هايي که قرار است يک سال آينده‌مان را بسازند آن‌قدر با احتياط مي‌نويسيم و خط مي‌زنيم که ديگر مطمئن مي‌شويم دلمان مي‌خواهد همين کار را انجام بدهيم نه چيز ديگري را و بعد ادامه مي‌دهيم و اسم آدم‌هايي را که دوست داريم توي اين خوبي‌ها و آرزوها با ما همراه باشند مي‌نويسيم و خيالمان راحت مي-شود که تکليف شب‌مان را انجام داده‌ايم، ما اين بازي را دوست داريم، بازي که تمام روزهاي قبل از شب قدر، ذهن‌مان را به خودش مشغول مي‌کند، بازي‌اي که نتيجه‌اش را توي همين شب قدر متوجه نمي‌شويم اما دلمان مي‌خواهد توي سال‌هاي آينده بفهميم که اين شب‌ها برنده شده بوديم و خدا هواي‌مان را داشته و به ما ارفاق کرده است و نگذاشته که ببازيم.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
نگاهی به « انتقام جویان: جنگ اینفینیتی» به بهانه اکران بزرگترین پروژه سینمایی «مارول»

بزرگترین گردهمایی تاریخ ابرقهرمان‌ها

٩٧/٠٢/٢٧
آنتن

ما هم نازک!

٩٧/٠٢/٢٧
شاخ هفته

ای تو نگهبان من

٩٧/٠٢/٢٧
درباره «پلنگ سیاه»، فیلمی که در گیشه‌های دنیا عجیب و غریب می‌فروشد

ابرقهرمان بفروش و نچسب

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به پرونده قلدری‌های آمریکا در چند قرن اخیر به بهانه خروج ترامپ از برجام که البته اتفاق عجیبی هم نبو

قلدرامپ

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

جامعه‌شناسی تدفین و چیزهای دیگر...

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک حقیقت مرگبار

٩٧/٠٢/٢٧
درباره درخشش بانوان فوتسالیست ایران در آسیا؛

قهرمانان وطن

٩٧/٠٢/٢٧
جانونی

تقدیم به جناب خرما... با احترام

٩٧/٠٢/٢٧
راهکارهایی برای تنفسِ جان، به بهانه آمدن ماه رمضان

هوای تازه برای ریه‌های روح خسته

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک ایران، یک صدا

٩٧/٠٢/٢٧

تقریبا هیچ!

٩٧/٠٢/٢٧
گفت‌و‌گو با دروازه‌بان تیم ملی فوتسال بانوان ایران

لژیونر شدن ما خیلی محال است

٩٧/٠٢/٢٧
ساختنیجات

جالباسی، از تولید به مصرف

٩٧/٠٢/٢٧
پایان نامه

لوبیا، گلابی و غوطه‌ای که نخورد!

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

دعوت شدگانیم...

٩٧/٠٢/٢٧
تا جامِ جهانی

یک ایرانی بین خوش‌تیپ‌ترین بازیکن‌های جام‌جهانی2018

٩٧/٠٢/٢٧
مینیمال

مینیمال 535

٩٧/٠٢/٢٧
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و انبار پر خودروسازان

٩٧/٠٢/٢٧
چهره هفته

شهردار تهران

٩٧/٠٢/٢٧