جان مدیر اجرایی در خطر است!
آنتن

جان مدیر اجرایی در خطر است!

نویسنده : امیر سعید صبا

سلام بر جیم خوانان عزیز. این روزها جان مدیر اجرایی جیم در خطر جدی قرار دارد، شاید فکر کنید که به خاطر حادثه تروریستی اخیر در تهران این حرف را می‌زنم، اما شرمنده اخلاق ورزشیتان هستم چون باید بگویم که نخیر! چرا که اولا محله ما با وجود سر کلانترهایی چون صغری خانم و کبری خانم اینا، بسیار امن می‌باشد و این عزیزان همان‌طور که سر گرم زندگی خود هستند حواس‌شان هست که الان کی رفت خونه کی و کی از خونه کی اومد بیرون، لذا هر گونه رفت و آمد مشکوکی حتما گزارش خواهد شد، دوما مدیر اجرایی جیم در برابر حملات تروریستی دست لوک خوش شانس را از پشت بسته است، اگر فیلم‌های ترویستی را دیده باشید آن بنده خدایی که خیلی راحت از جلوی تروریست‌ها رد می‌شود را حتما دیده‌اید و احتمالا لحظه‌ای با خودتان فکر نکرده‌اید که آن فرد مدیر اجرایی جیم است، متاسفانه شرمنده اخلاق ورزشیتان نیستم چون این بار درست فکر کرده‌اید و آن فرد یحتمل مدیر اجرایی جای دیگری است!

اما برای این که بدانید چرا جان مدیر اجرایی در خطر است باید بدانید که اصولا مقوله «ضعف روزه» مقوله شوخی برداری نیست، وی یعنی همان ضعف روزه، حریف بد بدن و چغری می‌باشد که در طول روز یکهو شما را جوری می‌گیرد که نفستان بالا نمی‌آید! یعنی جوری به پر و پای آدم می‌پیچد که جردن باروز به پرو پای یزدانی نپیچید! مشکل وقتی حادتر می‌شود که گویی عقربه‌های ساعت نیز دچار این ضعف می‌شوند و از ساعت 4 بعدازظهر دیگر نای حرکت ندارند! شاید تصور می‌کنید که جان مدیر اجرایی جیم به خاطر ضعف روزه در خطر است، اما شرمنده اخلاق ورزشیتان هستم چون باید بگویم که معده وی جوری با الهام از یکی از مخلوق‌ها ساخته و طراحی شده است که مقداری نخود، چشم بلبلی، یک قلیه گوشت و ... از محتویات سحری در منافذ خود پنهان می‌کند و چند ساعت مانده به افطار در چرخه سوخت و ساز در می‌آورد لذا به راحتی بر ضعف روزه غلبه می‌کند!

پس ماجرا چیست؟ ماجرا از این قرار است که درست وقتی ضعف روزه ما را برده است، آن هم درست وقتی که دیگر خونی در بدن‌مان باقی نمانده تا به مغز برسد و فرمول‌های آنالیز ریاضی یک را برای امتحان فردا یاد بگیرد، مدیر اجرایی جیم زنگ می‌زند و می‌پرسد «مطلب چی شد داداش؟!» واقعا اگر شما جای ما باشید مدیر اجرایی را به چهار قسمت تقسیم نمی‌کنید و با وی ذوزنقه متساوی الساقین نمی‌سازید؟!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
نگاهی به « انتقام جویان: جنگ اینفینیتی» به بهانه اکران بزرگترین پروژه سینمایی «مارول»

بزرگترین گردهمایی تاریخ ابرقهرمان‌ها

٩٧/٠٢/٢٧
آنتن

ما هم نازک!

٩٧/٠٢/٢٧
درباره «پلنگ سیاه»، فیلمی که در گیشه‌های دنیا عجیب و غریب می‌فروشد

ابرقهرمان بفروش و نچسب

٩٧/٠٢/٢٧
شاخ هفته

ای تو نگهبان من

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به پرونده قلدری‌های آمریکا در چند قرن اخیر به بهانه خروج ترامپ از برجام که البته اتفاق عجیبی هم نبو

قلدرامپ

٩٧/٠٢/٢٧
درباره درخشش بانوان فوتسالیست ایران در آسیا؛

قهرمانان وطن

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

جامعه‌شناسی تدفین و چیزهای دیگر...

٩٧/٠٢/٢٧
راهکارهایی برای تنفسِ جان، به بهانه آمدن ماه رمضان

هوای تازه برای ریه‌های روح خسته

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک ایران، یک صدا

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک حقیقت مرگبار

٩٧/٠٢/٢٧
جانونی

تقدیم به جناب خرما... با احترام

٩٧/٠٢/٢٧

تقریبا هیچ!

٩٧/٠٢/٢٧
ساختنیجات

جالباسی، از تولید به مصرف

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

دعوت شدگانیم...

٩٧/٠٢/٢٧
گفت‌و‌گو با دروازه‌بان تیم ملی فوتسال بانوان ایران

لژیونر شدن ما خیلی محال است

٩٧/٠٢/٢٧
تا جامِ جهانی

یک ایرانی بین خوش‌تیپ‌ترین بازیکن‌های جام‌جهانی2018

٩٧/٠٢/٢٧
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و انبار پر خودروسازان

٩٧/٠٢/٢٧
پایان نامه

لوبیا، گلابی و غوطه‌ای که نخورد!

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

من از شما می‌پرسم: آیا مشکل ما این است؟

٩٧/٠٢/٢٧
مینیمال

مینیمال 535

٩٧/٠٢/٢٧