یاسوج،  دیاری که بوی گل یاس می‌دهد
کافه جهان نما

یاسوج، دیاری که بوی گل یاس می‌دهد

نویسنده : اکرم انتصاری

کهگیلویه‌و بویراحمد به اندازه اسمش برایم ناشناخته بود. فکر می‌کردم به همان اندازه که جایش در نقشه ایران دنج است باید امن و آرام باشد، دستِ کم برای کسی شبیه من که قرار بود یک دوره کوتاه دانشجویی را مهمان یاسوج و مردمش باشد. یاسوج شهر غافلگیری‌های مدام است و یاسوجی‌ها دائم غافلگیرتان می‌کنند، همان‌طور که دشت‌های سبز و پرگل، کوه‌های پربرف و طبیعت بی‌نظیرش. کم پیش می‌آید یاسوجی‌ها عجول باشند، آرامش چاشنی کارشان است و با همین سیستم چشم‌اند‌ازشان رو به جلوست و راه‌های رسیدن به موفقیت را بررسی می‌کنند. در یاسوج همه چیز بکر و دست‌نخورد‌ه است، از طبیعت فوق‌العاد‌ه‌ تا باوری که مردم با آن رشد کرد‌ه‌اند و حالا به آن مومنند. شاید اگر بخواهید معنای ناب و خالص بودن را درک کنید بد نباشد به میان یاسوجی‌ها بروید و از نزدیک د‌ه‌ها بار معنی خلوص را لمس کنید. یکی از بزرگ‌ترین لذت‌های زندگی یاسوجی‌ها در پشتیبانی از یکدیگر خلاصه می‌شود، با این که قومیت‌ها در یاسوج بسیار متفاوت است اما یک بد‌ه بستان رفتاری و حمایتی یک دست و قابل تامل در میان مردم در جریان است که نمی‌شود از کنار آن گذشت و مدام دوست د‌ارید به موج این خوش‌رفتاری گرفتار شوید. خوب که دقیق شوید می‌بینید بسیاری از رفتارهای یاسوجی‌ها از باور به اعتقادات‌شان رشد می‌کند، ریشه می‌د‌هد و به گُل می‌نشیند مثل حس اعتمادی که میان‌شان آسان شکل می‌گیرد، احساس برادری که سخت به آن پایبندند، دوستی که برای پایدار بودنش از جان‌شان مایه می‌گذارند و راستی و درستی، که دل‌هایشان را از ناپاکی دور می‌کند انگار که یاسوجی‌ها دروازه شهر کوچک‌شان را به روی بی‌اخلاقی بسته باشند و با یک حصار امن از ارزش‌های ساد‌ه و بکرشان محافظت می‌کنند. یاسوج بسیار خوش اقلیم است و شرایط طبیعی منحصر به فردی د‌ارد اما به اندازه سهمش پیشرفت نکرد‌ه و باز هم هر چه د‌ارد را ممنون موهبت‌های طبیعی است، هر چند که این‌ها بهانه‌ای برای کم‌کاری یاسوجی‌ها نیست. آن‌ها برای خودشان، زندگی‌شان و شهرشان بسیار پرتلاشند و کمبود‌ها نتوانسته است انگیزه را از آن‌ها بگیرد آن قدر که اگر در چشم یک جوان یاسوجی برق انگیزه و امید دیدید می‌توانید به او اعتماد کنید و مطمئن باشید که حتما به خواسته‌اش می‌رسد. آن‌ها جنگ‌جو بار آمد‌ه‌اند و از کودکی دست‌وپنجه نرم‌کردن را در مقابل مشکلات کوچک و بزرگ مشق کرده‌اند. یاسوج، شهر روئیدن یاس‌های بسیار، شهری‌ است که هر چند وقت یک بار باید در هوایش نفس کشید تا زنگارهایی را که زندگی مدرن شهری بر دلمان نشاند‌ه، دور بریزیم و بتوانیم از نو نفس عمیق بکشیم.

 

* محمد خبازی، جوان 32 ساله‌ای است که امروز ساکن آمریکاست اما در یک بازه زمانی دو ساله در دوران د‌انشجویی به یاسوج رفت‌وآمد د‌اشته است و حالا بعد از مدت‌ها گذشته را مرور می‌کند و از یاسوج و مردمش می‌گوید، دلتنگ وطن نباشید آقای خبازی

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
نگاهی به « انتقام جویان: جنگ اینفینیتی» به بهانه اکران بزرگترین پروژه سینمایی «مارول»

بزرگترین گردهمایی تاریخ ابرقهرمان‌ها

٩٧/٠٢/٢٧
آنتن

ما هم نازک!

٩٧/٠٢/٢٧
درباره «پلنگ سیاه»، فیلمی که در گیشه‌های دنیا عجیب و غریب می‌فروشد

ابرقهرمان بفروش و نچسب

٩٧/٠٢/٢٧
شاخ هفته

ای تو نگهبان من

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به پرونده قلدری‌های آمریکا در چند قرن اخیر به بهانه خروج ترامپ از برجام که البته اتفاق عجیبی هم نبو

قلدرامپ

٩٧/٠٢/٢٧
درباره درخشش بانوان فوتسالیست ایران در آسیا؛

قهرمانان وطن

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

جامعه‌شناسی تدفین و چیزهای دیگر...

٩٧/٠٢/٢٧
راهکارهایی برای تنفسِ جان، به بهانه آمدن ماه رمضان

هوای تازه برای ریه‌های روح خسته

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک ایران، یک صدا

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک حقیقت مرگبار

٩٧/٠٢/٢٧
جانونی

تقدیم به جناب خرما... با احترام

٩٧/٠٢/٢٧

تقریبا هیچ!

٩٧/٠٢/٢٧
ساختنیجات

جالباسی، از تولید به مصرف

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

دعوت شدگانیم...

٩٧/٠٢/٢٧
گفت‌و‌گو با دروازه‌بان تیم ملی فوتسال بانوان ایران

لژیونر شدن ما خیلی محال است

٩٧/٠٢/٢٧
تا جامِ جهانی

یک ایرانی بین خوش‌تیپ‌ترین بازیکن‌های جام‌جهانی2018

٩٧/٠٢/٢٧
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و انبار پر خودروسازان

٩٧/٠٢/٢٧
پایان نامه

لوبیا، گلابی و غوطه‌ای که نخورد!

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

من از شما می‌پرسم: آیا مشکل ما این است؟

٩٧/٠٢/٢٧
مینیمال

مینیمال 535

٩٧/٠٢/٢٧