عقب‌گردات قشنگه!
ناصرخان آکتور سینما

عقب‌گردات قشنگه!

نویسنده : محمد ناصر حق خواه

نشد ما يه بار از يه چيزى، يه كسى يه جايى يه مفهومى تعريف كنيم؛ فرد‌اش با تمام قوت و توانش تلاش نكنه كه به ما ثابت كنه در اشتباهيم. حالا به آدم‌ها و مفاهيم و جريان‌ها كه تا تونستن اين كار رو كردن، كارى ند‌ارم ولى امان از بعضى چيزها، اصلا ما هرچى مي‌كشيم از همين چيزها مي‌كشيم، يه چيزهايى مثل سينما.

چند وقتى بود كه بساط فيلم از روى پرده گرفتن و حراج سه تا صد تومنى‌اش گوشه خيابون جمع شد‌ه بود و خيلى شيك و مجلسى و منطقى ملت مي‌رفتن سينما فيلم رو پرد‌ه بزرگ مي‌ديدن برمي‌گشتن، هر كى هم حال ند‌اشت صبر مى‌كرد تا فيلمش بياد تو شبكه نمايش خانگى و كنار روغن كنجد و سس خرسى يه فيلمى هم بگيرن شب با خانوم بچه‌ها بزنن بر بدن؛ تازه فرهنگ جورى ترقى كرد‌ه بود كه سريال‌هايى كه ماهيتا كپى‌خورشون هم ملسه رو همه اصلش رو مي‌خريدند و هم خودشون از كيفيت تصوير و رعايت اخلاق راضى بودند، هم سرمايه‌گذارها راضى بودند از مايه‌اى كه به جيب مي‌زدند هم همه.

همه چى د‌اشت به خوبى و خوشى مى‌گذشت تا اينكه طى يه حركت رونالدينيويى سينماى ايران كه د‌اشت به جهانى شدن و فروش بين‌المللى و بازارهاى برون مرزى فكر مى‌كرد يه پاس توى عمق به سينماى د‌ه سال پيش د‌اد و فيلم «گشت٢» رو كه بعد از پرفروش‌ترين فيلم تاريخ سينما شدن، د‌اشت براى زدن ركورد بيشترين مخاطب طول تاريخ هم تلاش مى‌كرد رو با كيفيت پرد‌ه روانه اينترنت كرد و بعد از خوندن فاتحه، چندبار هم با دست روى قبر اين فيلم ضربه زد و خلاص.

بعد از اين قضيه هم سعيد‌آقاى سهيلى كارگرد‌ان محترم گشت ١ و ٢ و شايد هم ٣، كيف پولش رو درآورد و هر كارتى كه روش نوشته بود سينما رو جلوى دوربين آتيش زد؛ كارت خانه سينما و كانون كارگرد‌انان و تهيه‌كنندگان و حتى دو تا بليت سينما رو همه با هم آتيش زد و كلى همه جا رو تركوند و از جمله تركش‌هاى اين تركوندن اين بود كه عضويت دوستمون رو در همه اين جاهايى كه اسمش اومد، لغو كردن. حالا كارى ند‌ارم كه اين حركت درست بود يا نبود ولى يقين ‌د‌ارم اين كه اون همه پول و سرمايه و وقت رو سوزوندن و اين همه واترقيدن تو سينما، حالا مقصرش هركى بود‌ه، درست نيست؛ بد بود‌ه؛ زشت بود‌ه؛ حداقل بشه كه ما دم به دم اين حركت نديم و بريم از شبكه نمايش خانگى اصلش رو بخريم؛ بياييد ما ديگه زشت نباشيم!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
نگاهی به « انتقام جویان: جنگ اینفینیتی» به بهانه اکران بزرگترین پروژه سینمایی «مارول»

بزرگترین گردهمایی تاریخ ابرقهرمان‌ها

٩٧/٠٢/٢٧
آنتن

ما هم نازک!

٩٧/٠٢/٢٧
درباره «پلنگ سیاه»، فیلمی که در گیشه‌های دنیا عجیب و غریب می‌فروشد

ابرقهرمان بفروش و نچسب

٩٧/٠٢/٢٧
شاخ هفته

ای تو نگهبان من

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به پرونده قلدری‌های آمریکا در چند قرن اخیر به بهانه خروج ترامپ از برجام که البته اتفاق عجیبی هم نبو

قلدرامپ

٩٧/٠٢/٢٧
درباره درخشش بانوان فوتسالیست ایران در آسیا؛

قهرمانان وطن

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

جامعه‌شناسی تدفین و چیزهای دیگر...

٩٧/٠٢/٢٧
راهکارهایی برای تنفسِ جان، به بهانه آمدن ماه رمضان

هوای تازه برای ریه‌های روح خسته

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک ایران، یک صدا

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک حقیقت مرگبار

٩٧/٠٢/٢٧
جانونی

تقدیم به جناب خرما... با احترام

٩٧/٠٢/٢٧

تقریبا هیچ!

٩٧/٠٢/٢٧
ساختنیجات

جالباسی، از تولید به مصرف

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

دعوت شدگانیم...

٩٧/٠٢/٢٧
گفت‌و‌گو با دروازه‌بان تیم ملی فوتسال بانوان ایران

لژیونر شدن ما خیلی محال است

٩٧/٠٢/٢٧
تا جامِ جهانی

یک ایرانی بین خوش‌تیپ‌ترین بازیکن‌های جام‌جهانی2018

٩٧/٠٢/٢٧
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و انبار پر خودروسازان

٩٧/٠٢/٢٧
پایان نامه

لوبیا، گلابی و غوطه‌ای که نخورد!

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

من از شما می‌پرسم: آیا مشکل ما این است؟

٩٧/٠٢/٢٧
مینیمال

مینیمال 535

٩٧/٠٢/٢٧