چرخه تروریسم
گروه‌های تروریستی چگونه شکل می‌گیرند، هدفشان چیست و چه سرانجامی دارند؟

چرخه تروریسم

نویسنده : حامد نادری راد

بعضی‌های‌شان آن‌قدر جوان هستند که هنوز ریش‌شان در نیامده، انگشت دست راست را بالا گرفته‌اند و با لبخندی عجیب به استقبال مرگ می‌روند. آن‌ها آماده هستند که صدها زن و مرد و کودک بی‌گناه و افراد غیرنظامی را با یک عملیات انتحاری بکشند. انگار ذهن‌های‌شان مال خودشان نیست، انگار انسانیت در وجودشان مرده است. آن‌ها محصول کارخانه‌ای هستند که سال‌هاست در یک چرخه سیاه تروریست تولید می‌کند و در موتورخانه آن به جای سوخت، دلارهای نفتی کشورهایی مثل عربستان را می‌ریزند و از دودکش‌هایش خون به آسمان می‌پاشد...

 

شکل‌گیری اندیشه‌های خشن

فرقی ندارد اندیشه تکفیری مال ابن تیمیه قرن هشت باشد یا محمد بن عبدالوهاب قرن دوازده، یا مال آن کشیش آمریکایی که تهدید به قرآن سوزی می‌کرد، یا آدولف هیتلر که فکر می‌کرد مردمانش برترین مردمان دنیا هستند و باید اقوام پست را بکشد! مهم نیست چون خروجی همه این اندیشه‌های خشن یک چیز است. ترور، مرگ و کشتار به اسم اهداف خیر! هدف‌های به ظاهر خیری که برخاسته از اندیشه‌های خشن، غیر عقلی و غیر اصولی‌اند. فکر‌هایی که هیچ ربطی به اسلام، مسیحیت و حتی انسانیت فطری بشر هم ندارد. وقتی افسار قدرت دست رهبرانی باشد که این‌چنین فکر می‌کنند، روزهایی خواهد بود که یک نفر باور پیدا کند کشتن انسان‌هایی با دینی غیر از دین او، بلیت یکسره بهشت را برایش مهیا خواهد کرد. همین اندیشه خشن است که با انحراف از مسیر جهاد، حق‌خواهی، کمک به مظلوم و دفاع از وطن، تخم ترور و تروریسم را در قلب‌ و فکر هوادارانش می‌نشاند.

 

آغاز شکل‌گیری با دخالت خارجی

لشکرکشی به عراق و افغانستان یک نقطه عطف در شکل‌گیری تروریسم بین‌المللی بود. جالب این‌جاست که حداقل در مورد افغانستان، هدف به ظاهر، خشکاندن ریشه ترور بود ولی کارکرد این جنگ و به خصوص جنگ عراق، فعال شدن گروه‌های تروریستی، عضو‌گیری و تبدیل شدن به سازمان‌هایی مخوف بود. گروه‌هایی که در ابتدا با هدف ضربه زدن به نیروهای اشغالگر آمریکایی شکل گرفتند بعد‌ها به طور زیرکانه‌ای توسط خود آمریکایی‌ها منحرف شده و تبدیل به گروه‌های فرقه‌‌گرایی شدند که اهداف آمریکا را به صورت غیر مستقیم تأمین می‌کردند. نقش کارگزاری و رابط بین آمریکا و تروریسم را هم سعودی‌ها بازی می‌کردند. پول خرید سلاح را به آمریکایی‌ها می‌دادند، و سلاح‌های خریداری شده را به دست گروه‌هایی که آن زمان «پیکارجو» معرفی‌ می‌شدند، می‌رساندند. هدف اصلی در عراق ناکارآمد کردن حکومت مردمی و دموکراتیک عراق بود که الگویی برای حکومت‌های مرتجع عربی نشود. این حمایت‌ها باعث شد که تروریست‌های متفرق، بتوانند پول و سلاح لازم برای جذب نیرو و تشکیل گروه‌های بزرگ‌تر تروریستی را پیدا کنند.

 

شروع حملات پراکنده

تروریست‌ها حالا با پول و سلاح‌هایی که هر روز به سمت‌شان سرازیر می‌شد، باید در میدان عملی خودشان را تست می‌کردند. این شد که هر روز یک نقطه از عراق منفجر می‌شد. هر روز صدها نفر در شهر‌های مختلف هدف حمله قرار می‌گرفتند. حتی حرم مطهر امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) هم از این عملیات‌های تروریستی در امان نبود. گروه‌هایی که هدف حمله قرار گرفته بودند در یک دوگانه تلخ قرار داشتند. اگر پاسخ می‌دادند، با اتهام عملکرد فرقه‌ای، عملا تروریست‌ها را تقویت می‌کردند و اگر سکوت می‌کردند باید منتظر حملات بعدی می‌ماندند. گروه‌های تروریستی در این دوره آن‌قدر رشد کردند که هسته‌های خفته‌شان در یک روز توان گرفتن یک شهر را داشت. بنابراین اگر می‌بینیم داعش در یک شب، یک شهرِ فیلیپین را می‌گیرد، نباید تعجب کرد؛ چون نوزاد تروریسم در فیلیپین در حال بلوغ است!

 

ظهور و بروز عمومی و گسترش سرزمینی

روند بیداری اسلامی که پیش آمد، فرصتی برای رونمایی از گروه‌های تروریستی نیز ایجاد شد. گروه‌هایی که پشت مطالبات مردمی پنهان شدند و کشورهای غربی هم با آب و تاب آن‌ها را گروه‌های مبارز و مخالفان دموکراسی‌خواه معرفی می‌کردند. وقتی داعش امروزی، شهرهای فلوجه و رمادی عراق را گرفت، از طرف آمریکایی‌ها رسما اعلام شد که دولت عراق باید به مطالبات اقلیت پاسخ دهد و این‌ها معارضان دولت هستند! در سایه همین حمایت 

آشکار و بعدا پنهانی، گروهی مانند داعش در کمتر از دو سال توانست 40 درصد خاک سوریه و حدود 30 درصد خاک عراق را اشغال کند. گروهی که پس از اشغال، منابع نفتی عراق و سوریه را با دلالی ترکیه به قیمت ناچیزی به غربی‌ها می‌فروخت و میراث تاریخی عراق هم سر از موزه‌های اروپایی در می‌آورد. در این بین هر بار صحبت از تروریسم و مبارزه با آن می‌شد، غربی‌ها از گروه‌های مخالف میانه‌رو نام می‌بردند، یک جورهایی مثل تروریسم خوب و بد!

 

از کنترل خارج شدن

تروریسم مانند آتش است. روشن‌ کردنش خیلی سخت نیست ولی خاموش کردنش الزاما دست شما نیست. وقتی آمریکایی‌ها برای ضربه زدن به شوروی در خاک افغانستان، طالبان را درست کردند، دقیقا داشتند آتش در جنگل روشن می‌کردند. آتشی که خیلی زود در خاک آمریکا و در قالب حمله به برج‌های دوقلو دامن آمریکایی‌ها را گرفت. یا وقتی داشتند برای ضعیف کردن حکومت مرکزی عراق و از بین بردن دولت بشار اسد در سوریه، به داعش کمک می‌کردند، فکر نمی‌کردند که روزی داعش به متحدان‌شان و منافع‌شان ضربه بزند. وقتی داعشی‌ها به گروه‌های مورد حمایت آمریکا حمله کردند و تمامی سلاح‌های پیشرفته آن‌ها را ربودند، زنگ خطر برای آن‌ها به صدا درآمد. این‌جا بود که به یک‌باره پیکارجویان و مخالفان دموکراسی‌خواه جای خود را به جنایتکارها و آدم‌کش‌ها در ادبیات مقامات و رسانه‌های غربی دادند. اقدامات تروریستی مختلف در آمریکا هم بهانه لازم در افکار عمومی را برای مبارزه با داعش فراهم کرد.

 

آغاز برخورد قدرت‌ها

به محض اینکه سگ هار تروریسم، پاچه صاحبان و حامیانش را می‌گیرد، دوره ائتلاف‌سازی شروع می‌شود. از ائتلاف جهانی با مجوز و بدون مجوز شورای امنیت بگیرید تا ائتلاف عربی و حتی عربی – اسرائیلی! مهم این است که بهانه لازم برای دخالت در کشور مقصد جور شده است. یعنی می‌توان بدون اجازه از دولت سوریه، هر جایی را که خواستند بمباران کنند. یعنی می‌توانند بدون اجازه دولت پاکستان، با پهپاد‌هایشان هر روز یک روستا را با خاک یکسان کنند، حتی بدون اجازه دولت قانونی لیبی، از یک گروه حمایت کرده و علیه گروه دیگری وارد عمل شوند. خلاصه وقتی بهانه مبارزه با تروریسم جور شد با چند نشست شورای امنیت و دو سه اظهار نگرانی(!) توسط دبیر کل سازمان ملل و چند تا شلوغ‌کاری رسانه‌ای سر و کله آمریکا و متحدانش پیدا می‌شود.

 

محو تدریجی و باز، تولد در قالبی دیگر

وقتی ائتلاف بین‌المللی به رهبری آمریکا، کابل را اشغال کرد، ظاهرا عمر طالبان به سر آمده بود و تمامی افراد و سران این گروه تار و مار شده بودند ولی از دل این گروه، القاعده متولد شد، همان‌طور که وقتی بن لادن کشته شد، همه تصور می‌کردند دیگر خبری از القاعده نیست ولی داستان خیلی پیچیده‌تر از این حرف‌هاست. وقتی حکومت و شکل علنی تروریسم از بین می‌رود، چون منبع تغذیه اصلی یعنی فکر و اندیشه همراهش هنوز زنده است، هسته‌های به اصطلاح خفته جان می‌گیرند. گروه‌های مخفی درست می‌شوند. حتی مدرسه‌های دینی می‌سازند، گاهی در ظاهر اقدامات خیرخواهانه هم می‌کنند ولی در باطن با ترویج دوباره اندیشه تکفیری، به صورت دیگر و در قالب دیگری ظاهر می‌شوند. القاعده از افغانستان رفت ولی به جایش داعش آمد. انگار تروریسم موجودی است که فقط از شکلی به شکل دیگری تبدیل می‌شود، قدرت می‌گیرد، ظاهر می‌شود و باز دوباره به خواب زمستانی می‌رود تا فرصت دیگر را برای قدرت‌نمایی فراهم ببیند. به قول یکی از فرماندهان نظامی عراق، تا وقتی تفکر تکفیری همراه با تزریق پول‌های کلان توسط عربستان سعودی حمایت می‌شود، محال است بتوان تروریسم را شکست داد.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
برگزیدن یک موقعیت شغلی متفاوت

عشق و زندگی در نقطه‏ صفر مرزی

٩٦/٠٤/٠١
تلگجیم

تلگجیم 491

٩٦/٠٤/٠١
برگزیده سایت

سه راهکار تضمین شده برای کوتاه‌ نویسی!

٩٦/٠٤/٠١
هر سال احسان علیخانی در ماه عسل یادمان می‌اندازد که بعضی‌ها عجیب دوست دارند مشکلات زندگی‌شان را در بوق

کی از همه بدبخت ‌تره؟!

٩٦/٠٤/٠١
شاخ هفته

کاش حوصله شان سر برود

٩٦/٠٤/٠١
فتوچاپ

فتوچاپ 491

٩٦/٠٤/٠١
معرفی تلگرام‌های غیررسمی و پاسخ به این سـوال که آیا آن‌ها قابل اعتمادند؟

تلگرام‌ های فارسی!

٩٦/٠٤/٠١
پایان‌نامه

به دولت کمک کنید!

٩٦/٠٤/٠١
چهره هفته

من هم یک خمار هستم!

٩٦/٠٤/٠١

نگاهی به رایج‌ ترین موقعیت‌ هایی که یکهویی بیچاره‌ ترین می‌شویم!

٩٦/٠٤/٠١
کافه جهان نما

سوئد، اینجا همه چیز سرجای خودش است

٩٦/٠٤/٠١
جانونی

قصه شیخ بهایی و اختراع نان سنگک!

٩٦/٠٤/٠١
جارچی

جارچی 491

٩٦/٠٤/٠١
حکایت هفته

اندر حکایت دزدیده شدن شمشیر نادرشاه و مریدان

٩٦/٠٤/٠١
دات کام

کلاس ترک اعتیاد اسمارت فون‌ها

٩٦/٠٤/٠١
مینیمال

قحطی پوشک در ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ!

٩٦/٠٤/٠١

پاسخ به یک سوال مهم آیا تیم‌های ایرانی می‌توانند سیاست بایرن را در نقل و انتقالات دنبال کنند؟

٩٦/٠٤/٠١
ناصرخان آکتور سینما

حكمت همه و هيچى!

٩٦/٠٤/٠١
درباره افول ستاره‌ها در تیم‌های بزرگ و عاقبت نافرجام نقل و انتقالات پر سر و صدا

بمب‌هایی که نترکیدند!

٩٦/٠٤/٠١
شگرد خفن

Adsl ندارید؟ هات‌اسپات کنید

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات