ذهن‌زيبا

ذهن‌زيبا

نویسنده :

افسوس که صاحب نفسي پيدا نيست

فرياد که فريادرسي پيدا نيست

بس لابه نموديم و کس آواز نداد

پيداست که در خانه کسي پيدا نيست

ملک‌الشعراي بهار

------------ *** ------------

من با غزلي قانعم و با غزلي شاد

تا باد ز دنياي شما قسمتم اين باد...

مي‌خواهم از اين پس همه از عشق بگويم

يک عمر عبث داد زدم بر سر بيداد

مگذار که دندانزده غم شود اي دوست

اين سيب که ناچيده به دامان تو افتاد

محمد علي بهمني

------------ *** ------------

وقتي گفتم:

دوستت دارم

مي‌دانستم که الفبايي تازه اختراع مي‌کنم،

به شهري که در آن

هيچ‌کس خواندن نمي‌داند!

نزارقباني

------------ *** ------------

1.

او

مي‌رود دامن‌کشان

من؟

زهر تنهايي‌ چشان

***

2.

دل هر که صيد کردي

نکشد سر از کمندت

نه دگر اميد دارد

که رها شود ز بندت

***

3.

ما را که

تو منظوري

خاطر نرود جايي

***

4.

از خاک بيشتر

نه

که از خاک کمتريم

سعدي

------------ *** ------------

جهان پيشينم را انکار مي‌کنم،

جهان تازه‌ام را دوست نمي‌دارم،

پس گريزگاه کجاست!

اگر چشمانت سرنوشت من نباشد؟

غاده السمان

------------ *** ------------

نوزده

گريه نکن

جهان پر شده از نمره‌هاي بيست

دانش‌آموزان زرنگتر

بمب‌هاي بزرگتري خواهند ساخت

اگر قلب‌هاي کوچکتري داشته باشند

و هيچ‌کس

نمره مهرباني دست‌هاي تو را

وقتي به گربه‌هاي گرسنه غذا مي‌دهي

در کارنامه‌ات نخواهد نوشت

راضيه بهرامي

نظرات کاربران
کد امنیتی