مي‌نويسم همين و تمام!
به بهانه سالگرد درگذشت جلال آل احمد

مي‌نويسم همين و تمام!

نویسنده :

اعظم عامل‌نيک

«...اگر متخصص سيم‌پيچي بودي، البته که حق نداري در کار فيزيک اتم دخالت کني که اولي فني است و دومي علمي و هر کدام با فرمول‌ها و قواعد و دفتر و دستک‌ها. اما کار اين قلم فرمول بردار نيست‌. سر و کار آن‌که قلم مي‌زند اصلا با علم نيست، با هنر است، با مجموعه فرهنگ است. چه در شعر، چه در نثر، چه در نمايش‌نامه، چه در نقد و چه در برداشت و در چنين صورتي خوشا به حال صاحب قلم که بي‌هنر نباشد، يا کمتر باشد و آن وقت بدا به حال تو اگر بخواهي از سر بي‌هنري و بي‌فرهنگي بخواني و اصلا تو به حرف‌ها بنگر و به انديشه‌ها، اگر پرت بود؛ واي به حال آن‌که مي‌نويسد و اگر درست بود زهي تو که مي‌خواني و به هر صورت تو که مجسمه نيستي. تو هم زبان داري و قلم و لابد فرهنگ، خب بردار و بنويس. ما در اين راهي که مي‌رويم همه کاره‌ايم. بس که وقت تنگ است.»

با اين نگاه خيلي زود شروع به نوشتن کرد. 46 سال زندگي، 30 سال نويسندگي و حدود 40 اثر. اين کارنامه زندگي «جلال آل‌احمد» است. در طول عمرش همان‌طور که در مقدمه بالا از قول خودش ذکر کرده‌ايم، درباره هرچه توانسته، نوشته است. از 16 سالگي قلم به دست گرفت اما اولين کتابش را توي 20 سالگي منتشر کرد. در سال 1322 اولين کتابش که يک ترجمه بود از زبان عربي با عنوان «عزاداري نامشروع» چاپ شد. اولين مجموعه داستان جلال با نام «ديد و بازديد» در سال 1324 منتشر شد. اين مجموعه در چاپ اول شامل 10 داستان کوتاه است که با زبان طنز به انتقاد از مسائل اجتماعي پرداخته است.
1326

از رنجي که مي‌بريم
اين مجموعه شامل 7 داستان کوتاه است که همگي درون‌مايه‌اي سياسي دارند. مي‌گويند خود جلال آن‌ها را قصه‌هاي شکست از مبارزات آن سال‌ها مي‌داند. نثر جلال پيشرفت کرده است اما اين داستان‌ها هنوز خيلي جلال آل‌احمدي نيستند و در آن از تشبيهات زيادي استفاده شده است.
1327
سه تار

مجموعه 13 داستان کوتاه است. هنوز توي دوره اول نويسندگي جلال هستيم. داستان‌ها همه روايتگر شکست و نااميدي هستند. از اين مجموعه داستان سه تار، «بچه مردم» و «گناه» از بقيه مشهورتر هستند.
1331

زن زيادي
در اين مجموعه با تصويرهاي متفاوتي از زنان در جامعه آشنا مي‌شويم. زنان اين مجموعه را افراد مختلفي از طبقه مرفه و سنتي تشکيل داده‌اند. جلال در مجموعه‌هاي ديگرش هم داستان‌هايي از زنان روايت کرده بود. در مجموع داستان‌هاي آل احمد، تصويري از حقارت زنان در جامعه‌اي مردسالار است. زناني که هرگز آزاد نيستند و اگر فراغتي پيدا کنند به دنبال خاله زنک بازي هستند و همه غم و غصه‌شان يا يافتن شوهر است يا مبارزه با هوو و بالاخره بچه‌دار شدن! تعداد زيادي از نويسندگان و منتقدان معتقد هستند نثر اين داستان‌ها در ادبيات معاصر ايران بسيار تأثيرگذار بوده است.
1337

سرگذشت کندوها

اين کتاب را جلال پس ازدستگير شدنش نوشته است. در سرگذشت کندوها او با زبان کنايه و استعاره داستانش را تعريف کرده است. «يکي بود يکي نبود. غير از خدا هيچ‌کس نبود. يک کمند علي بک بود که يک باغ داشت. توي باغش هم دوازده تا کندوي عسل داشت.» و اين جوري داستان کندو‌ها آغاز مي‌شود که قرار است از زبان خودشان حرف آدم‌ها را بازگو کنند. گفته مي‌شود جلال در اين مجموعه به روايت تجربه‌هايش از سال 1329 تا 1331 پرداخته است.
1337

مدير مدرسه

معروف‌ترين داستان بلند جلال است که حاصل چند سال دبيري در مدارس تهران و کار در آن‌ها است. اين داستان داراي 19 بخش است و وقايع از ديد من راوي که مدير مدرسه است روايت مي‌شود. جلال درباره اين داستان گفته است: «‌مدير مدرسه؛ حاصل انديشه‌هاي خصوصي و برداشت‌هاي سريع عاطفي از حوزه بسيار کوچک اما مؤثر فرهنگ و مدرسه است. اما با اشارات صريح به اوضاع کلي زمانه و همين نوع مسائل استقلال شکن.» داستان نون والقلم را چند سال بعد نوشت که داستاني تاريخي بود. از آخرين کارهايش داستان «نفرين زمين» است که يک داستان روستايي درباره جريانات اصلاحات ارضي است.
1337

تات نشين‌هاي بلوک زهرا

جلال نوشته‌هايي دارد تحت عنوان مشاهدات که در آن‌ها مشاهدات دقيقش را از محل و مکاني که در آن بوده، نوشته است. يکي از آن‌ها «اورازان»است که به روستاي آبا و اجدادي‌اش رفته است و فکر مي‌کنم بيشتر ما در کتاب فارسي دبيرستانمان تکه‌اي از آن را خوانده‌ايم و بعد «تات نشين‌هاي بلوک زهرا» که حاصل چندماه زندگي در جنوب شهر است. به خواسته مؤسسه تحقيقاتي، سفري به خارک داشت که حاصلش کتاب «خارک در يتيم خليج فارس» شد.
1341

غربزدگي

شايد يکي از مشهورترين مقاله هايش کتاب «غربزدگي» باشد. «غربزدگي» مقاله‌اي بلند است که او ابتدا در کيهان ماه که خود به راه انداخته بود، چاپ کرد. جلال درباره اين کتاب گفته است: «غرب زدگي که مخفيانه انجام گرفت، نوعي نقطه عطف بود در کار اين صاحب قلم». «ارزيابي شتاب‌زده»، «يک چاه و دو چاله» و «در خدمت و خيانت روشنفکران» از ديگر مقاله‌هاي مهم او هستند.
1345

خسي در ميقات

پس از انتشار مخفيانه غربزدگي اجازه چاپ نشر را از جلال مي‌گيرند. او در اين سکوت دوباره به سفر مي‌رود. اين بار به حج که حاصل آن سفرنامه مشهور او با عنوان «خسي در ميقات» است. حتما درباره سفرنامه‌هاي ديگر جلال هم شنيده‌ايد. مانند: سفربه ولايت عزرائيل (اسرائيل) و سفر به روس!
1345

کرگدن

ترجمه کتاب «کرگدن» اثر اوژن يونسکو جزو آخرين کارهاي جلال است. او پيش از اين ترجمه‌هاي ديگري مانند «بيگانه» آلبرکامو ، «قمارباز» اثر داستايوسکي و «مائده‌هاي زميني» اثر آندره‌ژيد داشته است. ترجمه‌هاي او نيز مانند آثارش در ادبيات معاصر تأثيرگذار بوده‌اند.

نظرات کاربران
کد امنیتی