چه کسي توپ مرا خورد؟!
کنکاشي داغ در چند رشته ورزشي و داده‌هايي که مغزتان را تکان مي‌دهد

چه کسي توپ مرا خورد؟!

نویسنده :

شما طرفدار کدام‌يک از اين چهار ورزش‌ايد:‌ فوتبال، بسکتبال، واليبال و فوتسال!؟ اين‌که قبل از شروع به خواندن اين مطلب مي‌خواهيم بدانيم طرفدار کدام‌يک از چهار ورزش فوتبال، واليبال، بسکتبال يا فوتسال‌ايد، دليلي واضح و مبرهن دارد! دليل آن اين است که در همين ابتدا شما را از هرگونه جبهه‌گيري در برابر واگويه حقيقت‌هاي بعضا تلخ و شيرين اين رشته‌ها منع کنيم. اين هفته مي‌خواهيم به سراغ ورزش کشور برويم و ريز و درشت حقيقت‌هاي پنهان چهار رشته مذکور را برايتان روي دايره بريزيم. رشته‌هايي که بعضا در جايگاه و خارج از جايگاه خود زياد از حد مورد توجه عموم هستند و در برابر رشته‌هاي ديگري که اجالتا فقط براي اين‌که خودشان را در حد جهاني منفجر کنند تا کسي به آن‌ها و ورزشکاران‌شان توجه بيشتري نشان دهد، هميشه ظالم‌اند و آن‌هاي ديگر مظلوم! فوتبال محبوب‌ترين و بي‌شک پرطرفدارترين ورزش کشور است. از سويي ديگر از افتخارآفريني‌هاي ورزش‌هايي چون واليبال و بسکتبال هم در سطح آسيا و جهان نمي‌توان گذشت. حتي فوتسال هم بهترين شرايط تاريخي‌اش را سپري مي‌کند اما اوضاعش از فوتبالي که هم اکنون در بدترين شرايط تاريخي‌اش به سر مي‌برد، خاموش‌تر و بي‌سر و صداتر است. بي‌مهري به رشته‌هاي پرافتخار و محبت بيش از حد به فوتبال سبب اصلي انتخاب موضوع ويژه اين هفته ماست:

سال‌ها که نه، شايد خيلي بيشتر از سال‌هاست که فوتبال ورزش دوست‌داشتني طيف گسترده‌اي از مردمان کره زمين است. ورزشي که از بطن جوامع مردمي بيرون آمده است و گاه و بي‌گاه در طول تاريخ‌اش دستخوش حوادث ريز و درشتي بوده است. روزگاري فوتبال ورزش بسياري از ملل بود و امروز ورزش‌هايي «بال‌»‌دار ديگر پا به عرصه گذاشته‌اند. ورزش‌هايي که قدمت‌شان به يک قرن هم مي‌رسد. رشته‌هايي چون «بسکتبال» و «واليبال» که در دهه‌هاي اخير تا مرز فتح بهشت هم پيش رفته‌اند و توانسته‌اند در بسياري از کشورها مورد توجه خاص مردمان آن ملت‌ها قرار بگيرند. ورزش‌هايي که مدال‌آوري‌شان براي کشور ما اين روزها به يک امر ساده و آسان مبدل شده است. آن هم در شرايطي که در کشورمان سرسام‌آورترين هزينه‌ها صرف فوتبال مي‌شود. ارقام شگفت‌انگيزي که گاها موجبات دغدغه خاطر مسئولان ورزش ما را هم فراهم مي‌آورد. آن‌ها گاه متعجب مي‌شوند که چه‌طور فوتبال با اين همه هزينه‌کردهاي واهي نمي‌تواند يک دهم دو رشته مذکور براي کشور افتخارآفريني به بار آورد و بعد اين سوال براي آن‌ها مطرح مي‌شود که آيا به راستي بهتر نيست هزينه‌هاي خارق‌العاده‌اي که بر سر فوتبال و اهالي‌اش مي‌شود، گوشه‌اي از سيل خروشان آن سرازير شود به سوي کيسه بسکتبال و واليبال؟! در ادامه کنکاشي متناظر خواهيم داشت بر چهار رشته ورزشي که داده‌هاي آن‌ها مغزتان را از تعجب متلاشي خواهد کرد:

دفتر اول
تجسم درآمدها در آيينه سالانه!

از قديم گفته‌اند بازي‌کردن با پول کار درستي نيست! مادربزرگ‌ها مي‌گفتند هرچه با پول ور بروي، پول‌ات کم مي‌شود! شايد اين دليلي باشد تا هر چه مي‌توانيم با دستمزدها و پول‌هاي رد و بدل شده ميان بازيکنان ليگ‌برتر فوتبال کشور بازي کنيم تا بلکه روزي شاهد افول پول‌ها و عروج موفقيت‌ها در اين رشته باشيم. حال مي‌خواهيم محاسبات ساده رياضيات را به خدمت بگيريم تا پرده از هزينه‌اي هنگفت و باورنکردني برداريم. با ما همراه باشيد...

الف) به‌طور ميانگين مي‌توانيم مبالغ قرارداد 40درصد بازيکنان حاضر در ليگ‌برتر فوتبال را 50 ميليون تومان بدانيم. 30 درصد را 100 ميليون و 30 درصد باقي‌مانده را اختصاص دهيم به بازيکنان مشهوري که بالاي 200 ميليون مي‌گيرند.

ب) حالا کافي است تعداد بازيکنان حاضر در ليگ‌برتر فوتبال کشورمان را به دست آوريم:

396=1822

(تعداد بازيکنان هرتيم 22 نفر مي‌باشد)

(تعداد تيم‌هاي حاضر در ليگ‌برتر 18 تيم مي‌باشد)

ج) مي‌بينيم 396 بازيکن به غير از سهمينه 3 نفره اميدهاي هر تيم در ليگ‌برتر سالانه با باشگاه‌هاي خود قرارداد منعقد مي‌کنند.

د) با محاسباتي ساده‌تر تعداد کل بازيکنان ليگ را به دو بخش 30 درصد و يک بخش 40 درصد تقسيم مي‌کنيم. حاصل اين فعل و انفعالات مي‌شود:

396=100%

(تعداد کل بازيکنان شاغل در ليگ‌برتر)

158=40%

(تعداد بازيکناني که مبلغ قراردادشان ميانگين50 م است)

118=30%

(تعداد بازيکناني که مبلغ قراردادشان ميانگين100 م است)

118=30%

(تعداد بازيکناني که مبلغ قراردادشان ميانگين200 م است)

ه) اکنون تعداد به دست آمده بازيکنان در هر بخش درصدي را ضربدر مبلغ قرارداد آن‌ها نموده و مبالغ زير براي دستمزد سالانه هر بخش به دست مي‌آيد:

000/000/900/7=000/000/50 158

000/000/800/11=000/000/100 118

000/000/600/23=000/000/200 118

000/000/300/43

حال مي‌بينيم به‌طور ميانگين سالانه چيزي بالغ بر 43 ميليارد تومان دستمزد بازيکنان ليگ‌برتر است! اين به غير از محاسبه دستمزد مربيان و ساير عوامل يک باشگاه فوتبال است. اکنون مي‌توانيد اين رقم را با اعداد و ارقامي که در صفحه بعد پيرامون کف و سقف قرارداد بازيکنان رشته‌هاي ديگر ذکر شده است، مقايسه کنيد. البته شايان ذکر است رقم‌هاي ياد شده در اين محاسبات پايين‌ترين، مبالغ ميانگين است والا ما شاهد اين هستيم که ستاره‌هاي نامي برخي از باشگاه‌هاي خصوصي نزديک به يک ميليارد تومان مي‌باشد.

دفتر دوم
سکته در روح اجتماعي ورزش!

فوتبال علاوه بر اين‌که در ميان جوامع مختلف بشري به يک صنعت مبدل شده است، نظر به خاستگاه‌اش که همان کوچه‌ها و خيابان‌هاست، بعضا رويدادها و بي‌اخلاقي‌هايي در خود مي‌بيند که متاثر از گسست‌ها و ناملايمات اجتماعي است. تاريخ نشان داده است که شرايط و بحران‌هاي اجتماعي و سياسي تا چه ميزان بر روي فوتبال موثر بوده است. از سويي ديگر فوتبال هم گاها بر اجتماع اثرگذار بوده است. در گذشته‌هاي دور، زماني که ژنرال فرانکو بر اسپانيا حکومت مي‌کرد، اين فوتبال و نبرد تاريخي سياسي کاتالان‌ها و مادريدي‌ها بود که بسترساز اتفاقات مهمي درجامعه آن روزهاي اسپانيا بود. فوتبال حتي اکنون پس از گذشت‌ سال‌ها از آن رويداد بستري است براي نبرد خارج از گود کاتالان‌هاي آزادي‌خواه و مادريدي‌هاي سلطنت‌طلب! در کشور خودمان هم فوتبال در مقاطع مختلف آثار تامل‌برانگيزي بر مناسبات اجتماعي و سياسي ما داشته است. سال 76 زماني که تيم ملي فوتبال کشورمان توانست در برهه‌ خاص از بحران‌هاي سياسي حاکم بر جامعه مقابل استراليا به پيروزي برسد و راهي فرانسه و بازي‌هاي جام‌جهاني 1998 شود، به يکباره حس وحدت و انسجام ملي آستانه تاثيرات فوتبال بر مسائل اجتماعي و علي‌الخصوص سياسي آن زمان را بر همگان روشن ساخت. حال با پذيرش اين اصل که فوتبال پديده‌اي اثرگذار و برآمده از اجتماع است، نگاهي به حواشي تامل‌برانگيز آن در طول سال‌هاي دهه 80 در کشورمان اندکي نگران‌کننده و هشداردهنده است. اين در حالي است که رشته‌هايي چون واليبال و بسکتبال که نه تنها اين حواشي را ندارند، بلکه بسيار موفق‌تر از فوتبال در حوزه افتخارآفريني ملي عمل نموده‌اند و اين روزها مورد استقبال خاص مردم هم قرار گرفته‌اند. شايد همين باشد علت خالي شدن سکوهاي استاديوم‌هاي فوتبال و پر بودن سکوهاي سالن‌هاي واليبال و بسکتبال!

دفتر سوم
تقابل ميليوني با ميلياردي‌هاي بزرگ!

فوتسال که بسيار به گل‌کوچيک کوچه و خيابان نزديک است، استعدادهاي فراواني در کشورمان دارد. از اين رو در طي سال‌هاي اخير رشد چشمگير و خارق‌العاده فوتسال ايران همگان را متعجب کرده است. رشدي که هر گاه فوتبال ما ناکام بوده است با کاميابي‌هاي حيرت‌انگيز فوتساليست‌ها تلخي ناکامي ميلياردي‌هاي فوتبال را از ذهن‌ها پاک کرده است. در فوتسال ايران که هنوز تا استانداردهاي حرفه‌اي‌اش فاصله زيادي دارد، ارقام کوچکي به عنوان دستمزد به بازيکنان داده مي‌شود. ارقامي که اگرچه به کار موفقيت فوتباليست‌ها نيامدند اما شايد اگر دانه‌هاي درشت‌تر اين ارقام به فوتسال کشور ما اضافه شود، فوتسال ما در دنيا يکه‌تازي بي‌مانند باشد. در حال حاضر فوتسال ما با همين بضاعت کوچک ميليوني در رنکينگ جهاني فيفا چهارم جهان است. اتفاقي که هرگز هزينه‌هاي بزرگ ميلياردي براي فوتباليست‌ها آن را به ذهن مخاطب نزديک نمي‌کند.

نظرات کاربران
کد امنیتی