شوکران روزگاران از زبان يادگاران
درباره مجموعه کتاب‌هاي روايت فتح

شوکران روزگاران از زبان يادگاران

نویسنده :

جنگ آمد، جنگ با خرابي آمد، با ويراني آمد، با مرگ، جنگ آمد و موشک هم آمد، موشک هم در تاريکي شب آمد، موشک بر سر خانه‌اي آمد و پدري را برد، زني را بيوه کرد و فرزندي را يتيم! 8 سال طول کشيد، جنگي که با ويراني آمده بود با ايثار، با شهامت و شهادت عجين شد. جنگ که رفت خرابي‌ها و ويراني‌هايش ماندند اما بايد شهامت و شهادتش هم باقي مي‌ماندند تا ديگران بخوانند و بدانند. بيش از دو دهه از آن دفاع‌مقدس گذشته و بايد آن را زنده نگهداشت در جامعه، در پشت خط عابر پياده، هنگام سبقت غيرمجاز، هنگامي که رشوه‌اي رد و بدل مي‌شود، بايد بماند براي نسل‌هايي که مي‌آيند و هيچ نمي‌دانند تا وقتي خواستند مشق شين، ه، ي و دال را ياد بگيرند بدانند منظور چه کساني بوده‌اند. آن فرهنگ بايد باقي بماند تا در زندگي روزمره ما جريان داشته باشد و با ما زندگي کند. کتاب‌هاي موسسه روايت فتح مجال خوبي هستند تا با قالب ميني‌مال‌هاي کوتاه و شيرين با آن فضا انس بگيريم و درباره زندگي قهرمانان آن روزگاران بدانيم.

اينک شوکران؛ برد در وقت اضافه
«جنگ تمام شده و مرد به خانه‌اش بازگشته است، با تني خسته و زخم‌هايي در آن که به مرد کمک مي‌کند سال‌هاي سخت ماندن را کوتاه‌تر کند. راوي شهادت مردان بزرگي که سال ها پس از جنگ و دور از جبهه‌ها همسران آن‌ها هستند. زنگ زدم بنياد جانبازان به مسئول بهداشت و درمانش. گفت: شما دارو رو بگيريد نسخه مهر شده بياوريد ما پولش را مي‌دهيم. من 900 هزار تومن از کجا مي‌آوردم؟ گفت: مگر من وکيل و وصي شما هستم. وگوشي را قطع کرد... سرم را گذاشتم روي دستش، گفت: دعا بخوان. آن‌قدر آشفته بودم که به جاي دعا تند تند فاتحه مي‌خواندم... گريه کرديم. گفت: تورو به خدا، تو رو به جان عزيز زهرا دل بکن. اما من خودخواه شده بودم. حاضر بودم بدترين دردها را بکشد ولي بماند.»

(اينک شوکران1- منوچهر مدق به روايت همسرش)

نيمه پنهان؛ ليلي، مجنون مي‌شود
وصف ليلي و مجنون را شنيده‌ايد؟ اما وقتي مجنون، مجنون خدا شد ليلي مجنون او مي‌شود. «نيمه پنهان» حکايت اين ليلي‌هاست و آن مجنون‌ها!

«مصطفي را که ديد خنده امانش را بريد، نمي‌توانست صحبت کند! فقط مي‌خنديد! مصطفي شگفت‌زده بود، دوست داشت بداند که ماجرا چيست و غاده چرا يکريز مي‌خندد؟ ماجرا از اين قرار بود: عزيز دردانه خانواده بود، پسرهاي زيادي دوست داشتند با او ازدواج کنند. وقتي با مصطفي ازدواج کرد همه از اين انتخابش متعجب شدند. روزي با دوستش سرگرم صحبت شده بود، دوستش گفت: «غاده، بعد از آن همه خواستگارهاي خوب فکر نمي‌کردم زن يک آدم کچل شوي؟» غاده با تعجب گفت: «اما مصطفي که کچل نيست؟» سريع دويد و مصطفي را پيدا کرد، دوستش راست مي‌گفت، مدت‌ها چنان مبهوت سيرت مصطفي شده بود که نمي‌دانست شوهرش کچل است.»

(نيمه پنهان ماه- چمران به روايت همسرش)

روزگاران؛ خاطرات عاشقي
«روزگاران» عنوان کتاب‌هايي است که بنا دارد تصويرهايي از سال‌هاي جنگ را در قالب خاطره‌هاي بازنويسي شده به تصوير بکشد. کتاب «پرستاران»، «از سفر برگشتگان»، «غواصان»، «عطش بانوان آزاده».

«عراقي‌ها فهميده بودند چطوري مي‌توانند ما را ساکت کنند، اگر کاري مي‌کرديم که به مذاق‌شان خوش نمي‌آمد مي‌ريختند توي آسايشگاه برادران و همه آن‌ها را مي‌گرفتند به باد کتک! آن‌ها را هم تهديد کرده بودند که اگر دست از پا خطا کنيد اسراي زن را کتک مي‌زنيم.»

(روزگاران-بانوان آزاده)

يادگاران؛ آن‌ها که رفتند
آن‌ها که رفتند کاري حسيني کردند آن‌ها که ماندند بايد کاري زينبي کنند و اين است راز يادگاران، توصيف سرداران از زبان همرزمانشان.

«تازه يک روحاني را برايشان فرستاده بوديم. محمود تماس گرفت و عصباني بود؛ مي‌گفت اين روحاني که براي ما فرستاديد را لازم نداريم بگوئيد برگردد. پيگير شدم که چرا؟ گفت پول مي‌گيرد تا از خدا و پيغمبر بگويد اما هنوز پايش باز نشده شروع کرده از محمود کاوه تعريف کردن!»

(يادگاران- کتاب محمود کاوه)

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
نگاهی به خزترین تبلیغات تلویزیونی که سوژه شوخی‌های بسیاری شده‌اند

تمشک طلایی تقدیم می‌شود به...

٩٦/٠٧/٢٠
یادداشت

هوا هوای تازه، وقت راز و نیازه!

٩٦/٠٧/٢٠
درباره انواع کلاهبرداری های اینترنتی و راه مقابله با آن ها

#کلاهبرداری_اینترنتی

٩٦/٠٧/٢٠
این همه چیپ شدگی و زرد بازی از کجا می‌آید؟

ما را زرد نکنید!

٩٦/٠٧/٢٠
جارچی

جارچی 507

٩٦/٠٧/٢٠
آنتن

امان از جیم‌نویسان پاییزی!

٩٦/٠٧/٢٠
به بهانه اکران 4 فیلم توقیفی که بالاخره به پرده سینما رسیدند

بیگانه ها!

٩٦/٠٧/٢٠

نظر شما محترم نیست!

٩٦/٠٧/٢٠
درباره «IT»، که پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای وحشت شد

گرمای ترسناک تابستان سینمای جهان

٩٦/٠٧/٢٠
تلگجبم

تلگجیم 507

٩٦/٠٧/٢٠
یادداشت

نگاه های معنادار

٩٦/٠٧/٢٠
پایان‌نامه

وقتی شورش در می‌آید، وقتی در نمی‌آید!

٩٦/٠٧/٢٠
فتوچاپ

فتوچاپ 507

٩٦/٠٧/١٩
یادداشت

زندگی دیگران

٩٦/٠٧/٢٠
مینیمال

نتایج ارشد اومد سربازی قبول شدم

٩٦/٠٧/٢٠
دات کام

2 سایت خوب برای هنری های مشهد

٩٦/٠٧/٢٠
پاسخ به یک سوال مهم؛ آیا استقلالی‌ها بعد از اخراج مربی، توانستند روند نتیجه‌گیری خود را تغییر دهند؟!

پسا اخراج!

٩٦/٠٧/٢٠
نگاهی به موفقیت مربیان سن و سال داری که نشان دادند، سن همه چیز نیست!

دسته +60 سال

٩٦/٠٧/٢٠
حکایت هفته

اندر حکایت ابوجارچی و گاو

٩٦/٠٧/٢٠
روایت‌هایی درباره ما و راه‌های درمان رنجوری‌های روان‌مان

قلمروی تاریک ذهن تان را کشف کنید

٩٦/٠٧/٢٠
تبلیغات