دل آويزتر از شعر!

دل آويزتر از شعر!

نویسنده :

گاهي وقت‌ها «جاکتابي» نوشتن هم توفيق اجباري خوبي است! اين‌که سال‌ها پيش کتابي را خوانده باشي و بر اساس آن زمان نسبت به آن نظري داري و حالا چون تصميم داري که براي مخاطباني بادقت، معرفي‌اش کني مجبوري دوباره به آن سري بزني و چيزهاي جديدي ياد بگيري! اگر خاطر مبارک‌تان باشد يک بار از «علي مؤذني» در اين ستون (آن زمان که اين‌قدر تنگ نبود) نوشته بوديم و کتاب «نه آبي، نه خاکي»اش را معرفي کرديم. از تعدد و کيفيت آثار او و اين که نثر او و پرداختش چه‌قدر زيباست صحبت شد. «نه آبي، نه خاکي» يک داستان بلند بود با موضوع جنگ و دفاع مقدس، اما اين بار مي‌خواهيم کتاب «شعر به انتظار تو» او را معرفي کنيم.

سال‌ها پيش اولين داستاني که از مؤذني خوانده بودم «قاصدک» بود. داستاني که از زبان يک مادر روايت مي‌شد و پرداخت اين روايت و لطافت در نوع بيان و نگاه به نحوي بود که باور اين را ‌که نويسنده داستان يک مرد است سخت مي‌کرد! آن زمان اين داستان به‌صورت يک کتابچه آبي رنگ چاپ شده بود و حالا يکي از داستان‌هاي همين کتاب «شعر به انتظار تو» است.

اين کتاب شامل 22 داستان کوتاه است که محصول 15 سال داستان‌نويسي موذني است؛ يعني از سال 59 تا 74. «سيدمهدي شجاعي» درباره کيفيت داستان‌هاي او اين‌طور نوشته است: «علي مؤذني يکي از برجسته‌ترين قصه نويسان ايراني است. انتخاب سوژه‌هاي جذاب و منظره‌هاي بديع، شناخت و تسلط نسبت عناصر داستان، نثر روان و صميمي و تأثيرگذار و ديالوگ‌هاي محکم و حساب شده، مجموعه عواملي است که به داستان‌هاي علي مؤذني، ويژگي خاص و منحصر به فرد بخشيده است. گرايش او به فيلم‌نامه نويسي در سال‌هاي اخير سبب شد نامش در فهرست قصه‌نويسان معاصر کم‌رنگ شود.»

از نکات قابل تأمل در داستان‌هاي مؤذني، انتخاب‌هاي او در شکل و فرم روايت است که اگرچه شايد در اين زمان کم نظير نباشد، در مقايسه با داستان‌هايي که در آن زمان به دست نويسندگان ايراني تحرير مي‌شد واقعا ويژه به نظر مي‌رسد و او را -به گمان اين نويسنده- پيش‌آهنگ داستان‌نويسان هم نسل خود مي‌کند. سوژه‌هايي که او برگزيده، متعدد و متنوع است. نويسنده، مفهوم و پيامي را که مي‌خواهد در اثناي داستان به مخاطبش منتقل مي‌کند و در عين حال مخاطب با توجه به زمان نگارش داستان، به يک شناخت اجتماعي-تاريخي متفاوت مي‌رسد. اميدوارم اين بخش کوتاه از داستان «قاصدک» گوياي زيبايي قلم مؤذني باشد:

...خود را به خوردن مشغول کردم که نگاه‌مان تلاقي نکند. مي‌دانستم با هر لقمه‌اي که به دهان مي‌گذارد، مرا مي‌پايد. اين ديگر کي است؟ يک وجبي! مي‌خواهد بداند اگر فهميده‌ام خيلي گرسنه بوده، دست از خوردن بکشد. من از توي فسقلي زرنگ‌ترم! تندتر خوردم تا نشان بدهم خودم خيلي گرسنه‌ام. گفتم: «اگر فکر معده خودت را نمي‌کني، فکر معده مرا بکن که از ظهر تا حالا قيلي ويلي مي‌رفت.»

پشت لب‌هاي بسته‌اش پف کرد و خنديد. برنج‌ها پخش شدند تو سفره. گفت: «قيلي ويلي...» و قهقهه زد: «قيلي ويلي...» و زد روي زانوش و يک‌وري شد...

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محبوب‌ترین اسباب‌بازی سال 2017 که رقیـب بـازی‌های انـدرویدی است!

#fidget_spinner

٩٦/٠٥/٢٦
هشت قسمت از فصل دوم «شهرزاد» پخش شد اما خاطره قبل تکرار نشد!

تو آن عهدی که با من بسته بودی؟

٩٦/٠٥/٢٦
ذهن زیبا

ذهن زیبا 499

٩٦/٠٥/٢٦
تلگجیم

تلگجیم499

٩٦/٠٥/٢٦
مینیمال

‏اندر مزایای تعطیلی روز جمعه

٩٦/٠٥/٢٦
به بهانه واقعه میرزا اولنگ، موضوع ویژه این‌ هفته دیباچه‌ای است بر درد و غم جانسوز همسایه هم‌خون‌ و فره

از رنج برادر افغانم

٩٦/٠٥/٢٦
پایان‌نامه

خیلی مارمولکی!

٩٦/٠٥/٢٦
آنتن

بدن‌سازی به سبک جیم!

٩٦/٠٥/٢٦
شاخ هفته

امتحان کردن هنر نمی‌باشد

٩٦/٠٥/٢٦
شگرد خفن

پسوردتان را پیدا کنید

٩٦/٠٥/٢٦
درباره مالکان ثروتمند فعلی باشگاه‌های اروپایی چه می‌دانید؟

بریز و بپاش آسیایی‌ها در اروپا!

٩٦/٠٥/٢٦
کافه جهان نما

استرالیا، سرزمین سبز احترام

٩٦/٠٥/٢٦
جارچی

جارچی 499

٩٦/٠٥/٢٦
فتوچاپ

فتوچاپ 499

٩٦/٠٥/٢٦
درباره ناکامی بزرگ «اوسین بولت» در آخرین مسابقه زندگی‌اش

خداحافظی تلخ ابرقهرمان!

٩٦/٠٥/٢٦
ناصرخان آکتور سینما

نکشی ما رو با رکورد‌هات!

٩٦/٠٥/٢٦

اندر مصائب خاص بودن!

٩٦/٠٥/٢٦
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و جوانی

٩٦/٠٥/٢٦

لحظه نبودنش

٩٦/٠٥/٢٦

جوابی که کسی را ناراحت نکند!

٩٦/٠٥/٢٦
تبلیغات