مردان ياسين

مردان ياسين

نویسنده :

سال‌ها قبل مشغول مطالعه کتاب حماسه ياسين به قلم محمد انجوي‌نژاد بودم. انجوي‌نژاد به شکل دقيقي مشاهدات خود از درگيري تن به تن بچه‌هاي گردان ياسين با عراقي‌ها به‌خصوص در کربلاي 5 را توصيف کرده بود. هر آن‌چه خوانده بودم اعجاب برانگيز و تحسين آميز بود تا آن که کتاب به انتها رسيد و تعجب و اعجاب من بيشتر شد؛ وقتي اوصاف انجوي‌نژاد را از نبردها مي‌خواندم تصوري از بچه‌هاي گردان پيدا کرده بودم که با تصاوير انتهاي کتاب همخواني نداشت. نوجوانان و جواناني بين 18 تا 24 اين حماسه را رقم زده بودند. دلاوراني چون محمد رضا کرابي، حسن شاد، عليرضانوراللهي، رضا رنجبر، عامري، مرادي، سيفي، صادقي‌نژاد و..... مرداني که در اين مجال تنها تعدادي از آن ها را گذرا معرفي خواهيم کرد.

شهيد جليل محدثي

پيرمراد جوان بچه‌هاي گردان
جليل در زمان شهادت تنها 24 سال داشت. روزگاري دبيرستان را رها کرد تا در کنار شهيد چمران به کردستان خدمت کند. بچه‌هاي گردان عاشق او بودند؛ چون او عاشق خدا بود. هنوز هم اگر با دلبريان، کافي و ابطحي هم کلام شويد تا سخن از جليل مي‌‌آيد صورتشان خيس مي‌شود. دلبريان روزهاي نخستي را که با جليل آشنا شد را به ياد مي آورد و مي گويد: «جليل لز همان اول قله قلب مرا تسخير کرده بود. صبر زيادش در مقاطع حساس باعث شده بود بچه‌هاي گردان او را جليل محدثي صبر خطاب کنند.» جواد کافي هم از سر عشق به فرمانده اش نام فرزند خود را چون بسياري از بچه هاي ياسين جليل گذاشته است.
شهيد مسعود احمديان

شهيدي متفاوت
خيلي از جوانان فکر مي‌کنند هيچ وقت نمي‌توانند به شهداء برسند و عاقبتي چون آنان داشته باشند چون شهداء فقط اهل دعا و ثنا بودند در حالي که شهداء هم الزاما گذشته خوبي نداشتند يا غير از دعا و توسل به کارهاي ديگري مثل تمام جوانان امروزي مشغول بودند. نمونه‌اش علي تشکري يا شهيد مسعود احمديان! يکي از شوخ‌ترين و سرزنده‌ترين بچه‌هاي گردان ياسين، کسي که براي بيدار کردن بچه‌هاي گردان براي نماز شب، شيطنت‌هاي خاصي داشت، مثلا يکي را بيدار مي‌کرد و مي‌گفت: «پاشو، من مي‌خوام نماز شب بخونم، هيچ کس نيست نگام کنه!» کسي که خيلي‌ها تصور مي‌کردند وجود امثال او تخريب را زير سوال مي‌برد. ابطحي خاطره‌اي خواندني را از احمديان نقل مي کند: «قبل از عمليات داخل دفتري که داشتم از همه رفقا دست خط و تعهد مي‌گرفتم که اگر شهيد شدند شفاعت من را هم بکنند اما در اين بين به سراغ مسعود نرفتم. خودش به من گفت: دفترت را بده تا من هم قول شفاعت بدهم، من هم با اکراه دفتر را دادم و گفتم: بيا تو هم بنويس! اما مسعود که هيچ کس فکرش را نمي‌کرد رفت و ماندگار شد در حالي که قبل از مسعود کسي در کانال بوده که با اصابت ۱۷ تا تير گرينوف باز هم زنده مي‌ماند.»

شهيد علي تشکري

چرا اين يک ماه تمام نمي‌شود؟
انجوي‌نژاد در کتاب حماسه ياسين از تشکري چنين نقل مي‌کند: «علي تشکري يک عارف تمام معنا بود. تعريف مي‌کرد در مشهد وضع خوبي نداشته و در کارهاي مبتذل غرق بوده است. سال 62 يک نفر به او مي‌گويد يک ماه برو جبهه اگر خوب نبود برگرد. مي‌خنديد و مي‌گفت نمي‌دانم چرا اين يک ماه تمام نمي‌شود؟ يک بار به او گفتم علي وقتي برگردي مي‌خواي چي کار کني؟ نمي‌ترسي باز گرفتار همان رفقاي سابق بشي؟ لبخندي زد و گفت فعلا که نمي خوام برم. هر وقت خواستم برگردم فکرش را مي‌کنم. و ديگر هم برنگشت! يعني خدا نخواست.

عليرضا دلبريان

روايت راوي با لهجه مشهدي

دلبريان با سري جديد برنامه روايت فتح در سال 86 نقش زيادي در معرفي بچه‌هاي غواص به کشور داشت. بازمانده‌اي از آن روزها که خيلي ساده و بي پيرايه با لهجه مشهدي آن روزها را روايت مي‌کند. کسي که پس از عبور از خط دشمن و حفظ خط در کربلاي 5، در حالي که يک پايش قطع شده بود دوباره از اروند عبور کرد و به مواضع خودي برگشت.

جواد کافي

يکي از معجزات جنگ
سيد جواد کافي ۱۸ ساله جزو ۳ نفري بوده که موظف بودند در عمليات کربلاي ۴ سرهاي خود را جهت هدايت ستون غواصان از آب خارج کنند. با اين کار هم ستون مسير را گم نمي‌کرد، هم احتمال لو رفتن کاهش پيدا مي‌کرد. دو نفر ديگر شهيد مي‌شوند، کافي هم طي اتفاقات جالبي که بيشتر شبيه يک معجزه است پس از ۸ شبانه روز بدون آب و غذا و با بدني مجروح و زخمي نجات پيدا مي‌کند. کافي در مدت اين 8 روز بين نيروهاي دشمن و خودي قرار داشته و پس از ماه‌ها مداواي طولاني چنان تغيير قيافه‌اي مي دهد که حتي مادرش هم او را نمي‌شناسد، امثال او اين روزها نه تنها در کشور که در تمام جهان ممتاز و نمونه هستند.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
ناصرخان آکتور سینما

عيب او جمله بگفتى هنرش نيز....

٩٦/٠٣/٠٤
چهره هفته

این کنسرت ما چی شد؟!

٩٦/٠٣/٠٤
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و اشتغال‌زایی

٩٦/٠٣/٠٤
دات کام

از نوشتن و خواندن کلمات قلمبه سلمبه نترسید!

٩٦/٠٣/٠٤
شاخ هفته

برادر جان

٩٦/٠٣/٠٤

دنباله‌ها در ترازوی مقایسه

٩٦/٠٣/٠٤
ذهن زیبا

ذهن زیبا 487

٩٦/٠٣/٠٤

سه‌گانه سازى به جاى سرى‌بازى!

٩٦/٠٣/٠٤
چهره‌هایی که به واسطه انتخابات حسابی معروف شدند و بعضا حسابی هم تاثیرگذاربودند

#چهره‌های_ انتخاباتی

٩٦/٠٣/٠٤
آنتن

ماجرای سه قلوهای مدیر اجرایی!

٩٦/٠٣/٠٤
گفت‌و‌گوبا «امیر قادری» منتقد و کارشناس سینما درباره سری‌‌سازی در سینمای ایران و جهان

وسوسه برداشت از معدن ایده‌ها

٩٦/٠٣/٠٤
فتوچاپ

فتوچاپ 487

٩٦/٠٣/٠٤
مینیمال

امتحانات vs انتخابات

٩٦/٠٣/٠٤

دنباله‌سازى خوب هست ولى...

٩٦/٠٣/٠٤
تلگجیم

تلگجیم 487

٩٦/٠٣/٠٤
چرا جذابیت لیگ فوتبال خودمان به لیگ‌های اروپایی نمی‌رسد؟

لیگ ما و لیگ اونا!

٩٦/٠٣/٠٤
درباره صعود کوهنورد کشورمان به قله‌های بلند جهان

«قیچی ساز» یگانه مرد «هشت هزارتایی» ایران!

٩٦/٠٣/٠٤
گفت‌وگوی جیم با «سعید سهیلی» کارگردان «گشت 2» که به ساخت «گشت 3» هم فکر می‌‌کند

با دوگانه و سه‌گانه‌سازی موافق نیستم!

٩٦/٠٣/٠٤
به بهانه رکوردشکنی عجیب گشت2 و اکران پرشور نهنگ عنبر2 درباره سری‌سازی و چند‌گانه سازی در سینمای ایران نو

بساز بفروش‌ها

٩٦/٠٣/٠٤
روایت‌هایی درباره زیستن روزه داران در کنار روزه نداران

آداب عشق‌ورزی با معبود در ماه مبارک رمضان

٩٦/٠٣/٠٤
تبلیغات
تبلیغات