پدران و پسران
نگاهي به تاريخ ادبيات داستاني روسيه

پدران و پسران

نویسنده :

روس‌ها در ايران داراي نام‌هاي شناخته شده‌اي‌اند. نام‌هايي مثل «آرتور تايمازوف»، «بلال ماخوف» و «نظير مايکوف» که همه کشتي‌گير بودند؛ (مي‌توانيد امتحان کنيد، از هر کسي که عاشق ورزش است اگر بپرسيد اين نام‌ها را شنيده ‌است.) و روشنفکرترين قشر جامعه روسيه يعني نويسندگانش، که خيلي‌ها نويسنده‌هاي روس را از نويسنده‌هاي ايراني بيشتر مي‌شناسند. نويسنده‌هايي مانند «داستايوسکي»، «تولستوي» و «ايوان تورگنيف» که به مراتب از بزرگان ادبيات کشور خودمان براي رمان خوان‌هاي ايراني نام‌آشناترند. اين بار قرار است نگاهي گذرا به تاريخ ادبيات روسيه بيندازيم. روسيه شايد جزو معدود کشورهاي باشد که نويسنده‌هايي دارد؛ به بزرگي تمام تاريخ ادبيات بعضي کشورهاي جهان.

يادداشت‌هاي يک ديوانه
ادبيات روسيه حدودا از همين نقطه شروع شد. از نويسنده‌اي به نام «نيکلاي گوگول». که به نوعي بنيان‌گذار داستان‌نويسي رئاليستي در روسيه است. به قول داستايوسکي همه ما (نويسندگان روس) از زير «شنل» (نام يکي از داستان‌هايش) گوگول در آمده‌ايم. شنل، داستان کارمندي است که به دنبال هيچ‌گونه حرکت و پيشرفتي در زندگي نيست، به نوعي زندگي حيواني دارد. داستان از جايي شروع مي‌شود که براي خودش شنلي مي‌خرد. از اين‌جاست که تغييرات اساسي در زندگي‌اش ايجاد مي‌شود؛ به دنبال داشتن تنها يک شنل نگاهش نسبت به زندگي تغيير مي‌کند. در همان دوران «الکساندر پوشکين» نويسنده جوان روس شانس مصاحبت را با گوگول پيدا مي‌کند. او نيز بعدها جزو بزرگ‌ترين نويسندگان ادبي جهان به حساب آمد. خيلي‌ها پوشکين را بزرگ‌ترين شاعر روسيه مي‌نامند. به دليل فضاي زندگي‌اش و همنشيني با اشراف روسيه، داستان‌ها و شعرهايش در واقع بازتاب زندگي مردم آن طبقه از روسيه بود. «دختر سروان» يکي از معروف‌ترين کارهاي اوست. حالا که حرف طبقات اشراف را به ميان آورديم؛ بگذاريد يکي از معروف‌ترين آثار ادبيات روسيه را معرفي کنيم. «پدران و پسران» نوشته «ايوان تورگنيوف». تورگنيوف که بعد از اين کارش هيچ وقت نتوانست شاهکاري به اين بزرگي خلق کند؛ طبقات و اشراف روسيه قرن 18 را با استادي تمام نشان داده ‌است. پدران و پسران جزو شاهکارهاي ادبيات جهان در به تصوير کشيدن زندگي اشرافي به حساب مي‌آيد.

يادداشت‌هاي زيرزميني
بعد از مرور دوره پدران ادبيات روسيه مي‌رسيم به غول‌هاي داستان‌نويسي جهان که تعداد زيادي از آن‌ها در کشور روسيه بودند. اول از همه با داستايوسکي و تولستوي شروع مي‌کنيم. نام اين دو را همه شنيده و کارهايشان را خوانده‌اند. دو نويسنده بزرگ روس که در کنار همديگر بخش بزرگي را از ادبيات قرن نوزدهم تشکيل مي‌دهند. البته در کنار اين نام‌ها، «آنتوان چخوف» غول ادبيات نمايشي و داستان کوتاه نيز به چشم مي‌آيد. روح داستان‌کوتاه نويسي از نوع چخوفي‌اش همچنان در جهان ديده مي‌شود تا جايي که نمايش‌نامه‌نويس‌هاي معاصري مانند «ديويد ممت» به شدت تحت تأثير کارهاي او هستند. خيلي از منتقدين ادبي بر اين باورند که داستان کوتاه به صورت کلي به دو شاخه تقسيم مي‌شود. بخش بندي کلي از دو نوع شيوه و الگوي نگارشي مي‌آيد. داستان کوتاه به سبک «ادگار آلن‌پو» آمريکايي و داستان کوتاه به سبک چخوف روسي. که در کشور ما رئاليسم چخوفي طرفدار بسياري نسبت به شيوه نگارشي آلن‌پو دارد. درکنار اين بزرگان ادبيات آن سال‌هاي روسيه نام‌هاي ديگري هم وجود دارد از جمله «ايوان گانچاروف» نويسنده کتاب «ابلوموف». اين کتاب يکي از شاهکارهاي آن سال‌هاي ادبيات روسيه به حساب مي‌آيد و يا داعيه‌دار سياست‌هاي مارکسيستي ادبيات روسيه «ماکسيم گورکي» گرچه بقيه آثارش به دليل نگاه ايدولوژيکش ديگر به بزرگي کتاب «مادر» او نبود، به‌عنوان يکي از تأثير گذارترين نويسنده‌هاي آن دوران روسيه مطرح است.

خاطرات من
و در آخر مي‌رسيم به نويسندگان قرن بيستم روسيه که مي‌شود گفت از اکثرشان کتاب به فارسي ترجمه شده است. از «دن‌آرام» اثر «شولوخوف» بگيريد که سه ترجمه دارد و يکي از معروف‌ترين و پر خواننده‌ترين آثار ادبيات اين قرن روسيه بوده ‌است تا ديگر نويسندگان اين کشور مثل «بوريس پاسترناک» نويسنده کتاب «دکتر ژيواگو»، اين کتاب آن‌قدر تأثيرگذار و بزرگ بود که فيلم‌ساز انگليسي «ديويد لين» را به اين باور رساند که از روي آن فيلمي بسازد و يکي از بهترين اقتباسي‌هاي تاريخ سينما ساخته شد. در کنار اين نام‌هاي اوايل قرن بيستم، شاعر پر آوازه روسي «ماياکوفسکي» هم ديده مي‌شود که تا قبل از مرگش تأثير به‌سزايي در سينماي آن دوره روسيه گذاشته بوده است. در سال‌هاي بعد ادبيات روسيه به فضايي تبديل شد براي مخالفت با جريان‌هاي حاکم و ديکتاتوري و ضد استالينيسم. نويسنده‌هايي مانند «ميخائيل بولگاکوف» از چنين فضايي بيرون آمده بودند و کتاب معروف «مرشد و مارگاريتا» بعد از مرگش اجازه چاپ گرفت و يا «سولژنستين» که سال‌ها زندان بود و آخر هم به آمريکا مهاجرت کرد؛ آثاري نوشته است به نام‌هاي «مجمع الجزاير گولاک» و «يک روز از زندگي ايوان دنيسويچ» و يا «ايوان آلکسيويچ بونين» شاعر پرآوازه روس که هم برنده «پوليتزر» است و هم «نوبل ادبيات» و همچنين «ايوسيف آلکساندروويچ برودسکي» شاعر روسي که به آمريکا مهاجرت کرد و زماني که نوبل گرفت هم به عنوان يک نويسنده آمريکايي و هم به عنوان نويسنده روسي جايزه را دريافت کرد. اما مطرح‌ترين شاعر ادبيات روسيه «آنا آخماتوا» است، شاعر جريان‌سازي که خيلي از بزرگان شعر اروپا از زير سايه او بيرون آمده‌اند. ادبيات روسيه پر است از اين نام‌ها و کتاب‌ها. ادبياتي که شايد ما ايراني‌ها يکي از عشاق پر‌وپا قرص نويسنده‌هاي جديد و قديمش باشيم.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
برگزیده سایت

ساده نویسی یا محاوره نویسی؟

٩٥/١٠/٢٩
کافه جهان نما

هلند، گل سرسبد اروپا

٩٥/١٠/٣٠
شاخ هفته

دندان‌های نا اهل

٩٥/١٠/٣٠
مینی‌ها

مینی ترفند 471

٩٥/١٠/٣٠
روایت‏هایی ازآداب زندگی با پوششی به نام چادر

شیک، به روز، با وقار... چتدری

٩٥/١٠/٣٠
جارچی

تلگجیم 471

٩٥/١٠/٣٠
شوخی با پریسلی، تعطیل کردن فارسی1، نامه به پوتین و دیگر شاهکارهای حسام نواب صفوی

#آقای_یقه

٩٥/١٠/٣٠
پوپولیسم در فوتبال ما چه تفاوتی با فوتبال جهان دارد؟

محبوبیت یعنی دو هیچ از بقیه جلوتری!

٩٥/١٠/٣٠
ناصرخان آکتور سینما

كلا بستگى داره!

٩٥/١٠/٣٠
جارچی

فتوچاپ 471

٩٥/١٠/٢٩
جارچی

سرکار خانم رئیس جمهور

٩٥/١٠/٣٠
جارچی

اندر باب مریدان و دستگیری ع.ز

٩٥/١٠/٣٠
آنتن

خواب کم و لگد قوی

٩٥/١٠/٣٠
جارچی

همه اش زیر سر کارمندان است

٩٥/١٠/٣٠
مروری بر تکرار ملال آور موضوع قصاص در آثار سینمایی کشورمان

نکشی مارو!؟

٩٥/١٠/٣٠
چهره هفته

هر برگی که محیط زیست نمی شود!

٩٥/١٠/٣٠
پوپولیست کیست و چرا در جامعه ما جواب می‌گیرد حتی در ورزش؟!

حکمت پوپولیست پروری

٩٥/١٠/٣٠
پایان‌نامه

مصوبه‌ای برای بابای بچه!

٩٥/١٠/٣٠
جارچی

پهنای باند فراخ می شود

٩٥/١٠/٣٠
به بهانه مهم‌ترین ترانسفر دهه ۹۰ فوتبال ایران که به نام «انصاری فرد» ثبت شد کریم تو عالی هستی!

کریم تو عالی هستی

٩٥/١٠/٣٠
تبلیغات
تبلیغات