نکاتي طلايي براي ترم اولي‌‌هاي دانشگاهي!

نکاتي طلايي براي ترم اولي‌‌هاي دانشگاهي!

نویسنده :

چه بخواهيد، چه نخواهيد شما ديگر دانشجو شده‌‌ايد و مي‌‌توانيد پيش فک و فاميل پز دهيد و کلي قيف بياييد که از قيف کنکور رد شده‌‌ايد. فکر مي‌‌کنيد قشنگ شده‌‌ايد و آدم حسابي! توقع داريد وقتي توي شهر راه مي‌‌رويد رفتگر به شما سلام کند و نانوا به شما نان مجاني دهد. کلا زندگي را قشنگ مي‌‌بينيد و حتي احساس مي‌‌کنيد شبکه استاني چه‌قدر زيباست. اما همه اين‌‌ها زهي خيال باطل است چون دست آخر مي‌‌شويد يکي مثل «اميرسعيدصبا» که بعد از عمري درس خواندن و کارگرداني آموختن حالا شده آنتن بنويس جيم! حالا زياد ناراحت نشويد شايد «محسن اسدي» شديد و صاحب درآمدي ميليوني. البته بنده نمي‌‌دانم حاج محسن دانشگاه رفته يا نه ولي علي‌ايحال شما اميدوار باشيد که در نااميدي بسي يک سيب را بيندازي هوا تا سيب ديگر هزار تا فرج است. معمولا آدمي‌‌زاد قبل از ورود به يک محيط ناشناخته براي خودش کلي فرضيات مي‌‌بافد، که البته معمولا 99 درصد اين فرضيات تبديل به واقعيت نمي‌شود و آن‌جاست که فرد به سرنوشت صبا دچار مي‌‌شود. حالا براي اين‌که ترم اولي‌‌هاي دانشگاهي بي‌‌خودي جوگير نشوند نکاتي را در ادامه آورده‌‌ايم تا بيشتر با محيط دانشگاه آشنا شويد. (کاش زمان ترم اولي بودن ما يک نفر اين نکات را به ما مي‌‌گفت.)

///////////////////////

بالا غيرتا فکر نکنيد که پا به عرصه کشف علوم گذاشته‌‌ايد و بايد از اول مهر 24 ساعته به دنبال دانش، اين‌ور و آن‌ور بگرديد. انرژي خود را نگه داريد چون از ترم 3 بايد ويزيتوري کنيد و تمام شهر را با پاي پياده گز!

///////////////////////

اگر زبانم لال دانشجوي دانشگاه پيام‌نور شده‌‌ايد، واجب‌‌تر از هر چيزي به همراه داشتن يک تکه موکت است. چون کلاس‌‌هاي اين دانشگاه به شدت شلوغ است و احتمالا صندلي براي نشستن گيرتان نخواهد آمد. البته اگر سحرخيز باشيد و کله سحر (ساعت 3 بامداد) برويد دانشگاه و براي خودتان صندلي رزرو کنيد، احتياجي به موکت نيست. ولي باز هم توصيه مي‌‌کنم يک دوربين شکاري داشته باشيد تا بتوانيد از ته سالن اجتماعات (محل برگزاري کلاس‌‌هاي عمومي) تابلو و البته صورت مبارک استاد را ملاحظه کنيد، تا پايان ترم بدانيد که براي التماس پيش چه کسي بايد برويد. فراموش نکنيد که شما در سيستم آموزش از راه دور هستيد، پس خيلي نمي‌‌توانيد نزديک بشويد.

///////////////////////

اگر گلاب به رويتان دانشجوي دانشگاه آزاد شده‌‌ايد و پدرتان هم بازنشسته است، بي‌‌خودي پولتان را صرف خريد اقلام آرايشي نکنيد. چون بايد روز ثبت نام با يک مشت دلار به دانشگاه برويد.

///////////////////////

يکي از امکانات به درد بخور دانشگاه، ازدواج دانشجويي است! بعضي‌‌ها در ترم يک، يک نفرند ولي در ترم نهم، 9 نفر شده‌‌اند. 2 تا زن (يکي دائم و ديگري موقت) و يک جين بچه. ازدواج در دوران دانشجويي هم خوب است و هم بد. علي‌ايحال سعي کنيد زود عاشق نشويد.

///////////////////////

در دانشگاه بعضي اصطلاحات وجود خارجي و حتي داخلي ندارند، واژه‌هايي مانند شيفت صبح، شيفت عصر، سرصف، ناظم، زنگ آخر، دفتردار، معلم، زنگ تفريح و... پس حواستان باشد که اين کلمات از دهانتان بيرون نپرد. البته ظرف يکي دو روز معادل اين کلمات را مي‌‌فهميد، مثلا حراست همان شکل پيشرفته ناظم است.

///////////////////////

کلمه «دانشجويي» يعني «نداشتن امکانات» پس هر وقت شنيديد يکي مي‌‌گويد تئاتر دانشجويي يا نشريه دانشجويي بدانيد که باباي دانشجويان دست اندرکار درآمده است!

///////////////////////

سرويس بهداشتي، آب سردکن (يا همان آب‌خوري)، جزوات هم‌کلاسي‌ها، تلفن داخلي، سرويس پله، امکاناتي هستند که دانشگاه به طور مجاني در خدمت شما مي‌‌گذارد. قدر آن‌‌ها را بدانيد و البته حواس‌‌تان باشد که اشتباهي به سرويس بهداشتي اساتيد وارد نشويد که عواقب بدي در انتظارتان خواهد بود. بنده در تمام دوران تحصيلم اين سوال در ذهنم بود که مگر اقتضاي حاجت اساتيد فرق مي‌‌کند که مستراح‌‌شان جداگانه است؟!

///////////////////////

قبول دارم که ضايع بازي است ولي همان روز اول با 4 ، 5 نفر که خيلي با آن‌‌ها شيش شده‌‌ايد، عکس يادگاري بگيريد وn سال بعد در جشن فارغ‌التحصيلي دوباره با همان نفرات عکس بگيريد. (البته اگر هنوز با هم شيش بوديد!) بعد اين دو تا عکس را بگذاريد کنار هم. آن‌قدر به تغيير قيافه‌‌ها و خالي شدن باد و بروت‌‌ها بخنديد و حسرت روزهاي از دست رفته را بکشيد که حد نداشته باشد.

///////////////////////

اما يک عده هم صبح روز کنکور خواب مانده‌‌اند يا گلاب به رويتان سر امتحان معده‌شان آب روغن قاطي کرده ‌‌است. علي‌ايحال با سر به داخل کوزه رفته‌‌اند و قرار نيست از اول مهر هيچ دانشي را بجويند! اين دوستان قبل از هر چيز کمي روغن حيواني بخرند و هر شب پس کله مبارک را با آن چرب کنند. چون احتمالا اين روزها پس گردني‌‌هاي زيادي از اطرافيان خواهند خورد.

///////////////////////

اما...

پسرهاي خنگول عزيز پشت کنکور مانده ناراحت نباشند. اگر قرار باشد همه دکتر، مهندس شوند که اوضاع مملکت به هم مي‌‌ريزد. به هر حال جامعه به «آب حوض‌‌کش» هم احتياج دارد.

///////////////////////

دخترهاي زرنگ بدشانس گير کرده در قيف هم ناراحت نباشند. حالا خانم دکتر نشديد و از آقا مهندس هم خبري نيست که نيست. به هر حال «آب حوض‌‌کش‌‌ها» هم دل دارند و البته قصد ازدواج. اصلا و اصولا نه ميت روي زمين مي‌‌ماند و نه شما در خانه بابا!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
روایت‌هایی درباره خرده رفتارهای زنان علیه زنان

وقتی برای زنان هم، زن و مرد دارد!

٩٥/١٢/٠٥
برگزیده سایت

نقطه سر خط به توان 3

٩٥/١٢/٠٥
شاخ هفته

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠٥
کافه جهان نما

لندن، شهر رمز و راز و باران در دل جزیره

٩٥/١٢/٠٥
مینیمال

روز مهندس مبارک!

٩٥/١٢/٠٥
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و مشاهده بشقاب پرنده در آسمان

٩٥/١٢/٠٥
فتوچاپ

فتوچاپ 476

٩٥/١٢/٠٥
تلگجیم

تلگجیم 476

٩٥/١٢/٠٥
چهره هفته

کمدی-تراژدی کاندیداتوری بقایی

٩٥/١٢/٠٥
شگرد خفن

ویژگی جدید تلگرام ویندوزی

٩٥/١٢/٠٥

شغل: «دوستت دارم» نویسی

٩٥/١٢/٠٥
نامه‌های دلبرانه‌ای که امروز در قالب‌کتاب به دست ما رسیده‌اند

از... به...

٩٥/١٢/٠٥

فراز و فرودهای ادبیات عاشقانه از دیروز تا امروز

٩٥/١٢/٠٥
ذهن زیبا

ذهن زیبا 476

٩٥/١٢/٠٥
جارچی

جارچی 476

٩٥/١٢/٠٥
گپی با برگزیدگان مشهدی جشنواره سی و پنجم تئاتر فجر در یک شب برفی

کاش مسئولان، اندازه مردم به تئاتر توجه داشتند

٩٥/١٢/٠٥
آنتن

همسایه‌های بی‌جک!

٩٥/١٢/٠٥
درباره عاشقانه نوشت‌ها و بلایی‌که ما آدم‌های عصر جدید بر سرشان آورده‌ایم

عاشق is typing...

٩٥/١٢/٠٥
مینی ها

مینی 476

٩٥/١٢/٠٥
به بهانه تغییر وزن‌های متوالی یکی از پلنگ‌های جویبار که این‌بار در فینال جام‌جهانی ضربه فنی شد

یزدانی به جای یزدانی!

٩٥/١٢/٠٥
تبلیغات
تبلیغات