کلمات بديع

کلمات بديع

نویسنده :

اگرچه هيچ گلي چون تن تو خوش‌بو

هميشه نافه‌گشايي به نفع آهو نيست

دليل اين‌همه سرگشتگي به گردن توست

اگر توجه زنبورها به کندو نيست

حضور توست که دلخواه کرده شعرم را

وگرنه آينه در ذات خود پري‌رو نيست

بخواه راحت دنيا و آخرت از من

که گفته است دل من چراغ جادو نيست؟

ميان عاشق و عاشق‌نما تفاوت‌هاست

يکي از آن‌همه چشمش به پيچش مو نيست

به مهر مي‌کشي و زنده مي‌کني با قهر

شهيد را که نيازي به نوشدارو نيست

چه کسي ادعا مي‌کند که نسل شاعران خوش‌ذوق به اتمام رسيده و چه کسي ادعا مي‌کند که قالب‌هاي کهن، چون غزل و مثنوي و قصيده، ديگر ظرفيت تازه‌اي براي رساندن مفاهيم شاعرانه ندارند اگر کسي چنين ادعايي کرد شعر «علي‌رضا بديع» نمونه‌اي است براي ابطال اين گمان. البته به هيچ وجه ظرفيت‌هاي تازه‌اي را که قالب‌هاي جديد براي رساندن بعضي مفاهيم ايجاد کرده‌اند منکر نمي‌شوم.

اگرچه فقط 5 ‌سال از انتشار اولين دفتر شعري علي‌رضا بديع -يعني کتاب حبسيه‌هاي يک ماهي- مي‌گذرد اما او به خوبي توانسته در اين مدت کم، مخاطبان ثابتي را براي خود جمع کند، مخاطباني که انتظار انتشار دفاتر جديد او را مي‌کشند. پس از انتشار کتاب «حبسيه‌هاي يک ماهي» در سال 84، کتاب «از پنجره‌هاي بي‌پرنده» در سال87 منتشر شد و پس از آن کتاب «گنجشک‌هاي معبد انجير» در سال88 و پس از آن کتاب «چله‌ي تاک» که ارديبهشت امسال منتشر شد و اين سه دفتر آخر، بلافاصله به چاپ دوم رسيدند، که اين براي يک شاعر جوان 25ساله موفقيت بزرگي است.

شعر بديع چشم‌انداز و ظرافت‌هاي ويژه و قابل توجهي دارد که تفصيل آن در اين ستون کوچک ميسر نيست اما نکته‌وار به آن اشاره مي‌کنم. اول اين‌که شعر «بديع» بيشتر متوجه شعر عاشقانه است و براي عاشقانه‌هايش از هنرمندي‌هاي متعددي بهره مي‌گيرد. تعابيري که در اشعارش استفاده مي‌کند جديد و تازه است اگرچه نگاه او به معشوق، اساطيري و قديمي است، يعني از آن دست معشوق‌هايي که فقط ممکن است در خيال مجسم شوند و بس! مثل معشوق‌هاي جناب حافظ و سعدي که قامت‌شان به قامت چنار و سرو برابري مي‌کرده! البته خداي ناکرده سوءتفاهم پيش نيايد، در هيچ شعري از حافظ نشاني از جنسيت معشوق نيست ولي خوب خواستيم شوخي کرده باشيم! هنرنمايي‌هاي بديع در تغيير فرم‌هاي متداول شعري نيز قابل توجه است مانند همين شعر که در پايان با تغيير قافيه‌اي روبه‌رو مي‌شود که البته خيلي هم تو ذوق نمي‌زند. در برخي اشعار هم با بازي‌هاي زباني گاهي قافيه و گاهي اصل کلمات را به بازي مي‌گيرد مانند شعر 22 (شهر الفبا) همين کتاب «چله‌ي تاک» که شاعر «آ» را به بهانه‌اي از ميان شعر خود حذف مي‌کند. در ميان شعرهاي بديع گاه با شعرهاي اجتماعي و آئيني روبه‌رو مي‌شويم که آن‌ها نيز از لطافت ويژه‌اي برخوردار است.

نظرات کاربران
کد امنیتی