ازبغداد‌به‌اسکارمي‌رويم

ازبغداد‌به‌اسکارمي‌رويم

نویسنده :

مروري بر اهميت جوايز اسکار در ايران و مسيري که براي رسيدن به اين جايزه در ايران طي مي‌شود
از هر طرفي که به جشنواره «آکادمي هنر و علوم سينمايي» يا همان «اسکار» نگاه کنيم، بدون شک مي‌توانيم ادعا کنيم که مراسم اعطاي جوايز اسکار، مهم‌ترين رخداد سينمايي هرساله جهان است؛ رخدادي که نه مي‌توان منکر اهميت آن شد و نه مي‌توان از نگاه‌هاي سياسي که بر آن حاکم است صرف‌نظر کرد. نگاه سياسي که همواره از طرف مسئولان سينمايي و فرهنگي کشور ما مورد نکوهش قرار گرفته و درحالي که بر مغتنم شمردن حضور سينماي ايران در اين اتفاق بزرگ تاکيد شده، از نگاه منفي مسئولان جشنواره اسکار و دشمني آنان با سينماي ايران گله شده است. از يک طرف با بياني قاطع اين موضوع تکرار مي‌شود که جشنواره اسکار چيزي نيست جز يک حربه تبليغاتي متعلق به سينماي هاليوود که توسط کارتل‌هاي صهيونيستي اداره مي‌شود و از طرف ديگر از سال 1373 با فيلم «زير درختان زيتون» ساخته «عباس کيارستمي» به اين طرف، هرساله نماينده‌اي از ايران به اين جشنواره ارسال مي‌شود و با ناکامي باز مي‌گردد؛ يعني به غير از سال 1377 که فيلم «بچه‌هاي آسمان» ساخته «مجيد مجيدي» به مرحله نامزدي اسکار بهترين فيلم غير انگليسي‌زبان رسيد و مغلوب فيلم «زندگي زيباست» ساخته «روبرتو بنيني» شد، ساير 16 فيلم ايراني ارسال شده، حتي به مرحله نامزدي اسکار هم نرسيدند. در يک کلام مي‌توانيم ادعا کنيم که نگاه چندين و چندساله کشور ما به جوايز اسکار، حکايت پس زدن با دست و پيش کشيدن با پا است.

سئوال بي‌پاسخ
بنابراين و با در نظر گرفتن تفکر حاکم بر جامعه سينمايي و فرهنگي کشورمان، البته در مورد جوايز اسکار، هنوز اين سئوال بدون پاسخ مانده است که ما با چه سياستي، هرساله در جشنواره اسکار شرکت مي‌کنيم و به اين تناقضات دامن مي‌زنيم؟ البته اگر مقصودمان مطرح کردن سينماي ايران باشد که هنوز به آن نزديک هم نشده‌ايم. چه بسا جشنواره‌هاي معتبرتر و فرهيخته‌تري نسبت به اسکار در جهان برگزار مي‌شود که هم محتواي فيلم‌هاي آن‌ها به سينماي ما نزديک‌تر است و هم اين نگاه ناعادلانه سياسي بر آن‌ها حاکم نيست، يا حداقل کمتر حاکم است. بالاخره بايد بپذيريم جشنواره اسکار با مرکزيت سينماي هاليوود برگزار مي‌شود، نه سينماي ايران.

انتخاب امسال ما و قوانين بين‌المللي
با وجود فيلم قدرتمند و خوش ‌ساختي مانند «طلا و مس»، مسئولان فرهنگي کشورمان فيلم ناآشنا و غريب «بدرود بغداد» به کارگرداني «مهدي نادري» را به‌عنوان نماينده ايران در جشنواره اسکار معرفي کردند و در مقابل گلايه‌هاي سينماگران، فقط گفتند که بازنده‌ها نبايد ناراحت باشند، البته ما که نفهميديم در اين ميان چه کسي بازنده است و چه کسي برنده؛ اما پيش از توضيحات بيشتر، بايد به‌صورت مختصر به قوانين ارسال فيلم غيرانگليسي‌زبان به جشنواره اسکار اشاره کنيم. بر اساس اين قوانين، فيلم برگزيده هر کشور بايد از سوي هيات داوراني که متشکل از هنرمندان و سينماگران آن کشور باشد (که فهرست اعضاي اين کميته بايد تا تاريخ 13 اوت برابر با 12 مردادماه به آکادمي معرفي شده باشند) انتخاب بشود، ثانيا فيلم مزبور بايد در کشور ارسال‌کننده داراي نمايش عمومي گسترده باشد.

انتخاب امسال ما، گام اول
بياييد به مورد اول نگاهي بيندازيم، سنت هرساله اين انتخاب به‌اين شکل بود که هيئتي متشکل از 7 يا 9 نفر از نمايندگان خانه سينما در کنار نماينده بنياد سينمايي فارابي (آقاي امير اسفندياري) در اين مورد تصميم مي‌‌گرفتند؛ اما امسال به دلايلي که کاملا حکايت از شتاب‌زدگي دارد اين امکان فراهم نشد؛ خانه سينما به دليل پذيرفته نشدن پيشنهادش در مورد نحوه مديريت اين هيئت، از اين انتخاب کنار کشيد و موضوع را برعهده بنياد سينمايي فارابي و معاونت سينمايي وزارت ارشاد گذاشت. از طرف ديگر معلوم شد که جناب «شمقدري» در سفر به نيويورک همراه رئيس جمهورند، مسئولان بنياد فارابي هم براي خريد! تجهيزات سينمايي به اروپا رفته‌اند ولذا اين انتخاب بدون متولي رها شده است. اين شد که آقاي شمقدري با آقاي «سجادپور» يا همان «مدير کل اداره نظارت و ارزش‌يابي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي» تماس گرفتند و از او خواستند پس از تماس‌‌ها و مشورت‌‌هاي متعدد با اصحاب سينما، فيلم ارسالي را به اسکار انتخاب کند، که ايشان هم در ميان ناباوري تمامي اين اصحاب، فيلم «بدرود بغداد» را که محصول سينماي «مستند و تجربي» کشورمان مي‌باشد انتخاب کردند.

انتخاب امسال ما، گام دوم
در مورد قسمت دوم اين قانون نيز، عنصر عجله، کاملا به چشم مي‌آيد؛ واضح‌ترين امري که در مورد فيلم‌هاي ارسالي به اسکار جلب‌توجه مي‌کند اين است که اين آثار حداقل بايد در کشور ارسال‌کننده به اکران عمومي درآمده باشند. در حالي که فيلم «بدرود بغداد» قرار است اين هفته در سينماهاي کشور اکران شود. سئوالي که باقي مي‌ماند اين است که چگونه مي‌توان به فيلمي که حتي مردم کشور خودمان آن را نديده‌اند به چشم نماينده ايران در اسکار نگاه کرد. ضمنا اين نکته را هم نبايد از نظر دور کرد که در کنار نمايش عمومي آثار ارسالي، گزينه ديگري نيز جزو واجبات و آن حضور يک پخش‌کننده بين‌المللي براي انتشار اثر و نمايش آن در سطح جهان است که فيلم «بدرود بغداد» فاقد آن است. البته جناب «سجادپور» اظهار اميدواري کرده‌اند که خوشبختانه ترتيب نمايش اين فيلم در ايران داده شده و قرار است سينما «فرهنگ» تهران و سينماهاي چند شهرستان «بدرود بغداد» را نمايش بدهند. ضمن اين‌که ايشان در سطح بين‌المللي هم، پي‌گير حضور اين فيلم در يکي از جشنواره‌‌هاي آمريکاي لاتين مي‌باشند.

دلايل ما و انتخاب ايشان
با وجود تمام مسائلي که پيرامون جوايز اسکار در مقدمه ذکر کرديم و يقين داريم که آقاي «سجادپور» هم از آن‌ها بي‌اطلاع نيست، دلايلي که از طرف ايشان ذکر شد کاملا جاي تامل دارد. «مدير کل اداره نظارت و ارزش‌يابي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي» درباره اين انتخاب به خبرنگاران گفت: «با توجه به تم ضداشغال اين فيلم که در جامعه آمريکا هم بسيار داغ است احساس شد، شانس اين فيلم بيشتر خواهد بود.» البته ما منکر درون‌مايه اين فيلم نيستيم ولي تصور اين‌که، اين تنها دليل متوليان امر براي انتخاب اثر باشد به ذهنمان هم خطور نمي‌کند. بالاخره در جشنواره اسکار مسائل مهم ديگري مانند داستان، امور فني و ساختاري، بازيگري، کارگرداني و هزار موضوع ديگر نيز وجود دارد که موجب انتخاب يک اثر مي‌شود. اگر فرض کنيم که هدف ما برنده شدن در اسکار نباشد و قصد داشته باشيم با ارائه يک فيلم «ضد اشغالگري»، اين مضمون ارزشمند را به جهان مخابره کنيم، بسيار بعيد است که اين هدف، با فيلمي که حتي به نامزدي اسکار هم نمي‌رسد دست‌يافتني باشد؛ ضمن اين‌که با چنين انتخاب‌ها و دلايلي، يقينا ما هم داريم از جنبه‌هاي هنري جشنواره غافل مي‌شويم و به اهميت تاثير مسائل سياسي در اسکار دامن مي‌زنيم. چنان‌که وقتي مسئولان سينمايي کشورمان باد به غبغب مي‌اندازند و مي‌گويند: جوايز اسکار آن‌قدرها هم مهم نيست که ما بخواهيم براي خوش‌آمد اداره‌کنندگان آن فيلم بسازيم، چه‌طور مي‌شود بدون توجه به علايق مردم کشورمان به فيلم‌هايي مانند «طلا و مس» و بدون اعلام هيچ دليل قانع‌کننده‌اي، آثار مورد توجه جامعه ايراني را فداي آثاري کنيم که شايد و شايد به مذاق انتخاب کنندگان فيلم‌هاي برنده اسکار خوش بيايد؟

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌و‌گو با «ساراسادات خادم‌الشریعه»

در آن لحظه به نتایجم فکر نکردم

٩٥/٠٩/١٨
درباره تعطیلات و فرهنگ تعطیلی به بهانه احتمال اضافه شدن یک روز تعطیل دیگر به تقویم کشور از سال آینده

فیتیله چندتا تعطیله؟!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨
پیشنهاد جیم برای تاسیس یک وزارت خانه جدید:

وزارت تعطیلات حواسش به همه شنبه‌ها هست

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨
چهره هفته

جینگولک بازی غربی‌ها

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨

دشواری نداریم

٩٥/٠٩/١٨

چرخه‌ تبدیل پراید

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
اینترنت و سر و شکل جدیدی که به بازار کالا و خدمات ایران داده است

#تقابل_مدرنیته_سنتی

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

خلاق‌های اینستاگرامی

٩٥/٠٩/١٨