دست به دست امانت تاريخي
براي ديدن منشور حقوق بشر کوروش چهارماه فرصت داريم

دست به دست امانت تاريخي

نویسنده :

نيمه گزارشي ميداني از بازديد مردمان ايران‌زمين از کتيبه کوروش بزرگصلح؛ ارزاني کوروش به تاريخ بشر!
به درون اتاقي مي‌رويم که به شدت تحت تدابير امنيتي است. اتاقي که تمام بازديدکنندگان از استوانه منشور حقوق بشر کوروش براي رسيدن به آن لحظه‌شماري مي‌کنند. بازديد کنندگان خوب مي‌دانند که ارزش و اهميت اين ديدار تنها با خرج کردن هزار تومان چه‌قدر زياد است، آن‌ها مي‌دانند که براي تماشاي همين کتيبه در آن سوي مرزها بايد از موزه‌هايي بازديد کنند که فضاي آن به سختي برايشان تصويري ايراني خواهد داشت. هر 3 دقيقه فقط 20 نفر مي‌توانند وارد اتاق شوند. بازديد کنند و جاي خود را به ديگري بدهند. همين 3 دقيقه کافي است تا کوتاه از حس و حال سربازان ايران زمين کوروش کبير بپرسيم که حالا، سال‌ها و سال‌ها و سال‌ها از کوروش دورند:

خانم اشکاني از کرمان
اختصاصا براي ديدن کتيبه کوروش آمده‌ام. خيلي خوشحالم که 4 ماه به ما اجازه داده‌اند تا لااقل از نزديک ببينيم! هر چند اين کتيبه مال ماست. احساس قشنگي به من دست داده است. در اين اتاق احساس مي‌کنم واقعا ايراني‌ام. تک‌تک جملات کوروش جالب است. الان در رسانه‌ها صحبت از حقوق بشر مي‌کنند و براي من خيلي جالب بود ببينم چه‌قدر حرف‌هاي رسانه‌اي با اصل و روح حقوق بشر کوروش مطابقت دارد. اما متاسفانه تفاوت از آن‌چه کوروش گفته تا حقيقت جامعه بين‌الملل زياد است.

مهيار يزدان‌پور از شيراز
از شيراز آمده‌ام تا با عظمت خفته ايران باستان آشنا شوم. حقيقت برايم جالب بود ببينم کوروش 2000 و اندي سال پيش چگونه حقوق بشر را بنا کرد؟ چگونه جاودانه شد؟ شايد اين خشت گلي تمام آن‌ چيزي نباشد که مي‌بايست از کوروش به ما مي‌رسيد، اما همين چند ماه غنيمت است. کوروش با تمام قدرت جهاني که داشت در دوران حکومتش صلح را به جهان ارزاني داشت و اين يکي از جالب‌ترين بخش‌هاي ترجمه متن کتيبه حقوق بشر او بود. من وقتي به اين بخش رسيدم عجيب به فکر فرو رفتم.

کوروش عيسي‌زاده از تهران
براي اولين‌بار کتيبه حقوق بشر کوروش را در موزه بريتانيا ديدم. راستش حس و حال آن‌جا با اين‌جا متفاوت است. شايد به خاطر مالکيت معنوي که ما بر اين اثر داريم، اين‌گونه مي‌آيد که حس و حال اين‌جا غريب‌تر و جالب‌تر است. اين‌جا آدم احساس مي‌کند واقعا يک ايراني است. حتي شايد باور نکنيد ولي من کلي خوشحال مي‌شوم که نامم کوروش است. کوروش در اوج دوراني که خون و خون‌ريزي بر جهان حاکم بود، آن‌گونه عمل کرد که رفتارش و دستورهايش شد «حقوق بشر»!

کاشف منشور
اين چهره جالب که در تصوير مي‌بينيد در سال 1879 ميلادي کشفي بزرگ داشت. او توانست در اين سال و در کاوش‌هاي موزه بريتانيا در بخش جنوبي ويرانه‌هاي موسوم به تل عمران در بابل يا همان عراق امروزي به شيئي ارزشمند دست يابد. هرمزدرسام کاشف استوانه تاريخي حقوق بشر کوروش کبير پادشاه بزرگ ايران باستان بود. او پس از کشف اين استوانه خطاب به ساموئل برچ رئيس موزه بريتانيا اين چنين نوشت:

آقاي عزيز
استوانه کوروش به همراه حدود 600 قطعه گلي نوشته‌دار، پيش از آن‌که من بغداد را ترک کنم در عمران يافت شده بود. يک استوانه ديگر هم بود که در برس نمرود يافت شده بود و من بر اين باورم که همراه با آن مجموعه در اتاق آقاي پينچز است. متأسفم که سرهنري رالينسون پيش از ارائه سخنراني خود در انجمن آسيايي از من سوال نکردند. در آن صورت درباره زمان و مکان کشف آن دچار اشتباه نمي‌شدند. اگر کلنل رالينسون بتوانند تا دوشنبه که من به موزه مي‌آيم، صبر کنند مي‌توانم با دقت بيشتري دريابم که کدام يک از استوانه‌ها در برس پيدا شده است.

دوستدار شما / ه. رسام

به آقاي ساموئل برچ / موزه بريتانيا
گپي کوتاه با رئيس موزه ملي ايران؛ آزاده اردکانيمنشور را برمي‌گردانيم!

رئيس موزه ملي ايران هنوز 9 ماه از حضورش در موزه ملي نمي‌گذرد که دست به کاري بزرگ مي‌زند! او بعد از سال‌ها تلاش ديگران، موفق مي‌شود افتخار آوردن استوانه تاريخي «کتيبه حقوق بشر کوروش کبير» را به ايران براي خود به ثبت برساند. آزاده اردکاني دقايقي به سوال‌هاي‌مان پاسخ مي‌دهد:

خانم اردکاني! مستقيم و بدون درنگ برويم سراغ کتيبه کوروش؛ بفرماييد چه‌طور توانستيد بعد از سال‌ها کتيبه را به ايران بياوريد؟ فکر مي‌کنم چند سالي است اين مسئله به‌طور جدي توسط مسئولان ميراث فرهنگي دنبال مي‌شود...

بله، حدود 10 سال است که اين مسئله به‌طور جدي پي‌گيري مي‌شود و همان‌ زمان قرار بود طبق توافقات صورت گرفته آقاي بقايي، قائم ‌مقام سازمان ميراث فرهنگي و رئيس موزه بريتانيا اين کتيبه به ايران بيايد...

چه شد که نيامد؟

آن موقع دو نمايشگاه از طرف ايران به نام‌هاي «امپراتور فراموش شده» و «شاه عباس صفوي» در لندن برگزار شد و بعد از آن بنا شد کتيبه کوروش به ايران بيايد، اما به دلايل سياسي انگليس‌ها بد عهدي کردند و اين اتفاق نيفتاد. از آن زمان ارتباط سازمان با موزه بريتانيا قطع شد. دي ماه سال گذشته بود که بنده به عنوان رئيس موزه ملي منصوب شدم، دوباره پل ارتباطي با موزه بريتانيا زده شد و خوشبختانه براساس توافقات صورت گرفته بنا شد به مدت 4 ماه اين کتيبه به ايران بيايد.

چه تعهد يا تضمين مالي به موزه بريتانيا داديد که اين کتيبه به ايران بيايد؟

کشور ايران هيچ تضمين يا تعهدي به اين موزه نداده است! چون ما معتقديم وقتي دو موزه تعهد اخلاقي دارند و يک کار فرهنگي مي‌کنند اين تضمين هيچ معني ندارد.

شايد به‌خاطر همين است که شايعه شده است ايران نمي‌خواهد کتيبه را به بريتانيا برگرداند. در اين خصوص چه نظري داريد؟

ببينيد من قبلا جواب اين شايعه را داده‌ام. اين‌جا بقالي نيست و ما هم بر سر يک کالاي تجاري با موزه بريتانيا معامله نکرده‌ايم که حالا بخواهيم دبه کنيم! ما بايد براي تداوم يک رابطه خوب با موزه‌هاي بين‌المللي اعتمادسازي را انجام دهيم. اصلا اين مسئله محلي از اعراب ندارد که ما بخواهيم کتيبه را نگه داريم. از حيث بين‌المللي هم وجهه ما را خراب مي‌کند.

اما مالکيت معنوي کتيبه مال ماست؟

بله، اما کتيبه در ايران که کشف نشده است.

خانم اردکاني! کدام قسمت کتيبه منشور حقوق بشر کوروش برايتان جالب‌تر است؟

من فکر مي‌کنم منشور زماني براي شما جالب است که کتيبه‌هاي ديگر پادشاهان دوره‌هاي مختلف را خوانده باشيد. به عنوان مثال وقتي کتيبه «آشور باني‌پال» را مي‌خوانيد، مي‌بينيد که حرف از خون و خون‌ريزي است. مي‌بينيد زماني که پادشاهان ديگر همه‌اش خون و خون‌ريزي مي‌کردند، کوروش مي‌آيد و چنين گنجينه ارزشمندي را از خود به جاي مي‌گذارد.

اين روزها در دنيا چه‌قدر به منشور حقوق بشر کوروش عمل مي‌شود؟

متأسفانه خيلي از کساني که داعيه‌دار حقوق ‌بشرند در اين روزگاران به مفاد اين منشور ارزشمند عمل نمي‌کنند. من به عنوان يک ايراني افتخار مي‌کنم که در مملکتم، در کشوري که مالک معنوي کوروش و کتيبه‌اش است بيش از هر نقطه دنيا به اين کتيبه عمل مي‌شود.

و روزي که چندان هم دور نيست (سه ماه و نيم ديگر) کتيبه کوروش را از ايران ببرند، چه احساسي پيدا مي‌کنيد؟

خب طبيعتا ناراحت مي‌شوم اما چون ما مالک معنوي روح اين کتيبه‌ايم، من معتقدم هيچ‌کس نمي‌تواند کوروش را از ما بگيرد.
ترجمه منشورحقوق بشر کوروش بزرگ

آن‌چه در ادامه از نظر مي‌گذرانيد ترجمه قسمت‌هايي از متن منشور کتيبه حقوق بشر کوروش کبير است که برايتان گلچين کرد‌ه‌ايم. کتيبه حقوق بشر کوروش 45 سطر دارد که قسمت‌هايي از آن در گذر زمان از بين رفته است که با نقطه‌چين مشخص شده‌اند: (شماره‌هاي يک تا 45 که در ترجمه منشور آمده است صرفا جهت جداسازي سطرهاي آن از يکديگر مي‌باشند و کوروش آن‌ها را ننوشته!)

20) منم کوروش، شاه جهان، شاه نيرومند، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان.

21) پسر کمبوجيه، شاه بزرگ، شاه شهرانشان، نوه کوروش، شاه بزرگ، شاه شهرانشان، از نسل چيش پيش، شاه بزرگ، شاه شهرانشان.

22) دودمان جاودانه پادشاهي که (خدايان) بل و نبو فرمانروايش را دوست دارند (و) پادشاهي او را با دلي شاد ياد مي‌کنند. آن‌گاه که با آشتي به درون بابل آمدم،

23) جايگاه سروري (خود) را با جشن و شادماني در کاخ شاهي بر پا کردم. مردوک، سرور بزرگ، قلب گشاده کسي که بابل را دوست دارد، همچون سرنوشتم به من بخشيد و من هر روز ترسنده در پي نيايش او بودم.

24) سپاهيان گسترده‌ام با آرامش درون بابل گام برمي‌داشتند. نگذاشتم کسي در همه سومر و اکد هراس آفرين باشد.

25) در پي امنيت شهر بابل و همه جايگاه‌هاي مقدسش بودم. براي مردم بابل ...................... که برخلاف خواست خدايان يوغي بر آنان نهاده بود که شايسته‌شان نبود،

26) خستگي‌هايشان را تسکين دادم و از بندها رهايشان کردم. مردوک، سرور بزرگ، از رفتار نيک من شادمان گشت و

27) به من کوروش، شاهي که از او مي‌ترسد و کمبوجيه پسر تني‌ام و به همه سپاهيانم،

28) برکتي نيکو ارزاني داشت. بگذار ما با شادي در برابرش باشيم، در آرامش. به فرمان والايش، همه شاهاني که بر تخت نشسته‌اند،

29) از هر گوشه جهان، از درياي پايين، آنان‌که در سرزمين‌هاي دور دست مي‌زيند، و همه شاهان سرزمين امورو که در چادرها زندگي مي‌‌کنند، همه آنان،

30) باج سنگينشان را به شوانه (بابل) آوردند و بر پاهايم بوسه زدند. از بابل تا شهر آشور و شوش،

31) اکد، سرزمين اشنونه، زمبن، شهر متورنو، در، تا مرز گوتي، جايگاه‌هاي مقدس آنسوي دجله که از ديرباز محراب‌هايشان ويران شده بود،

32) خداياني را که درون آن‌ها ساکن بودند، به جايگاه‌هايشان بازگرداندم و آنان را در جايگاه ابدي خودشان نهادم. همه مردمان آنان را گرد آوردم و به سکونتگاه‌هايشان بازگرداندم و

33) خدايان سرزمين سومر و اکد را که نبونئيد در ميان خشم سرور خدايان به شوانه (بابل) آورده بود، به فرمان مردوک، سرور بزرگ، به سلامت

34) به جايگاه‌شان بازگرداندم، جايگاهي که دلشادشان مي‌سازد. باشد تا خداياني که به درون نيايشگاه‌هايشان بازگرداندم،

35) هر روز در برابر بل و نبو، روزگاري دراز برايم خواستار شوند و کارهاي نيکم را يادآور شوند و به مردوک، سرورم چنين بگويند که کوروش، شاهي که از تو مي‌ترسد و کمبوجيه پسرش

36) ................ من همه سرزمين‌ها را در صلح قرار دادم.

نظرات کاربران
کد امنیتی