پوپولیست پرتغالی، کارلوس کی روش
پوپولیست پرتغالی

پوپولیست پرتغالی، کارلوس کی روش

نویسنده : علیرضا گرانپایه

ناز داره هوار هوار!

عقد قرارداد کی‌روش از همان ابتدا شبیه هیچ کدام از مربی‌های قبل از او نبود. بعد از تماشای بازی دوستانه ایران و روسیه در امارات و البته بالا و پایین کردن امکانات تیم ملی در تهران، 25 بهمن ماه سال 89، کی‌روش تایید کرد که آماده حضور روی نیمکت تیم ملی ایران است ولی قول آقای مربی 24 ساعت هم دوام نداشت تا او شبانه در ایمیلی اعلام کند که به خاطر مشکلات خانوادگی نمی‌تواند این مسئولیت را قبول کند. همه می‌دانستند مشکلات خانوادگی خلق‌الساعه آقای مربی، دلیل این انصراف نیست. کشمکش‌های سیاسی آن سال‌ها، کی‌روش را حسابی دودل کرده بود. مدیران فوتبالی که پیش‌تر در ماجرای قرارداد با کلمنته خراب کاری کرده بودند، اصلا دل‌شان نمی‌خواست بار دیگر مقابل اعتراض هواداران قرار بگیرند. دو ماه مذاکره و اصرار از مدیران فدراسیون در مقابل ناز کردن‌های کی‌روش، پاسخ داد تا بالاخره این مرد پرتغالی با افزایش دستمزد و سقف مرخصی‌های سالانه‌اش به ایران بیاید. حالا او از دید مردم ایران، قهرمانی بود که مشکلات خانوادگی را نادیده گرفته و به تیم ملی آمده بود.

 

من میرم ولی برمی‌گردم

کارلوس کی‌روش استاد بازی‌های رسانه‌ای است. برای اثبات این موضوع به دلایل عجیب و غریب نیاز نیست، نگاهی به رفتار او بعد از شکست‌هایش در طول حضورش روی نیمکت تیم ملی بیندازید. او خوب می‌داند که چگونه باید مدیران فدراسیون را مقابل مردم قرار دهد. بعد از نتایج ضعیف تیم ملی در دور رفت رقابت‌های انتخابی جام جهانی 2016، کار به جایی رسید که اگر ما از 3 بازی آخر خود 9 امتیاز را کسب نمی‌کردیم، حذف می‌شدیم اما کی‌روش با یک استعفا و چند مصاحبه تند علیه امکانات اردوها، نوک پیکان انتقاد را به سمت فدراسیون فوتبال بازگرداند. مشابه چنین اتفاقی بعد از حذف تیم ملی در مرحله یک چهارم جام ملت‌های آسیا هم افتاد. ما به عراق معمولی باختیم تا مثل دو دوره گذشته در مرحله یک چهارم حذف شویم ولی کی‌روش نه تنها پاسخگوی نتایج ضعیف نبود بلکه به عنوان یک قهرمان ملی وارد کشور شد. این اتفاق در صورتی افتاد که کی‌روش حالا خودش را حسابی محبوب می‌بیند و خوب می‌داند که دست فدراسیون برای طلبکاری از او بسته است. باز هم حرف از استعفا به میان می‌آید تا کار به جایی برسد که احسان علیخانی در برنامه زنده شب عید، مردپرتغالی را دعوت کند و از او التماس کند که در ایران بماند. التماسی که هر چند در برنامه تلویزیونی جواب نداد ولی بعدتر با پاسخ مثبت کی‌روش همراه شد. او حالا مردی است که با تمام کمبود امکانات در تیم ملی مانده است، حالا کسی چه می‌داند که کی‌روش در این سال‌ها پیشنهادی جز تیم ملی آفریقای جنوبی نداشته است. پیشنهادی با رقم قرارداد به مراتب کمتر برای او و دستیارانش!

 

شو آف در حد اسکار

هرچند کی‌روش قبل از حضور روی نیمکت تیم ملی بیشتر به عنوان نفر دوم در تیم‌های مختلف حضور داشته است ولی هیچ‌ وقت در طول دوران مربی‌گری‌اش در پرتغال و رئال مادرید و حتی آفریقای جنوبی، جنب و جوش کنونی‌ کنار زمینش را شاهد نبودیم. مرد پرتغالی خوب می‌داند که با نقاشی پرچم ایران روی کف دستش به چه اندازه محبوب می‌شود. او بین دو نیمه مانند مربیان ایرانی به سمت داور می‌رود و او را تا رختکن بازجویی می‌کند. کی‌روش خوب می‌داند چه زمانی مقابل نیمکت تیم حریف دست‌هایش را گره کند. این کارهای او را بگذارید در کنار متن ده‌ها بیانیه‌ای که در طول این 6 سال منتشر کرده است. حرف‌های پر طعنه با ادعای حمایت از منافع تیم ملی! او دستیاران ایرانی و مدیرانی را که با او مشکل داشتند به حمایت نکردن از منافع ملی محکوم می‌کند ولی کسی نیست که از او بپرسد آیا تهدید شما به دعوت نکردن بازیکنان پرسپولیسی تیم ملی به دلیل دعوای لفظی با مربی این تیم، رابطه‌ای با منافع ملی ندارد؟! منافع ملی در حرف‌های کی‌روش، بیش از یک اعتقاد قلبی، یک شوی رسانه‌ای و فرار رو به جلو در دعواهایش است، رفتاری که دقیقا از یک پوپولیست انتظار می‌رود.

نظرات کاربران
کد امنیتی