آرمان های بر باد رفته
شاخ هفته

آرمان های بر باد رفته

نویسنده :

صفحه اصلی- کافه جیم 

تاريخ انتشار:18/10/95

Nasrin-A

به آینده‌ این کشور فکر می‌کنم و هر روز بیشتر از روز قبل می‌ترسم. به آینده‌ نسلی فکر می‌کنم که در مدرسه‌های آپارتمانی رشد می‌کنند و در خانه‌های تنگ و تاریک قد می‌کشند و تنها سرگرمی‌شان فرو رفتن در دنیای بازی‌های کامپیوتری است.

روزگاری عاشق معلمی بودم، ایده‌هایی در ذهنم داشتم و می‌خواستم برای بچه‌های شهرم، برای قلب‌های مهربانشان، برای چشم‌های معصوم‌شان، برای روح پاک و ذهن‌های خلاقشان کاری کنم کارستان. حالا 4 سال است که معلمم. تنها کار مفیدی که تا سال پیش می‌کردم کتاب خواندن برای بچه‌ها بود، کتاب‌های مختلف را سر کلاس می‌بردم و کتابخانه در کلاس تشکیل می‌دادم و تشویق‌شان می‌کردم  به کتاب خواندن. امسال به لطف افزایش تعداد دانش‌آموزان و نداشتن ساعت بیکاری همان یک کار را هم نمی‌توانم بکنم!

معلمی که دائم مجبور است امتحان بگیرد، دائم به رتبه‌ آزمون علمی بچه‌ها فکر کند، که به بودجه‌بندی فکر کند، که به میانگین قبولی در تیزهوشان فکر کند. معلم ناجوری خواهد شد. معلمی شده‌ام که مدام عصبانی است، معلمی که مجبور است بیشتر از حد توان‌شان از بچه‌ها کار بخواهد. هیچ شباهتی به تصویر آرمانی‌ام از یک معلم ادبیات ندارد؛ از این بابت سخت متاسفم.

کاش باور می‌کردیم که آموزش مخصوصا در پایه‌ ابتدایی کاری شگفت‌انگیز و مستلزم مهارت و استعداد و حمایت است. کاش قبول می‌کردیم که آموزش و پرورش مهمترین رکن هر جامعه است. نسلی که قرار است کشور را بسازد در چه شرایطی رشد می‌کند و قرار است چه اعجوبه‌ای شود. معلمی که به فکر بیمه و حقوق و معاش خویش باشد نمی‌تواند عاشق کارش باشد. معلم‌ها را دریابید، دانش‌آموزان را در یابید. این گرد مرده در وزارت خانه‌تان را چاره کنید.

----

فرانک باباپور

مدت‌هاست که دانش‌آموزان دوست دارند دکتر و مهندس شوند، والدین‌شان می‌خواهند در آینده فرزندان‌شان را دکتر و مهندس صدا کنند. زرنگ‌ها را می فرستند مدارس تیزهوشان که تا چندی پیش فقط رشته ریاضی و تجربی داشتند. آرزوی معلم شدن خیلی عجیب شده‌است. در ترم 4 مهندسی برق، هدف‌هایم عوض شد. گفتم معلم می‌شوم و از بچه ها شروع می کنم به تغییر دادن جامعه و نسل بعد را می‌سازم. از قضا حالا معلم کوچکی شده‌ام. جلسات اول را با اشتیاق از تاریخچه کشف فلان فرمول ریاضی گفتم. از این‌که این قضیه چه‌طور به‌دست آمده و لازم نیست حفظش کنید. این‌که شما هم می توانید بروید این رابطه را پیدا کنید و برایم بیاورید. و هربار در جواب می‌شنیدم که: «حفظ کردنش که خیلی راحت‌تره.»، «خانم اگه جوابشو بیاریم چند نمره داره؟»

نظرات کاربران
کد امنیتی
تبلیغات
تبلیغات