بوسنی و هرزگوین، سرزمین گل و رنگ
کافه جهان نما

بوسنی و هرزگوین، سرزمین گل و رنگ

نویسنده : اکرم انتصاری

از «بوسنی ‌و ‌هرزگوین» گفتن هم سخت و هم آسان است. سختی‌اش به روزهای ملتهب، محاصره‌ و کشتارهای تلخی برمی‌گردد که بیست سال پیش بوسنی را سر زبان‌ها انداخت. به هرحال زندگی در جایی که روزی  ده هزار مسلمان و دو هزار کودک در محاصره صرب‌های افراطی شهید شدند و حالا فقط یادمان‌هایشان مانده است، آسان نیست؛ اما حالا قدم‌زدن و معاشرت با مردم بوسنی تلخی تاریخ را کمی شیرین می‌کند. سبز و نارنجی! این دو رنگ از بالای برج «چرخان‌آواز» غالب‌ترین رنگ‌هایی هستند که می‌توانید زیر آسمان آبی «سارایوو» پایتخت بوسنی و هرزگوین ببینید. اگر روزهای اولی باشد که وارد سارایوو شدید حتما با خود فکر می‌کنید همه اهالی این شهر هنرمند به دنیا آمدند، چون بازی با رنگ‌ها را خوب بلدند. شهر به اندازه کافی سرسبز است و شیروانی‌ها رنگ نارنجی دارد، اما این باعث نمی‌شود که بوسنیایی‌ها زیباتر شدن محل زندگیشان را جدی نگیرند. زمانی متوجه جدی بودن این قضیه می‌شوید که دوست داشته باشید پیاده‌روی در کوچه پس کوچه‌های شهر را تجربه کنید، گلدان‌های خوش رنگ و لعاب پشت پنجره‌ خانه‌ها، بالکن‌ها، رستوران‌ها و هرجایی که امکان گلدان‌گذاری داشته باشد به استقبال‌تان می‌آیند، انگارچشم‌تان قرار است مهمان یک نمایشگاه دائمی گل‌وگیاه باشد. هنوز در دل‌تان خوش‌سلیقگی صاحب‌خانه‌ها را تحسین می‌کنید که صدای احوال‌پرسی دو همسایه را در چند قدمی‌تان می‌شنوید و گوش تیز می‌کنید. دیالوگ‌های دو مسلمان در سارایوو با لبخند و سلام‌علیکم شروع می‌شود، با خوش‌و‌بش ادامه پیدا می‌کند و زمان خداحافظی با «الله ایمانت» یعنی در امان خدا تمام می‌شود. خوش‌سلیقگی به طرز عجیبی در مردم شهر به چشم می‌خورد از شومینه هیزمی سنتی وسط رستوران تا چیدن میوه‌ها در قیف‌های کاغذی مرد دستفروش در بازار تاریخی «باشچارشیا». به هرحال این‌جا سارایوو است و قانون پایستگی زیبایی در کلام و نگاه پابرجاست و فقط تغییر شکل می‌دهد. شاید لذت دیدن همین صحنه‌ها است که باعث می‌شود خودتان را به صرف یک نوشیدنی در یکی از کافه‌های شهر مهمان کنید. تعداد کافه‌های این‌جا بیشتر از نیاز یک شهر پانصدهزار نفری است اما اگرکمی بیشتر در این‌جا بمانید متوجه می‌شوید کافه‌نشینی که گاهی با مثنوی‌خوانی، خیام‌خوانی و حافظ‌خوانی همراه می‌شود پای ثابت برنامه‌ مردم شهر است. شاید در روزهایی که فناوری وقت زیادی را از ما می‌گیرد حیرت‌انگیز به نظر بیاید که کسی در اروپا برای نوشیدن یک فنجان قهوه یا چای، ساعت ها وقت بگذارد اما کافه‌نشینی و بحث‌های طولانی جزئی از زندگی مردم سارایوو است که اگر بخواهید در این‌جا زندگی کنید و دوستان بوسنیایی داشته باشید از آن گریزی نیست. این‌جا اروپاست اما شاید هیچ چیز در روزهای اول ورود به سارایوو به اندازهفضای اسلامی این شهر شما را مبهوت نکند. درست در جنوب شرقی اروپا در این شهر مسجدهای کوچک و بزرگی می‌بینید که صدای اذان از هر گوشه شهر شنیده می‌شود. این تعجب زمانی بیشتر می‌شود که کمی دیرتر به مساجد شهر برسید، مطمئن باشید جایی پیدا نخواهید کرد. 

* این‌ها را از قول «مریم رضائیان رامشه» که به دلیل ماموریت کاری همسرش از زمستان 92 راهی سارایوو شده است و هنوز با خانواده‌اش همان ‌جا زندگی می‌کند، نوشتم. ممنون خانم رضائیان 

نظرات کاربران
کد امنیتی