اتاقي‌ازآن‌خود
تمام نويسنده‌هاي زن اين سال‌ها

اتاقي‌ازآن‌خود

نویسنده :

کاوه وکيل

يکي از آن اتفاقات عجيب که در اين دهه افتاده است ادبيات زنان است. اين‌که در اين دهه کلي نويسنده زن با کلي رمان فوق‌العاده وارد حيطه داستان نويسي شده‌اند. شايد اگر بخواهيم منصفانه به داستان نگاه کنيم؛ تنها نويسنده‌هاي دهه 80 تعدادشان خيلي بيشتر از تعداد نويسنده‌هاي زن تمام تاريخ داستان نويسي ايران باشد و اين خودش يعني پيشرفت، يعني ادبياتي که زنده است يعني نويسنده‌هاي زني که هنوز جوانند و کلي شاهکار مي‌توانند بنويسند.

چراغ‌ها را من روشن کردم
* همه چيز با «زويا پيرزاد» شروع شد. خودش به تنهايي بار ادبيات اين دوره را به دوش کشيد. دوره‌اي که هم کتاب خوان‌ها و هم منتقدان ديگر عادت کرده بودند تنها کارهاي خارجي بخوانند و درباره‌اش بنويسند. پيرزاد با دو رمان اولش دوباره خون تازه‌اي به ادبيات داستاني ايران تزريق کرد. «چراغ‌ها را من خاموش مي‌کنم» اولين رمان پيرزاد بود. قبل از آن 3 مجموعه داستان به چاپ رسانده؛ اما اين رمان يک چيز ديگر است. «چراغ‌ها را من خاموش مي‌کنم» سال 80 چاپ شد. دهه جديد همراه با ادبيات جديد. داستان در آبادان مي‌گذرد. نثر ساده و رواني دارد نگاه نويسنده به يک خانواده ارمني که مرد خانواده کارمند شرکت نفت است. کتاب از زبان زن خانه‌داري نوشته شده. زندگي يک زن خانه‌دار با ادبياتي کاملا زنانه و متفاوت. اين اثر جايزه‌هاي زيادي را دريافت کرد. همچنين جرياني از ادبيات زنانه را در ايران پايه‌ريزي کرد. ادبياتي که سايه‌اش را روي نويسنده‌هاي بعدي هم مي‌توان ديد. دغدغه‌ها و مشکلات يک زن خانه‌دار به دور از رمانتيسيسم خيلي از آثاري که هم در آن زمان و هم در حال حاضر نوشته مي‌شود. بعد از اين رمان، پيرزاد کتاب «عادت مي‌کنيم» را نوشت. رماني که خيلي‌ها مي‌گويند بهتر از چراغ‌ها است و خيلي‌ها هم مي‌گويند بدتر از آن است. آن کتاب هم نثر ساده و شيوا و رواني دارد و باز هم درباره زني است که با مشکلات زندگي دست و پنجه نرم مي‌کند. بعد از اين دو رمان که به شدت جريان‌ساز بودند. پيرزاد تا به حال کتابي چاپ نکرده و به نوعي همه را در کف گذاشته که ببينند اين نويسنده بزرگ ايراني کار بعدي‌اش از چه نوع و از چه جنسي است.

پرنده من
* نوشتن درباره زنان؛ نوشتن درباره نيمي از جامعه است، نيمي از جهان ما. ادبيات زنانه اين روزها بيشتر از هر زمان ديگري به مشکلات زنان در کار و خانه پرداخته است. کاري است که از پس تنها همين نويسنده‌هاي زن بر مي‌آيد. يکي ديگر از اين نويسنده‌هاي معاصر ما «فريبا وفي» است. فريبا وفي بين رمان خوان‌ها نام آشنايي است و مانند پيرزاد دغدغه اصلي آثارش را زنان خانه‌دار تشکيل مي دهند. «پرنده من» يکي از معروف‌ترين رمان‌هاي وفي است. درباره زن خانه‌داري که از شهرستان به تهران نقل مکان کرده است. رمان با خريدن خانه جديد شروع مي‌شود و همسايه‌ها و تنهايي و سر و صداي تهران. اين کتاب يکي از بهترين آثار فريبا وفي است. پرنده من جايزه‌هاي متعددي را از جمله جايزه گلشيري نيز براي فريبا وفي به ارمغان آورده است، از ديگر آثار اين خواننده مي‌شود به «رويايي تبت و رازي در کوچه‌ها» اشاره کرد.

خواب زمستاني
* اين نويسنده‌هايي را که نام برديم همگي آثارشان يک رئاليسم زنانه دارند. از زبان يک زن درباره يک زن است. اما «گلي ترقي» نويسنده متفاوتي است. نويسنده‌اي که نه تنها در خاک خودمان طرفداران بسياري دارد، بلکه در اروپا هم کارهايش ترجمه شده و به چاپ‌هاي متعدد رسيده است. گلي ترقي که تحصيلات دانشگاهي‌اش در رشته فلسفه بوده است. به دنبال انسان سرخورده دنياي مدرن است. انساني که زندگي شهروندي به نوعي او را از واقعيت زندگي دور کرده است. گلي ترقي دو مجموعه داستان و يک رمان دارد. رمان «خواب زمستاني» که نقدهاي خارجي زيادي هم درباره‌اش نوشته شده جزو معروف‌ترين آثارش است. اين رمان درباره چند پيرمرد بازنشسته است که با خود زندگي کلنجار مي‌روند. اما شاهکارش از نگاه خيلي از منتقدان داستان کوتاه «بزرگ بانوي روح من» است. داستان از زبان يک استاد ادبيات دانشگاه روايت مي‌شود. اين داستان به فرانسه ترجمه و به عنوان بهترين داستان سال فرانسه برگزيده شده است. اگر اهل سينما باشيد حتما فيلم درخت گلابي داريوش مهرجويي را ديده‌ايد. اين فيلم هم برداشت آزادي است از داستاني به همين نام نوشته گلي ترقي و زبان شاعرانه گلي ترقي که با تصاويري متفاوت از زندگي همراه مي‌شود. داستان‌هاي گلي ترقي قطعا جزو بزرگ‌ترين آثار داستاني معاصر کشور ماست.

نگران نباش
* هنوز کلي نويسنده مانده است که معرفي نکرده‌ام. کلي نويسنده جريان‌ساز زن. اين زن‌ها واقعا در اين 10 سال چه کرده‌اند. اما با کمبود جا مجبوريم يک جورهايي خلاصه فقط به چند تا از معروف‌هايشان بپردازيم. اول از همه از معروف‌ترين‌ها شروع مي‌کنيم. «بلقيس سليماني» از آن نويسنده‌هاي زن پر مخاطب است که توانسته با طبقه متوسط جامعه ارتباط بر قرار کند و آثار عامه پسندي را به‌جا بگذارد. از معروف‌ترين آثار بلقيس سليماني مي‌توان به «خاله بازي» و «بازي عروس داماد» اشاره کرد. يکي ديگر از اين نويسنده‌هاي پر مخاطب «مهسا محب‌علي» است. محب‌علي داستان‌هايش درباره نسل ماست درباره دانشگاه و دوستي‌هاي ما. محب‌علي براي ما مي‌نويسد و درباره ما مي‌نويسد. آن ادبيات صاف و صادقي که ما در کوچه و خيابان داريم در نوشته‌هايمان در وبلاگ‌هايمان ديده مي‌شود در آثار محب‌علي موج مي‌زند. معروف‌ترين آثارش «نگران نباش» و «عاشقي ات در پاورقي» است. خيلي‌ها هم هستند که اين نويسنده‌ها را نمي‌پسندند. آن‌ها مهم‌ترين نويسنده زن اين دهه را «سپيده شاملو» مي‌دانند. نويسنده‌اي که اول از همه روزنامه نگار پر کاري است و ادبياتي متفاوت دارد. معروف‌ترين اثرش «انگار گفته بودي ليلي» است. در کنار اين نام‌ها نويسنده‌هاي ديگري هم هستند مانند «ميترا الياتي»، «ناتاشا اميري»، «مرجان شيرمحمدي» و «سارا سالار» که همگي به نوعي در ادبيات اين دهه نقشي داشته‌اند. آدم گاهي احساس مي‌کند ادبيات‌مان دارد شبيه ايتاليا مي‌شود. کشوري که نويسندگان زن بزرگي دارد که جهان را تکان داده‌اند اسم‌هاي مانند «گرتزا دالدا»، «ناتالي گينزبرگ»، «ايزابل بسي فيدريگوتي» و «آلبادس دپسس». اين نويسنده‌ها نه تنها توانسته‌اند زندگي مردم خودشان را جهاني کنند بلکه به زبان مشترکي رسيده‌اند. زبان مشترکي که هم از خانواده مي‌گويد و هم از کار، هم از بچه داري و هم از همه اين دنياي پر از حساس زنانه.

نظرات کاربران
کد امنیتی