فيلترنت و قايق سواري!

فيلترنت و قايق سواري!

نویسنده :

خب در اين‌جا قرار است با نظرات تعدادي از جوانان برومند درباره فيلتر کردن سايت‌ها آشنا شويد. يک وقتي اشتباه نشود که چون اين افراد نظرشان موافق بوده است، پس مورد تاييد ما نيز هست، ما صرفا انعکاس دهنده نظرات موافقان و مخالفان فيلترينگ هستيم، اين رسالت‌مان است. پس هيچ مسئوليتي در قبال اين عقايد نداريم. باهم چکيده و خلاصه‌اي از اين نظرات را مي‌خوانيم:

فکر نکنم کسي پيدا شود که مخالف فيلتر شدن سايت‌هاي غير اخلاقي باشد. شايد هم به خاطر محتواي اين نوع سايت‌ها کسي مخالفت عمومي نداشته باشد. برخي گاه حتي در اين مورد نيز بحث حريم خصوصي و شخصي را پيش مي‌کشند. اين‌که مردم اختيار چشم و دل خودشان را دارند و همه چيز بايد آزاد باشد. اما بازهم بايد همان مثال قديمي را گفت، همه ما سوار يک قايق هستيم و کسي نمي‌تواند به قسمت خودش صدمه بزند و بگويد به کسي مربوط نيست. رواج برخي جرايم که شأن و حرمت‌هاي انساني را زير پا مي‌گذارد و از هم پاشيده شدن کيان بسياري از خانواده‌ها نتيجه تماشا و در دسترس بودن سايت‌هاي غيراخلاقي و ماهواره بوده است.

اي بابا، واقعا چرا ما برخي مباحث را باهم قاطي مي‌کنيم؟ مثلا بعضي مواقع تا بحث فيلتر کردن سايت‌ها پيش مي‌آيد، عده‌اي سريع ربطش مي‌دهند به رفتارهاي کشور جهان سومي، جامعه مدني، آزادي بيان و غيره. خيلي زود و بدون ارائه هيچ سند و مدرکي از آزادي اينترنت در کشورهاي پيشرفته دم مي‌زنند. در حالي که فيلترينگ سايت‌ها در همه جاي دنيا رايج است.

متاسفانه بسياري از مسئولان ما نيازسنجي دقيقي از خواسته‌هاي نسل جوان نداشته و ندارند. به همين سبب اقدامات مفيد براي مقابله در برابر محصولات وارداتي براي جايگزين کردن آن‌ها ندارند. بعد وقتي مثلا در فضاي اينترنت شبکه اجتماعي مثل فيس‌بوک و توييتر ظهور مي‌کنند، بعد از مدتي همين شبکه‌ها دست مايه سوءاستفاده دشمن قرار مي‌گيرد، تا مسئولان بخواهند تکاني بخورند و جايگزيني به همان کيفيت ارائه دهند، ممکن است اتفاقات ناگواري بيفتد، پس ما مجبور به فيلترينگ هستيم ولو به طور موقت و کوتاه مدت.

مطمئنا اين دليل محکمي براي فيلتر کردن سايت‌ها نيست اما بايد توجه داشت که جوانان با دور شدن از فضاهاي حقيقي جامعه، کم‌کم تمرکزشان بر فضاي مجازي قرار گرفته است. فرد در برقراري مهارت‌هاي ارتباطي دچار نقصان و از جامعه دور مي‌شود و سعي مي‌کند تمام نيازهاي خود را در همين فضا تامين کند.

ساده‌ انگاري است فرض کنيم غرب يک بنگاه خيريه است. شايد راه‌انداختن محافلي مثل فيس‌بوک در فضاي مجازي از اول به قصد سوءاستفاده نبوده باشد، اما وقتي همين شبکه 600 ميليون در کل دنيا عضو دارد که 3 ميليون آن‌‌ها ايراني مي‌باشند. قطعا سعي خواهد کرد به نفع خودش استفاده کند. مخصوصا شبکه‌هاي اجتماعي که در آن افراد معمولا جزئي ترين اطلاعات خود از اول دبستان تاکنون، عادات، سلايق، عقايد و دوستان خود را در اين شبکه به‌طور علني ابراز و ارائه مي‌کنند. اين موارد حتما مورد استفاده سرويس‌هاي اطلاعاتي قرار خواهد گرفت.

هم‌چنين عده‌اي معتقدند مثلا فيس‌بوک و امثالهم مثل زمين بازي فوتبال است. ما نيز بايد وارد اين گود شده و از طريق همين زمين به طرف مقابل گل بزنيم. ولي آيا کسي مي‌تواند به ما اطمينان دهد که اسير ضد حمله‌هاي آن‌ها نمي‌شويم و گل‌هاي بيشتر نمي‌خوريم؟ صورت مسئله را نبايد پاک کرد اما حقيقتي است غير قابل کت‌مان که ما براي مقابله فعاليت سازماندهي شده نداشته‌ايم و ورودمان با استعدادهاي فردي افراد، مانند عمر يک شهاب سنگ زودگذر خواهد بود.

برخي گمان مي‌کنند در مقوله فيلترينگ نيز مثل آموزش استفاده از کلاه ايمني و کمربندايمني فرهنگ سازي جواب مي‌دهد و نيازي به فيلتر کردن سايتي نيست. اولا استفاده از کلاه ايمني تنها يک تذکر است و هيچ کجاي دنيا مخالفي نخواهد داشت، اما در اينترنت يک سايت يا همين شبکه‌هاي اجتماعي قصد براندازي کشور و بي ثبات کردن آن را دارند، مطمئنا در کشور برخي با اين عقايد همسو هستند، ما هيچ وقت نمي‌توانيم عقايدمان را با فرهنگ سازي باورپذير يا تحميل کنيم، نمي‌توانيم به اميد تاثير کارهاي فرهنگي، فيلترينگ را حذف کنيم، بلکه مسدود کردن اين‌گونه سايت‌ها راهي است که تمامي کشورها در پيش گرفته‌اند.

نظرات کاربران
کد امنیتی