شما را فراموش نكرده‌ايم
نیم نگاهی به فیلم «اروند» اثر پوریا آذربایجانی

شما را فراموش نكرده‌ايم

نویسنده : سید مصطفی صابری

فيلم دفاع مقدس ساختن، سخت است. اصلا همين كه نام اين ژانر دفاع مقدس است و نه جنگى؛ يعنى براى اثر خوب ساختن در كنار روايت منصفانه و دور از شعارزدگى و در عين حال حفظ تقدس مقام شهداى وطن، قرعه كار بايد به نام مردان كهن بيفتد. اما «اروند» سومين ساخته بلند كارگردانى است به نام پوريا آذربايجانى كه هرچند هنوز خيلى جوان است، اما زمانى كنار دست بزرگى مثل رسول ملاقلى‌پور ايستاده و حالا با كمك اندوخته‌هاى قبلى و دستاوردهاى هنرى جديد و با كمك سرمايه‌گذار خصوصى (از معدود دفعات در سينماى دفاع مقدس) يك فيلم با قابليت ماندگار شدن در تاريخ سينماى ايران ساخته است. 

خلاصه فيلم: یونس كه يك جانباز اعصاب و روان است، 27 سال پس از پایان جنگ هنوز هم با خاطره آن زمان روزگار می‌گذراند. تا اين‌كه با يك گروه تفحص همراه مى‌شود و ما با ورود به جريان سيال ذهن او داستان را دنبال مي‌كنيم.

ستاره فيلم: سعيد آقاخانى بعد از «خداحافظى طولانى» (كه براى بازى در آن موفق به كسب سيمرغ بلورين هم شد)، دومين نقش جدى سينمايى‌اش را ايفا مى‌كند؛ او نشان داده از تجربه كار چندين سال گذشته‌اش، به بهترين شكل بهره مى‌برد، اين بار هم در نقش يك جانباز اعصاب و روان، بازی فوق‌العاده‌اى دارد و به قول خودش تا حدى به نقش نزديك شده كه سبک راه رفتنش تا مدت‌ها بعد از فيلم‌بردارى شبيه يونس بوده است!

نقاط ضعف: فيلم با وجود داستان جذاب گاهى دچار ريتم كند و صحنه‌هاى اضافى مى‌شود كه از چارچوب فيلم بيرون مى‌زند؛ از طرف ديگر تلخى غليظ و پايان‌بندى به‌شدت تراژيك، مي‌توانست كمى ملايم‌تر باشد تا كام تماشاگر خيلى تلخ نشود.

نقاط قوت: از لحاظ فنى، فيلم‌بردارى كيفيت فوق‌العاده دارد و بعضى پلان‌هاى فيلم از لحاظ بصرى عميقاً تاثير گذارند؛ رنگ‌هاى نابى را در فيلم مي‌بينيم كه نشان مى‌دهد كارگردان پاى ميز تدوين و اصلاح رنگ براى كارش زمان گذاشته و با وجود سرمايه‌گذارى، فيلم عجله‌اى سرهم بندى نشده است.

علاوه بر اين، داستان فيلم كه براى اولين بار به موضوع ١٧٥ شهيد غواص مى‌پردازد؛ هم از لحاظ زمانى (يك سال بعد از تفحص اين پيكرهاى پاك) هم از نظر شكل پرداختن به موضوع و نحوه روايت داستان، كاملا جذاب است و به نظر مي‌رسد كه فيلم در مجموع به هدفى كه در شعارش وجود دارد رسيده است كه: «١٧٥ شهيد غواص، شما را فراموش نمي‌كنيم».

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
آنتن

وقتی کسب و کار شدنی نیست!

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠