اصل و هدف منبر داستان گویی نیست
گفت‌وگو با حجت‌الاسلام واعظ‌موسوی درباره نقل داستان کرامات امام حسین(ع) در زندگی مردم عادی

اصل و هدف منبر داستان گویی نیست

نویسنده : محمدامین شرکت اول

گوش کردن و در مرحله بعد نقل کردن داستان‌هایی از کرامات ائمه در زندگی مردم، ریزه‌کاری‌ها و نکاتی دارد که اگر آنها را رعایت نکنیم، نه تنها از هدف اصلی فاصله می‌گیریم، بلکه تاثیر عکس از آن‌چه در ابتدا مراد نقل کننده داستان بوده دارد. در این‌باره با یک کارشناس مذهبی گفت‌وگویی داشته باشیم.


  اصل این داستان‌ها را چطور می‌بینید؟ آیا نقل چنین داستان‌هایی خوب است یا خیر؟
 در واقع نمی‌شود به راحتی به صحت و سقم این چنین داستان‌هایی پی برد و نمی‌توان نه آن‌ها را صد در صد تایید و نه رد کرد، به همین دلیل افراد باید قبل از قبول این داستان‌ها، آن‌ها را به علمایی که معیارها و میزان‌های دین را می‌شناسند دستانشان است و می‌توانند عیار این داستان‌ها را تعیین کنند، ارائه کنند و پس از تایید این عالمان داستان‌ها منتشر شود، درست مانند یک محصول فرهنگی که تولید می‌شود، در وهله اول باید ممیزی شود و از نظر کارشناسان آن عرصه عبور کند و پس از تایید آن‌ها نشر یابد.
  با توجه به این‌که این داستان‌‌ها در ذهن ما می‌ماند، آیا فکر نمی‌کنید سبب می‌شوند کفه ترازوی رجا نسبت به خوف سنگین‌تر شود و افراد با شنیدن این داستان‌ها به دنبال طی کردن ره صد ساله در یک شب باشند و بگویند امام حسین(ع) هست و ما برویم پی عشق و حال و بعد بیاییم در دامن امام حسین و پاک شویم؟
 گاهی اوقات داستان‌هایی نقل می‌شود که امام حسین(ع) را حلال کننده حرام‌های الهی نشان می‌دهد که این داستان‌ها به هیچ وجه درست نیستند. امام حسین(ع) به تعبیر شهید مطهری هیچگاه ضد شریعت عمل نمی‌کند. چرا که او کشته شریعت است، پس چگونه می‌تواند حرام خدا را حلال کند؟! امیرالمومنین در دعای کمیل می‌گویند که بهترین مال آدمی رجا و امیدواری است ولی این بدین معنا نیست که نسبت به قصورهایش خوف نداشته باشد، همیشه ما باید بین خوف و رجا باشیم و این سبب رشد ما می‌شود.
  به نظر شما حجم این داستان‌ها باید چه مقداری از منبرهای ما را در بر بگیرد؟
 اصل و هدف منبر که داستان گویی نیست! تا می‌شود باید بر اساس آیات و روایات در منبر صحبت کرد، آن هم نه هر روایتی، بلکه روایات مستند، چرا که منبر جای داستان گویی نیست و اصل، بیان سیره معصومان است که گاه گاهی برای جذب مخاطبان از داستان استفاده شود، نه آن‌که منبر را از داستان و قصه پر کنیم.
  من فکر می‌کنم گریه‌ای که در مقابل این داستان‌ها می‌بینیم با جنس گریه‌ای که برای امام حسین(ع) است تفاوت دارد، انگار بیشتر گریه به حال خودمان است، این موضوع به نظر شما خوب است یا بد؟
 گریه انواع و مراتب دارد، گریه چشم که همان اشکی است که از چشمانمان بر اثر حزن و اندوه سرازیر می‌شود و نوع دیگر آن گریه قلب است که ما اندوه را درون قلب‌مان درک می‌کنیم و محزون می‌شویم. حال این‌که فردی با بهانه امام حسین(ع) بر مشکلات خودش گریه کند، بد نیست، چرا که از امام رضا(ع) نقل است، هرگاه بر چیزی خواستی گریه کنی، بر حسین گریه کن. ولی کمال گریه، گریه‌ای است که از کمال معرفت و شناخت باشد، گریه‌ای است که خودت در آن دیده نشوی و تمام آن برای محبوب باشد.
نظرات کاربران
کد امنیتی