نیمه  پنهان  داستان
نکاتی که معمولا در داستان‌‌های هدایت یافتگان به آن بی‌توجهیم

نیمه پنهان داستان

نویسنده : حامد نادری راد

شنیدن داستان‌هایی شبیه علی گندابی بیش از ویژگی‌های دراماتیک و تکان دهنده‌ای که دارد معمولا نکاتی هم در دل خود جای داده که اگر دقت کافی نداشته باشیم، ممکن است یا سطح توقع‌مان از مجلس امام حسین(ع) تغییر کند یا کلا از این مجالس زده شویم!

آری شود ولی به خون جگر شود
معمولا در این روایت‌ها ما متوجه وجه استثنایی ماجرا نیستیم. یعنی حواس‌مان نیست که این افراد که به یکباره زیر و رو می‌شوند انگشت شمارند. این اتفاق‌ها در دسته کرامات حضرت قرار دارند و این کرامات محدودند و خاص. بخش زیادی از کسانی که با نور هدایت امام حسین(ع) رستگار شده‌اند و با کشتی آرامش‌بخشش به جایی رسیده‌اند، در این راه سال‌ها تلاش و کوشش کرده‌اند. سال‌ها معرفت کسب کرده و به آن چیزهایی که می‌آموخته‌اند عمل می‌کردند. سرگذشت علمای بنام همه نشان‌دهنده سیر تدریجی رشد و تعالی است. در داستان معروفی از علامه حلی داریم که علامه از حدود 30 سالگی تا انتهای عمر شریف‌شان هر شب جمعه از حله تا کربلا که حدود 45 کیلومتر است برای زیارت امام حسین(ع) پیاده می‌رفتند. علی گندابی‌ها استثنا هستند و راه حسینی شدن چیز جز تلاش برای بندگی و عمل به دانسته‌ها نیست.
داستان را کامل ببینیم
داستان افراد هدایت یافته همیشه دو بخش دارد. بخش اول سینمایی و پرکشش است. پر از اتفاقات و نقاط عطف. صحنه‌هایی دارد که مو بر تن انسان راست می‌کند، اشک از چشم‌هایت جاری می‌شود و به حال بدِ خودت غبطه می‌خوری. شاید هم اگر حال و روزت خیلی خراب باشد در دلت با شخصیت هدایت یافته همذات پنداری کنی. تا این‌جای کار همه چیز درست است ولی مشکل اصلی وقتی شروع می‌شود که هم ما و منبری‌های ما، قسمت دوم را خیلی زود رد می‌کنیم و از آن سرسری عبور می‌کنیم. همین علی گندابی بعد از هدایت شدن چه کرد؟ رفت و یک عمر در کربلا و نجف ساکن شد و خودش را وقف زوار حضرت کرد، رفت و درس دین خواند و شاگرد میرزای شیرازی شد. یا مثلا فضیل بن عیاض که یک عمر راهزنی کرد بعد از اینکه تحث تأثیر آیاتی از قرآن قرار گرفت، باقی عمرش را جبران مافات کرد و حق‌الناس‌هایی که بر گردنش بود را یک به یک رفع کرد. تصمیم گرفتن و عوض شدن و توبه کردن آسان است ولی توبه نگه داشتن سخت است. شاید این لحظات خاص برای خیلی‌ها اتفاق بیفتد ولی چون تداومی در پی این تصمیم نیست، نام‌شان مثل علی گندابی‌ها سر زبان‌ها نمی‌افتد. 
در مَثَل مناقشه نیست
ما خیلی جاها توجه‌مان به حاشیه بیشتر از متن و اصل ماجراست. آن‌قدر سر حواشی با هم بحث می‌کنیم که اصل مطلب از جلوی چشم‌مان محو می‌شود. نکته سومم درباره همین است، گاهی پیش می‌آید که من و شمای نوعی با شنیدن این داستان‌ها و شکل روایتش مشکل داریم. اصلا داستان‌ها خیلی به ذهن‌مان غریب و غیر قابل باور است. این‌طور وقت‌ها بد نیست کلاه‌مان را قاضی کنیم و کمی از چارچوب‌های دو دو تا چهارتا بزنیم بیرون. اصل ماجرا این است که رحمت خدا هیچ حساب و اندازه‌ای ندارد و ما واقعا در جایگاهی نیستیم که بتوانیم در مورد درست یا غلط بودن رحمت و حکمت پروردگار در یک مورد خاص اظهار نظری کنیم. برای همه کسانی که به شفاعت ائمه اطهار و رحمت الهی اعتقاد دارند، این داستان‌ها مثال‌هایی پندآموزند و چه بهتر که در مَثَل مناقشه نکنیم و دنبال عبرتش برویم که عبرت‌ها بسیارند و عبرت‌گیرندگان اندک.
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
جارچی

فی‌ المناقب جنجال مردان 95

٩٥/١٢/٢٦
آنتن

ما و قسط‌های آخر سالی...

٩٥/١٢/٢٦
ذهن زیبا

ذهن زیبا 479

٩٥/١٢/٢٦

پاسخ نویسندگان جیم به ۳سوال و انتخاب ایموجی سال 95

٩٥/١٢/٢٦
پایان‌نامه

وعده‌هایی برای سال جدید!

٩٥/١٢/٢٦
سال جدید در پس سالی پـــراز حادثه و اتفاق می‌رسد سال گذشته را در قالب رخـداد مهم جور دیگری مرور کرده‌ایم

خوب بد جلف95

٩٥/١٢/٢٦
مینیمال

و اما عید دیدنی!

٩٥/١٢/٢٦
محرمانه مستقیم

چه روزگاری داشتیم!

٩٥/١٢/٢٦
مروری متفاوت و شیرین بر 20 فیلم‌ برتر اکران 95 سینمای ایران

از برفوش‌ترین تا بی‌اعصاب‌ترین

٩٥/١٢/٢٦
پیشنهادهایی برای آغاز فصل جدید

از سیر تا پیاز نوروزانه!

٩٥/١٢/٢٦
لچکی‌های موضوع ویژه

سال پول ساز سینما

٩٥/١٢/٢٦
بررسی اتفاقات جالب و به یادماندنی ورزش در سال 95

سالی که خوش گذشت!

٩٥/١٢/٢٦
در ستایش 8 چهره تاثیرگذار و شایسته ورزش ایران در سال 95

بچه‌ها مچکریم!

٩٥/١٢/٢٦
کافه جهان نما

نجف، دیار مهمان‌ شدن‌های بی‌شمار

٩٥/١٢/٢٦
جالباسی

باغ‌های پر گل و میوه روی سر خانم‌های اروپایی!

٩٥/١٢/٢٦
تبلیغات
تبلیغات