ما و داستان های  عامه پسند منبری
از توبه علی گندابی تا عاقبت بخیری رسول ترک در خوان گسترده حسینی

ما و داستان های عامه پسند منبری

نویسنده :

...علی با شنیدن حرف آشیخ حسن، سرش را به دروازه شهر می‌کوبد و می‌گوید: «علی! تو خجالت نکشیدی! محرم شروع شده و عرق خوردی؟» بعد با حال گریه رو به شیخ می‌کند و می‌گوید: «آقا شیخ، باید همین‌جا و همین لحظه برایم روضه اباعبدا... بخوانی وگرنه تو می‌مانی و این قمه» شیخ می‌گوید: «علی! پدرت خوب، مادرت خوب، روضه امام حسین(ع) منبر می‌خواهد، مستمع می‌خواهد همین‌طوری که نمی‌شود». پس علی بدون درنگ چهار دست و پا روی زمین می‌نشیند و می‌گوید: «من خودم منبرت، بشین روی پشت من و روضه قمر منیر بنی هاشم رو بخون»...

داستان‌ گویی از کرامات ائمه و گره گشایی‌هایشان، همیشه یکی از بخش‌های جذاب منبرهای ما بوده است. داستان‌های مربوط به امام حسین(ع) اما جنس دیگری دارد و جور دیگری با دل شنونده بازی می‌کند و در این بین بعضی از داستان‌ها از بقیه بیشتر معروف شده‌اند. داستان‌هایی مثل «عاقبت بخیری رسول ترک» یا «قاسم جگرکی» و یا یکی از معروف‌ترین این داستان‌ها «توبه علی گندابی». ماجرای علی گندابی را من خودم از زبان حجت الاسلام حسین مومنی شنیدم و ایشان به نقل از آیت ا... سید محمد باقر موسوی همدانی، مترجم تفسیر المیزان نقل کرده است. علی گندابی یکی از لات‌های معروف همدان بوده است. اگر چه اهل شر بوده ولی احترام امام حسین(ع) و عشق آقا را هم کنج دلش داشته است. القصه نیمه شبی در حالی که مست بوده، به شیخ حسن نامی می‌رسد که واعظ آن شهر بوده  استو در حالت مستی و قمه به دست از شیخ می‌پرسد که آن وقت شب در خیابان چه کار می‌کند. شیخ پاسخ می‌دهد که چون شب اول محرم است، برای روضه به یکی از روستاها رفته بوده و حالا در حال برگشت است. علی گندابی که متوجه می‌شود محرم شده ولی او در بی‌خبری و مستی بوده است، منقلب می‌شود شیخ را مجبور می‌کند تا همان‌جا برای او روضه امام حسین(ع) بخواند و بعد هم توبه می‌کند و شبانه ترک دیار می‌کند و راهی کربلا می‌شود. بعد هم مقیم نجف می‌شود و در همان‌جا جان می‌دهد و در ماجرایی عجیب در حرم امام علی(ع) دفن می‌شود.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
روایت‌هایی درباره خرده رفتارهای زنان علیه زنان

وقتی برای زنان هم، زن و مرد دارد!

٩٥/١٢/٠٥
برگزیده سایت

نقطه سر خط به توان 3

٩٥/١٢/٠٥
شاخ هفته

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠٥
کافه جهان نما

لندن، شهر رمز و راز و باران در دل جزیره

٩٥/١٢/٠٥
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و مشاهده بشقاب پرنده در آسمان

٩٥/١٢/٠٥
مینیمال

روز مهندس مبارک!

٩٥/١٢/٠٥

فراز و فرودهای ادبیات عاشقانه از دیروز تا امروز

٩٥/١٢/٠٥
شگرد خفن

ویژگی جدید تلگرام ویندوزی

٩٥/١٢/٠٥
گپی با برگزیدگان مشهدی جشنواره سی و پنجم تئاتر فجر در یک شب برفی

کاش مسئولان، اندازه مردم به تئاتر توجه داشتند

٩٥/١٢/٠٥
تلگجیم

تلگجیم 476

٩٥/١٢/٠٥
چهره هفته

کمدی-تراژدی کاندیداتوری بقایی

٩٥/١٢/٠٥
نامه‌های دلبرانه‌ای که امروز در قالب‌کتاب به دست ما رسیده‌اند

از... به...

٩٥/١٢/٠٥
ذهن زیبا

ذهن زیبا 476

٩٥/١٢/٠٥

شغل: «دوستت دارم» نویسی

٩٥/١٢/٠٥
آنتن

همسایه‌های بی‌جک!

٩٥/١٢/٠٥
درباره عاشقانه نوشت‌ها و بلایی‌که ما آدم‌های عصر جدید بر سرشان آورده‌ایم

عاشق is typing...

٩٥/١٢/٠٥
روی پرده

نه خوب، نه جلف؛ متوسط!

٩٥/١٢/٠٥
مینی ها

مینی 476

٩٥/١٢/٠٥
فتوچاپ

فتوچاپ 476

٩٥/١٢/٠٥
جارچی

جارچی 476

٩٥/١٢/٠٥
تبلیغات
تبلیغات