آخر همه عزاداری‌ها
محرمانه مستقیم

آخر همه عزاداری‌ها

نویسنده : حامد نادری راد

خدا بیامرزد کسی که شب اول محرم کنداکتور شبکه سه سیما را چیده بود. چیزهایی را شب اول محرم پای تلویزیون شنیدم که سال‌ها بود نیاز به شنیدنش داشتم. سخنران بر خلاف روال معمول انتخاب شده بود. سردار قاسم سلیمانی که در لابلای حرف‌هایش مرتب به مباحث عاشورا و قیام امام حسین(ع) و یاران حضرت ارجاع می‌داد. جملات سردار یک به یک توی ذهنم میخ می‌شدند و البته بماند که شاید علت اصلی این میخ شدن‌ها و به یادماندن‌ها «عامل» بودن گوینده به حرف‌هایش بود. جالب بود که سردار با اینکه برای بیان بهتر حرف‌هایش مرتب خاطراتی از جبهه و یاران شهیدش را تعریف می‌کرد، خیلی کم وارد فضای احساسی می‌شد و اکثر حرف‌هایش مستند بود به احادیث و روایت و اینکه خلاصه باید «عمل» کرد.

این سخنرانی مرا برد به روزهایی که هر شب چند صفحه از کتاب «آه» را می‌خواندم، یا روزهایی که حماسه حسینی را دست گرفته بودم و همه جا همراهم بود و از اندک دقایق برای خواندش استفاده می‌کردم و صد البته ساعت‌ها بعدش فکرم درگیرش بود، یا شبی که کتاب «فتح خون» را خریدم و در اتوبوس طوری مسحورش شده بودم که اتوبوس به ایستگاه آخر رسید و تا راننده صدایم نکرده بود متوجه رسیدن به انتهای مسیر نشدم. جالب بود که در اکثر این تجربه‌ها فکرم بر احساساتم چربش داشت. یعنی بیش از آنکه از خواندن آن نوشته‌های زیبا اشک بریزم و با اتفاقات هولناک و جانسوز آن عزاداری کنم، سوار بر کشتی افکارم شده بودم و داشتم طوفانی مهیب را می‌پیمودم و در جستجوی ساحل آرامش صفحات را ورق می‌زدم.

تجربه دیشب بار دیگر مرا به فکر فرو برد. اینکه چرا ثمره این همه عزاداری و هیئت را در وجودم احساس نمی‌کنم؟ اینکه آیا این همه تکیه من و امثال من روی احساسات درست بوده؟ اینکه چرا ماها داریم از حرف شنیدن فراری می‌شویم؟ حتی پا را فراتر گذاشتم. به این سؤال فکر کردم که چرا ماها علی‌رغم این همه منبر گوش دادن؛ کتاب خواندن و سینه زدن زیر پرچم حضرت تغییر ملموسی در زندگی‌‌مان اتفاق نمی‌افتد؟ چرا هنوز خیلی مسائل برای ما حل نشده است و علی رغم دانستن عملی در کار نیست؟ چرا ما چیزی از حسین(ع) و معارفش یادمان نیست یا اگر یادمان هست توجهی به آن نداریم؟ چرا جز جمله «اگر دین ندارید لاقل آزاده باشید» که گاهی برای مخالفت با مخالفانمان به کار می‌بریم؛ تقریبا هیچ حدیثی یا مُعرّفی از او به یادگار نداریم؟

این پرسش‌ها در شرایطی است که هر سال سعی کرده‌ایم توقعات را کم کنیم؛ هر سال گفته‌ایم همین اشک‌ها بس است، همین عزاداری‌ها خیلی است، همین سیاه پوشیدن‌ها برای امام حسین(ع) یک دنیا می‌ارزد. آری واقعا می‌ارزد. عزاداری برای اباعبدا...(ع) به همه کارهای ما شرف دارد ولی تا کی؟ تا کجا؟ آیا حال‌مان را هم تغییر می‌دهد؟ آیا عمل‌مان را اصلاح می‌کند؟ آیا ما را حسینی می‌کند؟ آیا عاقبت به خیر می‌شویم؟ یا ما داریم با سرعتی باورنکردنی شبیه مردمان کوفه می‌شویم. کسانی که قلب‌هایشان با حسین(ع) بود ولی شمشیرهایشان علیه او. کسانی که او را می‌شناختند، حقش را می‌دانستند، به جایگاه او واقف بودند، حتی پس از شهادت او تواب شدند و عزاخانه درست کردند ولی در موقع لزوم و در وقت عمل یا علیه او بودند و یا روزه سکوت گرفتند. نکند بعد از یک عمر سینه زدن و سیاه پوشیدن و زیر علم رفتن، به خاطر «بی‌عملی» زیانکار شویم.

 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محبوب‌ترین اسباب‌بازی سال 2017 که رقیـب بـازی‌های انـدرویدی است!

#fidget_spinner

٩٦/٠٥/٢٦
هشت قسمت از فصل دوم «شهرزاد» پخش شد اما خاطره قبل تکرار نشد!

تو آن عهدی که با من بسته بودی؟

٩٦/٠٥/٢٦
آنتن

بدن‌سازی به سبک جیم!

٩٦/٠٥/٢٦
تلگجیم

تلگجیم499

٩٦/٠٥/٢٦
مینیمال

‏اندر مزایای تعطیلی روز جمعه

٩٦/٠٥/٢٦
درباره مالکان ثروتمند فعلی باشگاه‌های اروپایی چه می‌دانید؟

بریز و بپاش آسیایی‌ها در اروپا!

٩٦/٠٥/٢٦
درباره ناکامی بزرگ «اوسین بولت» در آخرین مسابقه زندگی‌اش

خداحافظی تلخ ابرقهرمان!

٩٦/٠٥/٢٦
به بهانه واقعه میرزا اولنگ، موضوع ویژه این‌ هفته دیباچه‌ای است بر درد و غم جانسوز همسایه هم‌خون‌ و فره

از رنج برادر افغانم

٩٦/٠٥/٢٦

اندر مصائب خاص بودن!

٩٦/٠٥/٢٦

جوابی که کسی را ناراحت نکند!

٩٦/٠٥/٢٦
ذهن زیبا

ذهن زیبا 499

٩٦/٠٥/٢٦
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و جوانی

٩٦/٠٥/٢٦
شاخ هفته

امتحان کردن هنر نمی‌باشد

٩٦/٠٥/٢٦
ناصرخان آکتور سینما

نکشی ما رو با رکورد‌هات!

٩٦/٠٥/٢٦

لحظه نبودنش

٩٦/٠٥/٢٦

علی دایی و باز هم گل

٩٦/٠٥/٢٦

خیلی دور خیلی نزدیک

٩٦/٠٥/٢٦

پنج دهه رنج

٩٦/٠٥/٢٦
آیا اکران «زادبوم»، می‌تواند آغازی برای نمایش فیلم‌هایی که مشکل پروانه نمایش داشتند، باشد

زادبوم، شروع یک پایان؟!

٩٦/٠٥/٢٦
مینی

مینی 499

٩٦/٠٥/٢٦
تبلیغات