هفت شهر فراستی؟!
درباره ظرفیت‌های با ارزش تلویزیون که با رویه غلط هفت می‌سوزد

هفت شهر فراستی؟!

نویسنده : سید مصطفی صابری

برنامه «هفت» جمعه شب با محوریت نقد فیلم «فروشنده» فرهادی سرو صدای زیادی به‌پا کرد. سال‌های ابتدایی پخش برنامه «90» از تلویزیون توام با حسرت خاصی برای سینمادوستان بود که ای کاش تلویزیون یک برنامه «90» سینمایی پخش می‌کرد تا پشت صحنه سینما و حواشی‌اش را از نگاه آدم‌هایی که درگیر آن هستند ببینیم و با استفاده از نظر کارشناسان و منتقدان تراز اول سواد سینمایی‌مان هم بیشتر شود. این اتفاق به همت فریدون جیرانی روزنامه‌نگار، فیلمساز و منتقد برجسته کشور کلید خورد و «هفت» شد همان «90» سینمایی که انتظارش را می‌کشیدیم. البته اختلاف جیرانی با فراستی منتقد ثابت برنامه و رفتارهای وی گویای این بود که رسانه ملی ترجیح می‌دهد با حفظ گزینه‌ای تحمیلی که ترتیب و آدابی هم در نقد نمی‌جوید روند برنامه را به تعادل مورد نظر خودش برساند. «هفت» جیرانی تمام شد، «هفت» گبرلو اصلاً مورد توجه قرار نگرفت و تلاش گبرلو برای حذف فراستی به حذف خودش منجر شد تا این‌که «هفت» افخمی از راه رسید. برنامه‌ای که با توجه به سواد سینمایی افخمی، تجربه‌اش در ساخت آثار خوش ساخت و مخاطب‌پسند و پیشینه خاص اجتماعی و فرهنگی‌اش امیدهای زیادی ایجاد کرد. اما این‌روزها برنامه افخمی در حقیقت به برنامه فراستی با همان ادبیات دور از شان رسانه ملی تبدیل شده است. به برنامه «هفت» می‌توان از سه جنبه مختلف نگاه کرد، یکی دور شدن برنامه از اهداف اولیه‌اش، دوم رویه غلط «هفت» در تمام این‌سال‌ها که در آن تهیه‌کننده فقط مجری است و دکور تغییر می‌کند اما منتقد اصلی ثابت است و در نهایت نقدی که این هفته بر «فروشنده» فرهادی وارد شد. 


«90» سینمایی محقق شد؟
«هفت» ظرفیت زیادی برای جذب مخاطب، معطوف کردن نگاه‌ها به حاشیه‌های سینمایی و پشت پرده‌ها و خدمت به سینما و در کنار همه این‌ها افزایش سواد سینمایی مردم داشت اما از این ظرفیت اصلاً استفاده نشد و همه‌چیز چنان زیر سایه رفتارهای فراستی و حاشیه‌هایش قرار گرفت که سینمایی‌ها به‌نوعی به «هفت» بی‌توجه شدند، ترجیح می‌دهند عملکرد و کارنامه‌شان در غیاب خودشان نقد شود تا در برابر کسی مثل فراستی بنشینند که معیارهای مخدوشش در نقد متاثر از حواشی فرامتنی است و از «جدایی نادر از سیمین» تا «بین ستاره‌ای» کریستوفر نولان را فاقد ارزش می‌داند و می‌گوید: این‌که سینما نیست! یا این‌که نشد سینما!!! یعنی طبق نظر استاد عملاً در ایران و جهان هیچ سینمایی وجود ندارد! نقدهای تند و بدون استدلال فراستی هم که بار آموزشی خاصی برای مخاطب ندارد. با این اوصاف «هفت» در نگاه سینمایی‌ها و مخاطبان اعتبارش را روز به‌روز از دست داد و کمتر جدی گرفته شد، برای همین نتوانست به‌نفع مشکلات سینما جریان‌ساز باشد. در برابر چند معضلی که در فوتبال به لطف «90» فردوسی‌پور حل شد اعتبار رسانه‌ای و فراگیری مخاطب تلویزیون، به برطرف کردن کدام معضل سینمای ایران توسط «هفت» در ادوار مختلف منجر شد؟
«هفت» تلویزیون یا «هفت» فراستی؟ 
«هفت» به‌عنوان مهم‌ترین برنامه سینمایی رسانه‌ملی که باید نگاهی ملی در چارچوب سیاست‌های کلی تلویزیون داشته باشد، با دغدغه‌های خاص یک طیف شباهت جدی پیدا کرده است؛ طوری که حتی در کنار فراستی، بعضی میهمانان و کارشناسان دیگر هفت که به‌طور ثابت در برنامه حاضرند تفکراتی دارند که گاهی از فراستی هم تندتر و یکطرفه‌تر است. با این اوصاف «هفت» بیشتر از همیشه به سمت طرح دیدگاه‌هایی می‌رود که صرفاً مبتنی بر اتهام زدن است بدون ذکر دلیل و مدرک. خود افخمی هم گویا براساس این قاعده که مجاورت مشابهت می‌آورد درگیر چنین حالتی شده که نمود بارز آن در صحبت‌هایش درباره «کن» قابل حس بود. بعدها هم مدعی شد که قصدش از آن صحبت‌ها تاثیرگذاری روی کن بوده و حتی تلویحاً گفت جایزه فرهادی در کن نتیجه صحبت‌های او بوده! ماجرای لابی شمقدری با اسکار و تغییر رفتار آنجلینا جولی تحت تاثیر صحبت‌های یک کارگردان ایرانی که خاطر مبارک هست؟ ادعاهایی که چون بنیان درستی ندارند ردشان هم سخت است! نماد این رویه عجیب در برنامه «هفت» خود فراستی است، کسی که بیشتر عبارت‌هایش حرف‌هایی کلی درباره فیلم است که نمی‌دانیم مبنایش چیست و وقتی می‌گوید فیلم یا شخصیت درنیامده! چرا درنیامده؟ در کل فراستی انتظار دارد به حس او بدون ارائه دلیل اعتماد کنیم. با این شیوه به راحتی نقدهای او هم قابل نقد است، وقتی می‌گوید فلان فیلم سینما نیست، می‌شود گفت نقدت نقد نیست! وقتی می‌گوید ایده فیلم درنیامده می‌شود گفت نقدت درنیامده! البته استفاده کردن از اصطلاحاتی که استاد برای امثال کیمیایی و تبریزی استفاده کرد برای دیگران در مواجهه با خود او، به لحاظ اخلاقی ممکن نیست! از امثال امید روحانی می‌توان به‌عنوان منتقد تراز نام برد، کسی که می‌گوید برای نقد صحیح و علمی و مستدل بازیگری، تدوین و دیگر عناصر سینما هم دوره‌های تخصصی هر کدام را گذرانده، هم در هر کدام وارد شده تا ضمن شناخت از محدودیت‌ها و شرایط این دنیا بتواند نقد کند! 
اما نقد فروشنده در «هفت» 
فراستی به‌همان راحتی که می‌گوید فلان فیلم کمدی ماقبل نقد است و... درباره سینمای فرهادی هم می‌گوید «فروشنده» همه چیزش ماقبل بد است! و اگر کسی جز فرهادی کارگردانش بود هو می‌شد! بماند که اگر فروشنده ماقبل بد باشد این‌همه فیلم شانه‌تخم مرغی و عجیب و غریبی که در سینمای ما اکران می‌شوند چه عنوانی خواهند داشت و بماند که کسی به‌یاد ندارد کارگردان بدترین فیلم‌ها هم هو شده باشند! اما فراستی چنان ولعی برای نقد فرهادی دارد که طی چند هفته اخیر هربار به‌بهانه‌ای گریزی به «فروشنده» زده و ادعاهای تکراری‌اش را طرح کرده است! جالب این‌ است  در برنامه‌ای که به بهانه سینمای اجتماعی به «فروشنده» می‌پردازد، می‌گوید تجاوزی در فیلم نیست و دو هفته بعد که به بهانه معرفی فیلم به اسکار می‌خواهد پنبه فیلم را بزند علت فروش فیلم را وجود تجاوز که در سینمای بعد از انقلاب وجود نداشته است می‌داند! در حالی که نه تجاوزی در فیلم هست نه موضوع تجاوز در سینمای ما بی‌سابقه است. بعد هم همان‌طور که علت فروش را به تجاوز ربط می‌دهد نیت‌خوانی می‌کند و جایزه کن را هم به سیلی آخر فیلم عماد و متوحش نشان دادن ایرانی‌ها توسط فرهادی ربط می‌دهد. اشتباهات واضح چنان در نقد او موجود است که بیان جز به جز آن در یک مطلب نمی‌گنجد و فقط باید افسوس خورد برای ظرفیت‌های خوب برنامه‌ای که توسط فراستی و مشارکت افخمی تباه می‌شود.
نظرات کاربران
کد امنیتی