از ايران يك جدايى!
ناصرخان آکتور سینما

از ايران يك جدايى!

نویسنده : محمدناصر حق خواه

 در چند روز گذشته، علاوه بر ادامه فروش بالاى سينما و حرفِ زشت زدن بعضى‌ها به بازيگرها و انتقاد چند هنرمند از وزير ارشاد و انتشار خبر حقوق رامبد و مديرى و تكذيبش از طرف اون‌ها و چند خبر ديگه كه هر هفته داره تكرار ميشه و جزو جدا نشدنى اخبار هنر و فرهنگه؛ يك خبر ديگه لرزه به اعضا و جوارح ما انداخت و اون هم جدايى آقاى برد پيت و خانم آنجلينا جولى بود، دليلش هم خيلى واضح و روشن براى رسانه‌ها بيان شد: آقاى پيت تو خونه مواد ميزده با نوشابه و بعد هم بچه‌ها رو مورد مهر و عطوفت قرار مي‌داده، به همين دليل آنجلينا خانم درخواست جدايى داده و آقا بِرَد هم گفته اگر چه برام سخته، ولى به خاطر آرامش بچه‌ها اوكى باى! حالا به ذهن مريض احوال من رسيد كه اگه اين اتفاق در ايران مى‌افتاد چه ‌جورى مي‌شد؟ بذاريد چند تا جايگشت مختلف رو با هم بررسى كنيم.

الف- جدايى ٢ مجرى تلويزيون

قبل از هر چيز حرف‌هاى در گوشى درباره اين دو نفر دهن به دهن مي‌چرخه؛ تا اين كه صبر خانم مجرى سر مياد و عكس چشم خودشون رو با بادمجونى كاشته شده در حواليش ميذاره اينستاگرام و تازه تهديد مي‌كنه كه شايد عكس‌هاى از اين بدتر هم از كارهاى مشابه آقاى مجرى بذاره! بعد آقاى مجرى بيانيه ميده ميگه ايشون كلا ضد همه ارزش‌هاست و بريد نظرشون رو در مورد فلان گروهك تروريستى بپرسيد! كار در شُرف بالا گرفتنه تا اين كه به هر دو عزيز از بالا اشاره ميشه كه كلا داريد اشتباه مي‌زنيد و بهتره كه سكوت اختيار كنيد و آن دو عزيز هم، چنين مي‌كنند.

ب- جدايى يك نويسنده از يك بازيگر

مجددا اين اتفاق با حرف‌هاى در گوشى شروع ميشه و خانم بازيگر با اون حالش هر چند هفته يك بار پست‌هاى عجيب و غريب ضد مرد مي‌ذاره! آقا هم درباره هجوم فمينيسم به سينماى هاليوود مي‌گویند و از قصدشون براى شكستن اين جو صحبت مي‌كنند. اما چون هر دو طرف خيلى روشنفكر هستند، گاهى اوقات تفننى با هم ديده مي‌شوند!

ج- جدايى دو بازيگر

در اين حالت باز هم ابتدا حرف‌هاى در گوشى شروع ميشه و بعد از تاييد دو طرف، نوبت ملت هميشه در اينستاگرام ميشه. به اين صورت كه عده‌اى زير پست اون آقا جمع شده و مي‌گویند «الهى درد و بلات بخوره تو سر اون ايكبيرى با اون صداش! خوب كارى كردى عزیز!» يه عده هم ميرند زير پست خانم، كامنت ميذارند «واقعا داشتيد حيف ميشديد بانو! چى بود اون كوتوله، مجددا ارادتمنديم بانو!»

پى نوشت: هرگونه شباهت بين افراد و اعمال در اين مطلب با واقعيت، زاييده ذهن خلاق شماست و به ذهن بيمار نگارنده ربط نداره!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
جارچی

فی‌ المناقب جنجال مردان 95

٩٥/١٢/٢٦
آنتن

ما و قسط‌های آخر سالی...

٩٥/١٢/٢٦
ذهن زیبا

ذهن زیبا 479

٩٥/١٢/٢٦

پاسخ نویسندگان جیم به ۳سوال و انتخاب ایموجی سال 95

٩٥/١٢/٢٦
پایان‌نامه

وعده‌هایی برای سال جدید!

٩٥/١٢/٢٦
سال جدید در پس سالی پـــراز حادثه و اتفاق می‌رسد سال گذشته را در قالب رخـداد مهم جور دیگری مرور کرده‌ایم

خوب بد جلف95

٩٥/١٢/٢٦
مینیمال

و اما عید دیدنی!

٩٥/١٢/٢٦
محرمانه مستقیم

چه روزگاری داشتیم!

٩٥/١٢/٢٦
مروری متفاوت و شیرین بر 20 فیلم‌ برتر اکران 95 سینمای ایران

از برفوش‌ترین تا بی‌اعصاب‌ترین

٩٥/١٢/٢٦
پیشنهادهایی برای آغاز فصل جدید

از سیر تا پیاز نوروزانه!

٩٥/١٢/٢٦
لچکی‌های موضوع ویژه

سال پول ساز سینما

٩٥/١٢/٢٦
بررسی اتفاقات جالب و به یادماندنی ورزش در سال 95

سالی که خوش گذشت!

٩٥/١٢/٢٦
در ستایش 8 چهره تاثیرگذار و شایسته ورزش ایران در سال 95

بچه‌ها مچکریم!

٩٥/١٢/٢٦
کافه جهان نما

نجف، دیار مهمان‌ شدن‌های بی‌شمار

٩٥/١٢/٢٦
جالباسی

باغ‌های پر گل و میوه روی سر خانم‌های اروپایی!

٩٥/١٢/٢٦
تبلیغات
تبلیغات