سبک  غُرغُروطوری!
jeem.ir

سبک غُرغُروطوری!

نویسنده : مدیر سایت

البته به صورت کلاسیک چنین سبکی وجود ندارد ولی تا دلتان بخواهد در نوشته‌های بسیاری از نویسندگان جوان به چشم می‌آید. این‌که یک عینک با فریم ترجیحا ضخیم برداریم و چشم‌هایمان را ببندیم و وقتی بستیم چون همه چیز را سیاه می‌بینیم، شروع کنیم به غر زدن و غر زدن و غر زدن. این‌طوری می‌شویم یک «غرغروطور». از آنجا که همیشه غر زدن در مملکت ما به مذاق عمومی جامعه خوش می‌آید، ملت با لایک‌ها و کامنت‌هایشان بیشتر ما را به تکرار غُر، تشویق می‌کنند. هیچ بار هم نمی‌پرسیم که اگر به جای این غر زدن از آرام بودن، خوشحال بودن و حال‌های خوبمان بنویسیم، دنیا جای بهتری برای زندگی کردن نمی‌شود؟!

عروسکِ احساسم...
صفحه اصلی- جزرومد – یادداشت کاربران
 تاريخ انتشار:24/06/95
نگاهت می‌کنم می‌خندی، لبخندت دلم را می‌لرزاند. تو می‌خندی و می‌خندی و من مات برق نگاهت می‌شوم. پر رنگ‌تر و پررنگ‌تر می‌شود لبخندت. من مات می‌شوم و دیگر هیچ چیزی جز لبخندت نمی‌فهمم. هیچ چیز... حتی این‌که آرام عروسک احساسم را بر می‌داری. من مات می‌شوم و تو... تو احساسم را محکم در دستت می‌گیری، حالا همه چیز من دست توست. تو عروسکم را می‌گیری و روی هوا می‌چرخانیش، من جیغ می‌زنم و بالا می‌پرم تا بگیرمش. تو می‌روی و می‌روی آنقدر که دیگر چیزی از رفتنت نمی‌ماند و من هنوز ایستاده‌ام.
انگار در لحظه‌ خندیدنت زندگی‌ام را نگه داشته‌اند. تو می‌روی، عروسکم را هم می‌بری و مرا در لحظه‌های خندیدنت جا می‌گذاری. تو می‌روی و من مات می‌مانم. من می‌گردم؛ به دنبال تو... عروسکم... اما نیست. شاید خواب بودی، شاید هم رویا، نمی‌دانم. اما این را خوب می‌دانم که عروسک احساس من واقعی بود. من یقین دارم که احساسم یک حقیقت بود.
خندوانه، دورهمی 
کمپین‌های سازنده یا نقد اجتماعی
صفحه اصلی- محرمانه – یادداشت کاربران
 تاريخ انتشار:27/06/95
خیلی وقت است که عادت کردیم به نقد اجتماع. همه این کار را می‌کنیم. در همه برنامه‌های تلویزیون هم همین کار را می‌کنند. حتی سریال مسافران (به کارگردانی رامبد جوان) هم تا حدی همین طوری بود. کمتر برنامه‌ای برای تغییر ایجاد شده بود. یکی از کارهای جدیدی که به طور جدی با خندوانه شروع شد کم رنگ شدن نقد اجتماعی بود. به جای آن بیشتر کمپین‌هایی را می‌بینیم که مستقیما دعوت می‌کند به کار درست، خواندن کتاب، ساختن دکور با زباله‌های بازیافتی و... درخواست‌هایی از مهمان‌ها برای انجام یک کار خوب.
اما خیلی‌ها هنوز دورهمی را ترجیح می‌دهند. بهتر است فقط نقد کنیم و چه بهتر که به آن بخندیم. تا دردش کمتر شود. آخر تغییر سخت است. مخصوصا این‌که بخواهد ما را تغییر دهد و بهترمان کند.
انسان یک وجود بی‌تفاوت
صفحه اصلی-محرمانه– یادداشت کاربران
 تاريخ انتشار:24/06/95
من از سنگ قبرها متنفرم. نوع سنگش هر چقدر که می‌خواهد خوب باشد. قیمتش هرچقدر که می‌خواهد زیاد باشد. سردی سنگ قبرها اصلا به گرمی آغوش مدفون شده‌هایشان نیست.
سنگ قبرها اصلا بلد نیستند مثل عزیزانت لبخند بزنند. حتی بلد نیستند مثل آن‌ها اخم کنند.
سنگ قبرها فقط بلدند یادت بیندازند که عزیزانت دیگر نیستند. تاریخ هک شده روی سنگ قبرها عذاب‌آورتر است. با دیدن آن تاریخ و یک حساب سرانگشتی می‌فهمی انسان چقدر وجود بی‌تفاوتی است و چقدر آسان همه چیز برایش عادی می‌شود.
داد از آن‌چه دیده‌ایم
صفحه اصلی- جادوی کاغذی – یادداشت کاربران
 تاريخ انتشار:22/06/95
هر جا زباله گوشه بازار دیده‌ایم 
 یک گربه نیز بر سر دیوار دیده‌ایم
شب تا به صبح در خم پس کوچه‌های شهر
رنج هزار مرد فداکار دیده‌ایم
سیلابی از وسایل نقلیه در عبور 
در هر وسیله یک نفر انگار دیده‌ایم
برپشت بام‌ها عوض سادگی و عشق
 بس دیش‌های کهنه به زنگار دیده‌ایم
یک جنس و یک برند درون مغازه‌هاست 
 در نرخ‌شان تفاوت بسیار دیده‌ایم
در سطح شهر این همه کار است و باز هم
صدها جوان مانده و بیکار دیده‌ایم
روی هوا برای شما نقشه می‌کشیم
چون در زمین مهندس و معمار دیده‌ایم
در سفره‌های باغ سراهای دور دست
 یک لاشه‌ شکم پر سُم‌دار دیده‌ایم
در سفره‌ قناعت دریا دلان شهر
 یک قرص نان به گوشه‌ دستار دیده‌ایم
ما دیده‌ایم این همه را در زمین ولی
گوید عیال‌مان که ز فان فار دیده‌ایم
نظرات کاربران
کد امنیتی