شهرزاد و پیژامه صادراتی
جالباسی

شهرزاد و پیژامه صادراتی

نویسنده : الهام یوسفی

شهرزاد قصه‌گو این‌دفعه هم طبق قولی که داده باید درباره شلوار و سرگذشت آن برای ما قصه بگوید. بیچاره شهرزاد! قبل‌ترها بدون زور و زحمت از خودش قصه می‌ساخت، هم سر پادشاه را گرم می‌کرد و هم جان خودش را نجات می‌داد و تازه بعدها قصه‌های من‌درآوردی‌اش کتاب و به نام «هزار و یک ‌شب» به مردم فروخته می‌شد تا بخوانند و سرگرم شوند. اما حالا مجبور است به خاطر قصه یک شلوار معمولی کلی کتاب بخواند، مقاله ورق بزند و پژوهش کند. بیچاره شهرزاد!

و اما ادامه داستان شگفت‌انگیز شلوار... شلوار را از قدیم با اسامی مختلفی می‌خواندند، یکی همین اصطلاح شلوار salvar که از قدیم رایج بود و دیگر «تُنُکه» و «اِزار» و البته واژه دوست‌داشتنی و آرامش‌بخش «تُنبان». عنوان شلوار نام عمومی‌تری بود اما تنکه یا تنبان، نیم‌شلواری تنگ و چرمی بود که به طرز جالبی گلدوزی می‌شد و حریفان کشتی سنتی آن را به تن می‌کردند، بسیار چسبان بود و تا زیر زانوها هم ادامه داشت. جالب‌تر این‌که در این نوع شلوارها آینه‌هایی کوچک بر سر هر زانو دوخته می‌شد، تا از روی سالم بودن آینه مشخص شود که زانوی پهلوان به زمین نخورده است. اما در زمان قاجار این نام را برای زیرشلواری‌های مردانه به کار می‌بردند و بعدها حتی برای نوعی زیرشلواری زنانه. تاریخ‌نگاران که نه، ولی معتقدیم، که نوع امروزی اما گشاد این مدل شلوار را  این روزها به نام شلوارک می‌شناسند. همان‌هایی که عده‌ای به خاطر پوشیدن‌اش در برزیل به دردسر می‌افتند!

حتما اسم چادر چاقچور به گوش‌تان خورده، در فیلم‌هایی که درباره عهد ناصرالدین شاه قاجار و ایل و تبارش ساخته شده حتما چند باری شنیده‌اید که: «زن! کجا چادر چاقچور کردی داری می‌ری؟» چاقچور یا چاخچور یا چاقشور یک واژه ترکی است. شلوارهای بلند اغلب به رنگ سیاه و از یک پارچه نازک که قبل‌ترها زنان آن را می‌پوشیدند. یک نوع آن هم شلوارهای گشادی بود که به جوراب‌ها ختم می‌شد و از کمر تا انگشتان پا را می‌پوشاند و بالای آن هم با یک کمربند چرمی بسته می‌شد. نوع دیگری هم داشته که با نوارهایی از زیر بسته می‌شد و از زیر زانو تا مچ تنگ و چین‌دار بود- گمانم مدل مجلسی‌اش بود- این نوع دومی پارچه کمتری نیاز داشته و سبک‌تر و راحت‌تر هم بود. اواخر دوره قاجار این نوع دیگر از مد افتاده بود و زنان طبقات بالا کمتر آن را می‌پوشیدند. اما قبل از قجرها یعنی دوران صفویه و افشاریه و زندیه این مدل شلوار خیلی مد بود! (یاد درس تاریخ‌تان افتادید و چهار ستون بدنتان لرزید، مگه نه؟!) اما بشنوید از واژه خودمانی پیژامه که تغییر یافته همان واژه کهن پارسی پای جامه است که به لباس راحتی یا لباس خواب گفته می‌شد. این پوشش یک مسافرت جالب داشت، از ایران به هند رفت و از هند هم به انگلستان و شد pajamas و بعد دوباره برگشته ایران در حالی که اسمش شده بود پیژامه! ببینید ما حتی در اسامی لباس راحتی هم از بقیه جلوتر بودیم و اسامی‌مان را صادر می‌کردیم.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
نگاهی به « انتقام جویان: جنگ اینفینیتی» به بهانه اکران بزرگترین پروژه سینمایی «مارول»

بزرگترین گردهمایی تاریخ ابرقهرمان‌ها

٩٧/٠٢/٢٧
آنتن

ما هم نازک!

٩٧/٠٢/٢٧
شاخ هفته

ای تو نگهبان من

٩٧/٠٢/٢٧
درباره «پلنگ سیاه»، فیلمی که در گیشه‌های دنیا عجیب و غریب می‌فروشد

ابرقهرمان بفروش و نچسب

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

دعوت شدگانیم...

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک ایران، یک صدا

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به پرونده قلدری‌های آمریکا در چند قرن اخیر به بهانه خروج ترامپ از برجام که البته اتفاق عجیبی هم نبو

قلدرامپ

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

جامعه‌شناسی تدفین و چیزهای دیگر...

٩٧/٠٢/٢٧
درباره درخشش بانوان فوتسالیست ایران در آسیا؛

قهرمانان وطن

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک حقیقت مرگبار

٩٧/٠٢/٢٧
پایان نامه

لوبیا، گلابی و غوطه‌ای که نخورد!

٩٧/٠٢/٢٧
جانونی

تقدیم به جناب خرما... با احترام

٩٧/٠٢/٢٧
راهکارهایی برای تنفسِ جان، به بهانه آمدن ماه رمضان

هوای تازه برای ریه‌های روح خسته

٩٧/٠٢/٢٧

تقریبا هیچ!

٩٧/٠٢/٢٧
تا جامِ جهانی

یک ایرانی بین خوش‌تیپ‌ترین بازیکن‌های جام‌جهانی2018

٩٧/٠٢/٢٧
مینیمال

مینیمال 535

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

من از شما می‌پرسم: آیا مشکل ما این است؟

٩٧/٠٢/٢٧
گفت‌و‌گو با دروازه‌بان تیم ملی فوتسال بانوان ایران

لژیونر شدن ما خیلی محال است

٩٧/٠٢/٢٧
ساختنیجات

جالباسی، از تولید به مصرف

٩٧/٠٢/٢٧
درباره مهم ترین تکنولوژی روز یعنی دستیارهای شخصی که در حال تبدیل شدن به انسان اند

#virtual_asistant

٩٧/٠٢/٢٧