اصل اول زندگی در تورنتو: احترام
کافه جهان نما

اصل اول زندگی در تورنتو: احترام

نویسنده : مریم ملی

به نقل از سمانه اسدی، 25 ساله،  که مدتی ساکن تورنتوی کانادا بوده است.

اواسط ژانویه بود که وارد تورنتو شدم، مسلما در ذهنم تورنتو را با شکل و شمایل خاصی تصور کرده بودم و انتظار داشتم شبیه تصویر ذهنی‌ام باشد اما یکی از اولین خیابان‌هایی که دیدم آن‌قدر بد بود که باورم نمی‌شد. وضعیت معماری ساختمان‌ها و خود خیابان کاملا توی ذوق می‌زد. شبیه مناطق محروم و حتی روستایی خودمان بود، تعبیر روستا را برای این به کار می‌برم که من انتظار مواجه شدن با یک خیابان شیک و با فضاسازی شهری و مدرن داشتم. مدت کمی نگذشت که متوجه شدم چیزی که تورنتو را متمایز می‌کند وضعیت ظاهری زندگی نیست البته که بعدها خیابان‌های مدرن و معماری‌های زیبا هم آن‌جا دیدم اما خاطرات خوبم از تورنتو به هیچ یک از این‌ها مرتبط نیست. تورنتو انگار نمونه کوچک شده‌ای از کل زمین است، آدم‌ها از تمام دنیا کنار هم زندگی می‌کنند، ملیت‌ها و عقاید کاملا متفاوت در همسایگی هم، محیط کار و تحصیل مشترک. این خودش باعث می‌شود حس غربت نداشته باشی، من در آن‌جا خیلی راحت‌تر از شهر خودم حجاب کامل داشتم و این که همه کاملا عادی با من برخورد می‌کردند و احترام می‌گذاشتند بیش از پیش حس غربت را از بین می‌برد. مدتی برای ورزش به یک باشگاه می‌رفتم و تقریبا همه می‌دانستند که من پوشش خاصی دارم و مسلمان هستم، روزی قرار بود یک مرد تعمیرکار برای کارهای تاسیساتی به باشگاه بیاید، من هم در حال ورزش بودم و تازه می‌خواستم بروم لباس‌هایم را عوض کنم، مسئول باشگاه و مربی برای این که من معذب نباشم مدام به تعمیرکار می‌گفتند اینجا نیا، حتی چند دقیقه آمدند جلوی من ایستادند تا تعمیرکار وارد سالن شود و من دیده نشوم! این خیلی ارزشمند بود که به عقاید من تا این حد احترام می‌گذاشتند و دغدغه‌شان این بود که به من بی‌حرمتی نشود. یادم می‌آید سپتامبر بود که مهمانی ورودی دانشجویان به دانشگاه برگزار شد، چند چادر در محوطه باز دانشگاه برپا شده بود و توی هرکدام هات داگ آماده می‌شد و هم زمان با خوشامدگویی به دانشجویان داده می‌شد. از آن‌جایی که ملیت‌های مختلف در دانشگاه حضور داشتند و خیلی‌ها با نوع غذای رایج آن‌جا کنار نمی‌آیند، مسئولان دانشگاه 4 نوع هات داگ تدارک دیده بودند؛ یکی مخصوص گیاه‌خوارها، یکی برای کشمیری‌ها که نوع خاصی از گوشت را مصرف می‌کنند و یکی هم از گوشت حلال مخصوص مسلمانان و در آخر هم هات داگ اصلی خودشان. ایده این کار که پذیرایی طوری باشد تا همه بتوانند لذت ببرند و راضی باشند خیلی جذاب بود. حتی رییس دانشگاه هم آمده بود و در یکی از چادرها ایستاده بود و برای معارفه و خوشامدگویی هات داگ می‌داد دست دانشجویان. دانشگاه یک محیط دنج و آرام هم برای نماز دانشجویان مسلمان اختصاص داده بود که تقریبا شبیه نمازخانه شده بود. تمام این‌ها را که کنار هم می‌گذارم می‌بینم تورنتو جایی بود که همه اقوام و ملت‌های دنیا کنار هم با احترام و البته در آسایش زندگی می‌کردند. به‌ویژه احترام به عقاید و نظرات متفاوت که گاهی در بین هم‌کیشان هم رعایت نمی‌شود. 

ادامه دارد... 

نظرات کاربران
کد امنیتی