دستى زِ پشت پرده  و دستى به جيب يار!
ناصرخان آکتور سینما

دستى زِ پشت پرده و دستى به جيب يار!

نویسنده : محمدناصر حق خواه

قديما اين شكلى بود كه اگه يه آقا يا خانم بازيگر يه مدت كم پيدا مي‌شد؛ همه مي‌گفتند معلوم نيست چى شده، چيكار كرده، با كى و كجا گرفتنش، لابد معتاد شده ديگه و گرنه كجاست؟

اما الان اين جورى شده كه طرف يه فيلم بازي مي‌كنه، هنوز دومى رو شروع نكرده و تازه زمزمه حضورش هست، همه ميگن بيا ديگه، بفرما! اينم تو باند شريفى‌نيا ايناست ديگه! حالا اين‌كه شريفى‌نيا اصلا باند داره يا نداره من نمي‌دونم؛ خودش هم چند بار كه ازش سوال شد، خيلي چست و چابك (فكر كن با اون اندام) از كنار موضوع رد شده. اما بحث اين جاست كه اصلا سينما باند داره يا نه؟ يا چى ميشه كه ميگن فلانى ریيس بانده؟ يا مثلا اينا تو باند فلانى عضواند رو كى از كجا مي‌دونه؟ يا اين كه چرا جديدا اين قدر كلمات فساد و سينما رو كنار هم مي‌شنويم؟ يا شايد هم بعضى‌ها مي‌خواهند كه بشنويم؟ اصلا اين بعضى‌ها، واقعا هستند يا من مي‌خوام يه جورى نشون بدم انگار بعضى‌ها هستند؟ 

بنده به زرث؟ ذرس؟ ضرس؟ قاطع مي‌گم كه اصلا از اين خبرها نيست! اگه بود چرا تا حالا نمي‌گفتند كه هست؟ چرا تا حالا كه اوضاع مالى سينما و تلويزيون خوب بود و سالى شونصدتا تله فيلم و سريال و تله تئاتر و مينى سريال و فيلم ويدئويي و فيلم سينمايي ساخته مي‌شد نمي‌گفتند كه «واويلا ليلى! سينما رو فساد فرا گرفته خيلى»؟

اين اتفاق‌ها از زمانى افتاد كه اوضاع مالى به هم ريخت و يه سرى موندند بيرون و نشد كه خيلى كارا بشه. هرچند كه بعضى‌ها يا شايد خيلى‌ها با پارتى و پول و پررويي اومدند تو اين سينما؛ اما هيچ كدوم نموندند. بعدشم هر چند نفر كه چند تا كار با هم مي‌كنند، الزما بااااااند (با اين همه الف) نيستند؛ اگه اين جوريه مارتين اسكورسيزى و رابرت دنيرو هم باندند. اصلا هركى مثل ما نيست با ما نيست، هركى پركاره و پر استعداده بانده؛ اصلا همه بدند ما خوبيم فقط. اصلا هم بعضى‌ها نيستند كه هى بگویند سينما اين جوريه اون جوريه كه بعد يه جورى به يه جاهايى برسند و نتيجه‌هاى خاص بگيرند! اصلا هم سينما نمونه كوچك شده جامعه نيست كه اتفاق‌هايى كه تو متن جامعه هست رو بيشتر به چشم بياره! اصلا هم من عصبى نيستم! همينه كه هست اصلا! باى!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

طاقت فرسودگی‌ام هیچ نیست

٩٧/٠١/٢٥

سوتی‌های عجیب

٩٧/٠١/٢٥
چرا همیشه از تماشای ماجراهای خانواده معمولی‌ لذت می‌بریم؟

پایتخت قلب‌ها

٩٧/٠١/٢٥
پایتخت 5 با چند قسمت طلایی به ایستگاه آخر رسید تا بیشتر از قبل حسرت قسمت‌های کشدار و خسته‌کننده آن را بخور

آب بندی سیروس و محسن

٩٧/٠١/٢٥
درباره سریال‌هایی که با فصل دوم‌شان خاطرات خوب‌مان را خراب کردند

کشششششدار و مریض

٩٧/٠١/٢٥

شلنگ آب در پایتخت

٩٧/٠١/٢٥
به بهانه اکران سریال «گلشیفته» در شبکه نمایش خانگی

سندروم سریال‌سازی فست‌فودی

٩٧/٠١/٢٥
فتوچاپ

فتوچاپ 531

٩٧/٠١/٢٥
شاخ هفته

عاشق نشدی، طعنه مزن عشاق را!

٩٧/٠١/٢٥
جارچی

جارچی 531

٩٧/٠١/٢٥
تلگجیم

تلگجیم 531

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

بخند و بترس

٩٧/٠١/٢٥
ساختنیجات

پیشنهادهایی برای کتاب‌بازهای کتاب به دست

٩٧/٠١/٢٥
آنتن

جیم و ناپایداری هوا

٩٧/٠١/٢٥
نگاهی به چهار برنامه نوروزی سیما که با سبک زندگی ما ارتباط دارند

سبک زندگی تلویزیونی

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

در تشریح مختصر رابطه پیچیده خشم با تصمیم‌های مهم ما

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
حکایت هفته

اندر احوالات مریدان و حرص دنیا

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

باغچه اتوکشیده

٩٧/٠١/٢٥
پایان نامه

لطفا حواس‌تان نباشد

٩٧/٠١/٢٥