ميلوش، 78 سال دارم
30جيم‌نما

ميلوش، 78 سال دارم

نویسنده :

در فيلم «شيرشاه» صحنه‌اي داشتيم که رافيکي به سيمبا مي‌گفت: «‌گذشته ممکن است دردناک باشد ولي تو مي‌تواني از اين گذشته فرار کني يا بايستي و از اين تجربه براي زندگي آينده‌ات درس بگيري.»

شايد اگر گذشته دردناک «ميلوش فورمن» نبود، استعدادهاي او هم اين‌چنين شکوفا نمي‌شد و ما هرگز با اين کارگردان بزرگ اهل کشور چک آشنا نمي‌شديم. کشته شدن پدر و مادر طي جنگ جهاني دوم و يتيم شدن او در کودکي و اوضاع و احوال خفقان‌آور کشور چک در آن سال‌ها همه و همه تأثيراتي در طرز فکر اين هنرمند به جا گذاشت که هنوز هم در آثار جديد وي هويداست. او با وجود تمام مشکلات در کشورش ماند و در همان‌جا هم سه فيلم را کارگرداني کرد که باعث شناخته شدن وي در عرصه جهاني شد ولي پس از حمله ارتش ورشو به کشور ناگزير به ترک اين ديار شد و راه ايالات متحده را در پيش گرفت. در هاليوود کار براي يک کارگردان خارجي که آشنايي چنداني هم با زبان انگليسي ندارد بسيار سخت و دشوار بود و ميلوش براي اين‌که سوتي ندهد رفت به سراغ کتاب‌هاي ادبيات انگليسي و براي شروع تصميم گرفت از روي همين کتاب‌ها دست به اقتباس سينمايي بزند. در گشت و گذار ميان اين کتاب‌ها رسيد به اثري از «کن کيسي» که حرکت او را به سمت فيلم جاوداني «پرواز بر فراز آشيانه فاخته» (‌در ايران ديوانه از قفس پريد) موجب شد. خودش مي‌گويد: «کتاب کن کيسي به طرزي واضح تحولي در زندگي‌ام تحت حکومت کمونيستي محسوب مي‌شد. فوري خودم را در آن ديدم، حيات در آن آسايشگاه بزرگ که تمام روز به شما مي‌گويند چه کاري بايد انجام دهيد، به چه فکر کنيد و به چه فکر نکنيد، به کجا بايد رفت وبه کجا نبايد رفت. اين‌که در يک کتاب آمريکايي قهرمان پنجره را مي‌شکند براي ديدن دنياي بيرون برايم باور نکردني بود. من هم تمايل داشتم تا حصارها را پاره کنم تا آن‌چه که در وراي آن هست ببينم. مانند تمام جوانان هم سن وسالم در چکسلواکي. ما مي‌خواستيم دنيا را ببينيم و اين موضوع بر ما ممنوع شده بود.» اين فيلم اولين اثري بود که تمامي جايزه‌هاي اصلي اسکار را به دست آورد. بهترين کارگرداني، بهترين فيلم‌نامه، بهترين فيلم سال، بهترين بازيگر نقش اول مرد و زن و همچنين 28 جايزه معتبر جهاني ديگر و حالا ديگرهمه ميلوش فورمن را مي‌شناختند و منتظر فيلم‌هاي بعدي‌اش بودند. او هم تماشاگرانش را نااميد نکرد و هر بار اثري به يادماندني به آن‌ها هديه کرد. او به‌طور‌کلي کارگردان گزيده‌کاري است و فقط 14 فيلم بلند ساخته است که از ميان آن‌ها همين «ديوانه از قفس پريد»، «آمادئوس» راجع به موسيقي‌دان بزرگ اتريشي وولفگانگ آمادئوس موتزارت که يکي از بهترين آثار اين سبک در تاريخ سينما محسوب مي‌شود، «ارواح گويا» راجع به تاريخ اسپانيا از زبان نقاش آن دوره فرانسيس گويا، رگتايم، مردي روي ماه و مردم عليه «لري فلينت» برجسته‌ترين آثار او به حساب مي‌آيند. ميلوش فورمن از معدود کارگردان‌هايي است که تا کنون دو بار موفق به دريافت اسکار بهترين کارگردان سال شده و تمامي فيلم‌هايش ديدني هستند. بنابراين توصيه مي‌کنم فيلم‌هاي او را از دست ندهيد.

نظرات کاربران
کد امنیتی