شهرزاد  از شلوار سخن می‌گوید!
جالباسی

شهرزاد از شلوار سخن می‌گوید!

نویسنده : الهام یوسفی

مدتی پیش، قبل از رفتن به المپیک ریو، جریان جالبی در حد ملی در فضای مجازی راه افتاده بود تحت عنوان: «تو المپیک چی بپوشیم؟» بعد از آن هم یک جریان دیگر در جشن سینمایی حافظ پیش آمد، تحت عنوان «تو رو خدا ببین چی پوشیده!» همین جریان‌ها نشان می‌داد اوضاع کنونی ما در موضوع پوشش اوضاع بس غریبی است. نه این که این مسئله از قدیم وجود نداشته است، حتما در دوره‌های پیش از ما هم آدم‌ها تا حدی درگیر این قبیل مسائل بوده‌اند، اما به نظر می‌‌رسد موضوع لباس هیچ‌وقت تا این میزان دردسرساز نبوده است. ولی انسان‌های اولیه مسلما دردسر چی‌ بپوشم را نداشتند. چون احتمال قریب به یقین، زن‌ها در آن دوره لباس را برای شیک‌پوشی و تفاخر نمی‌پوشیدند. به گواهی تاریخ انسان‌های نخستین لباس می‌پوشیدند که خودشان را دربرابر شرایط محیطی و اقلیمی محافظت کنند. البته خیلی هم لباسِ لباس نبوده و چون گشت ارشاد هم نبوده مسئله‌ای برایشان پیش نمی‌آمده است و همین‌طور دورهم زندگی می‌کردند. اما از وقتی نیازهای اولیه انسان تامین شد، توانست به چیزهای بیشتری فکر کند و احتمالا ناگهان چشمش به خودش افتاد و با خودش گفت: «این‌طوری که زشته!» بعد هم وقتی که پای زندگی اجتماع و دین و نیازهای معنوی دیگر به زندگی‌اش باز شد روی جنس و رنگ و شکل و دوخت‌ لباسش اثر گذاشت. حتی لباس انسان در دوره‌های بعدی پایش را از این فراتر گذاشت و کم‌کم کارکرد اجتماعی و فرهنگی گسترده‌تری به خودش گرفت. تا حدی که هر بخشی از تن‌پوش‌ها در طول تاریخ بر اساس قومیت و شرایط اقلیمی و محیطی، اقتصادی، پایگاه و منزلت اجتماعی، طبقاتی و مذهبی، شغلی، جنس، سن و حتی حال و هوای روحی شکل‌های بسیار متنوعی به خودش گرفت. آن‌وقت‌ها مثل الان نبود که نمی‌شود از روی لباس طبقه اجتماعی و خیلی چیزهای دیگر را فهمید، لباس‌ها آن‌قدر حرف می‌زدند که دیگر لازم نبود شخص خودش را معرفی کند حتی در برخی فرهنگ‌ها مثل ایلات قدیم شاهسون در ایران لباس‌های سرخ و سبز در مردان یک‌ دنیا معانی پشت خودش داشت که مثلا می‌توانستی از روی آن بفهمی که آن مرد مجرد است یا متاهل! اما از همان روزگار گذشته، زن‌ها مشکل «لباس من باید منحصر به فرد باشه» را داشته‌اند تا جایی که وقتی زنان اشراف از یک پارچه برای خودشان لباس می‌دوختند به غلامان‌شان دستور می‌دادند همه آن مدل و طرح پارچه را از بازار یک‌جا بخرند و یحتمل یا انبار کنند یا بسوزانند، که یک وقت خدای ناکرده کسی لباسش مثل لباس آن‌ها نشود! اما می‌خواهیم قبل از همه برویم سراغ شلوار. قدیم‌تر‌ها در خیلی مناطق، شلوار به این شکل اصلا مرسوم نبوده، بیشتر چیزی بوده شبیه دامن یا لنگ که دور کمر می‌بستند، در مصر باستان، به این مدل لباس «شنتی» می‌گفتند، یعنی لباس شیر. جنسش کتان بوده و با یک کمربند چرم یا کنف آن را دور کمر مهار می‌کردند که نیفتد و بی ‌آبرویی به بار نیاورد. اما جالب است  در ایران باستان شلوار تقریبا به همین شکلی که ما می‌پوشیم وجود داشته، این را می‌توان از نقش برجسته‌های باقی‌مانده دوره هخامنشی دریافت. یعنی به نظرتان اگر هخامنشی‌ها که شلوارهای معمولی- چیزی شبیه همین فاستونی‌های فعلی- می‌پوشیدند، اگر شلوارهای آن بازیگر مرد ایرانی را ببینند چه نظری خواهند داشت؟! بگذریم... گویا شهرزاد قصه‌گو مجبور است بقیه قصه شلوار را به شماره بعد موکول کند... 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

یازده سالگی‌ها

٩٦/٠٩/١٣
جارچی

جارچی 515

٩٦/٠٩/١٦
جواد طوسی، منتقد سینما از قاتل اهلی، مسعود کیمیایی و اتمسفر دنیای متفاوت او می‌گوید

کیمیایی به معنای واقعی کلمه یک فیلم‌ساز مولف است

٩٦/٠٩/١٦
چهره هفته

ورود آقايان ممنوع!

٩٦/٠٩/١٦
تلگجیم

تلگجیم 515

٩٦/٠٩/١٦
آنتن

این شماره؛ جیم ننویسان!

٩٦/٠٩/١٦
بهترین بازی های سال 2017 امشب معرفی می شوند

The Game Awards

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت موافق

چرا هنوز از سینمای کیمیایی لذت می‌برم؟

٩٦/٠٩/١٦
به بهانه قرعه سخت تیم‌ ملی‌مان در جام‌جهانی روسیه، درباره تیم‌هایی نوشتیم که در ۵ دوره‌ گذشته این جام ش

زندگی در گروه مرگ

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت

نکند موکت‌پوش باشد؟!

٩٦/٠٩/١٦
ذهن زیبا

ذهن زیبا 515

٩٦/٠٩/١٦
روایت هایی درباره وقف های کوچکی که فراموش می کنیم

بخشندگی به توان بی‌نهایت

٩٦/٠٩/١٦
قرعه سخت ایران در جام جهانی 2018 بازی‌های تدارکاتی خوبی می‌خواهد که باید دید فدراسیون از پس آن بر می‌آید ی

تنگه جبل الطارق!

٩٦/٠٩/١٦
درباره ویژگی‌های سینمای مسعود کیمیایی با بررسی کوتاه 50 سال فعالیتش در سینما

دیروز و امروز رئیس

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت

ممنون پیرمرد

٩٦/٠٩/١٦
اکران «قاتل اهلی» بار دیگر این سوال را مطرح می‌کند که واقعا چرا مسعود کیمیایی با دوران اوج خود فاصله دارد

بی کیمیایی

٩٦/٠٩/١٦
درباره «زیر نور کم» مجموعه کامل داستان‌های کوتاه مصطفی مستور

چند روایت معتبر تکراری

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت

یازده سال، جیم، جوانی و سینما

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت

دوباره سلام

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت مخالف

قتل در حمام نمره!

٩٦/٠٩/١٦
تبلیغات