روح هری پاتر واقعی در کدام ترجمه‌ها جریان دارد؟

روح هری پاتر واقعی در کدام ترجمه‌ها جریان دارد؟

نویسنده : مریم ملی

بین دیدن فیلمی که از یک کتاب اقتباس شده و خواندن آن کتاب همیشه شناخت وجود دارد و کسی نمی‌تواند کتمان کند که تجربه هر کدام چه‌قدر با هم متفاوت است ولو این‌که در فیلم، قصه عینا بازسازی شده باشد. درمورد ترجمه هم همین است، شما وقتی یک ترجمه خوب و وفادار به متن اصلی را می‌خوانید کیف می‌کنید، شخصیت‌ها را کاملا می‌شناسید و فضاها را در ذهن‌تان به خوبی تجسم می‌کنید و گاهی قادر به حدس و پیش بینی هم می‌شوید. اما خدا نکند یک ترجمه دم دستی و غیر حرفه‌ای نصیب‌تان شود معمولا از خواندن داستان بیزار می‌شوید و هرچه قدر هم سعی کنید نمی‌شود با شخصیت‌های داستانی همراه و هم قصه شوید. مترجم با مترجم فرق دارد و این می‌‌شود که بعضی‌ها بیشتر در ذهن می‌مانند و برایمان خاطره‌ساز می‌شوند و بعضی هم با هزار من عسل نمی‌شود ترجمه‌های‌شان را خواند(!) 

ترجمه هری پاتر از لحاظ این‌که خود داستان محبوب است و راهش را در بین کودک و نوجوان و جوان بیشتر کشورها پیدا کرده به شدت مهم است. غیر از فراگیری و محبوبیت بیش از حد و جهانی این کتاب، اصطلاحات جادویی، وردها و اسامی اشخاص و حیوانات خاص کار ترجمه را پیچیده‌تر و مهم‌تر کرده و در حقیقت باعث شده تا هر کوتاهی در توضیح و ترجمه دقیق به چشم مخاطب همیشه همراه هری پاتر بیاید.

کتاب هشتم هری پاتر حدودا 10 مرداد ماه در بازار نشر جهانی عرضه و در ایران به اهتمام انتشارات تندیس که ناشر رسمی کتاب‌های هری پاتر در کشور است به فارسی برگردانده شد. هری جدید با ترجمه فارسی ویدا اسلامیه 30 مرداد ماه یعنی حدود دو هفته بعد از انتشارجهانی به پیشخوان کتاب فروشی‌های ایران رسید. جلب رضایت هری پاتریست‌ها که به زیر و بم داستان‌های قبلی آشنا هستند کار آسانی نیست، وقتی پای صحبت‌ها و نظرات‌شان می‌نشینی می‌بینی که آن طرفدار‌های واقعی هری پاتر بیش از یک ترجمه از کتاب‌ها را خوانده‌اند و خیلی دقیق می‌توانند نقاط قوت و ضعف هر مترجم را بیرون بکشند و درباره‌اش حرف بزنند. عده‌ای معتقدند در بین ترجمه‌ها گرچه ویدا اسلامیه به لحاظ حفظ یک دستی داستان‌ها از اولین شماره تا اکنون توانسته موفق باشد اما نقدهایی هم به او وارد است، مثلا کتاب پر است از اصطلاح و رمز طلسم، اما اسلامیه بنا به گفته خودش لازم دیده برای آن‌ها معادل سازی کند، چون معتقد بوده اسامی و عبارت‌ها آن‌قدر نامانوس هستند که برای مخاطب دافعه ایجاد می‌کند. او در مصاحبه‌ای گفته چون وقتی خودش نوجوان بوده، نمی‌توانسته کتاب‌هایی که اسامی و اصطلاحات نامانوس داشتند را به انتها برساند فکر کرده شاید انتخاب عبارت‌هایی مثل «مرگ خوار» یا «بید کتک زن» بهتر از خود اصطلاحات باشد. بعضی جاها ترجمه اسامی حیوانات افسانه‌های ادبیات اروپا که باستانی‌اند و مخلوق رولینگ نیستند حس خوبی به مخاطب نمی‌دهد مثل «قازقلنگ» یا «کلاه قرمزی». در حالی که بعضی هری پاتریست‌ها ترجمه‌های سمیه گنجی یا پرتو اشراق را به این خاطر می‌پسندند که عبارات را به همان شکل اصلی‌شان در متن حفظ کردند و در انتهای کتاب برای هر یک توضیحی نوشتند.

باترجمه هری پاتر و جام آتش ویدا اسلامیه هم به همین دلیل که عبارات اصلی تغییر کرده بودند مخالفت شدتا دوباره اصلاح شود. در یک ترجمه خوب کافی نیست فقط کلمات دقیق و با ظرافت‌های خودش به زبان مقصد برگردانده شود بلکه مهم این است روح و مفهوم یک کتاب و آن چه مد نظر نویسنده بوده منتقل شود، یعنی در واقع بخش سخت و چالش برانگیز یک ترجمه همان حس و حال واقعی کتاب است که باید در زبان مقصد ظاهر شود.

هری چون پر طرفدار است هر کسی انگلیسی بداند و حال ترجمه هم داشته باشد قلقلک می‌شود داستان را ترجمه کند اما معمولا ترجمه‌هایی موفق‌ترند که به خط سیر داستان‌های قبلی اشراف داشته باشند صفر تا صد زندگی شخصیت‌ها را بدانند و از لغات و عبارت‌های قبلی در حافظه‌شان داشته باشند، کسی که کتاب جدید را ترجمه می‌کند باید روابط بین شخصیت‌ها را بداند و سبک زندگی مشنگ‌ها را بشناسد. بعضی وقت‌ها هم می‌شود یک نفر تعدادی هری پاتر را ترجمه می‌کند سواد خوبی هم دارد و سعی می‌کند نزدیک‌ترین عبارت‌ها به محتوای اصلی را داشته باشد اما ترجمه‌اش خشک و خشن از آب در می‌آید که حتما نمونه‌های این چنینی هری پاتر را در سایت‌های مختلف و با مترجم‌های مختلف و گاهی چند نفره زیاد دیده‌اید.

غیر از تمام این‌ها موضوع دیگری که شاید برای یک ترجمه به کمک مترجم می‌آید نزدیکی ذهن نویسنده و مترجم است. همان طور که ویدا اسلامیه در گفت‌وگو با هفته نامه کرگدن گفته است: «بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم که شاید مثلا فکر من به فکر رولینگ نزدیک باشد چون وقتی نثرش را می‌خوانم خیلی راحت با آن ارتباط می‌گیرم، شاید چون هر دو زن هستیم. رولینگ یک سال از من بزرگتر است، شاید آهنگ‌های مشترکی گوش کرده‌ایم که در دنیا گل کرده یا کتاب‌های مشترکی در سنین به خصوصی خواندیم و یا تجربه‌مان در نوجوانی از روح حاکم بر دنیا به هم نزدیک بوده... این چیزها موثر است که آدم‌ها فکرهای نزدیک‌تری داشته باشند یا بهتر بتوانند همدیگر را درک کنند.» 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
کافه جهان نما

سیستان و بلوچستان شبیه هند به اصالت ایران

٩٥/١٠/٢٣
برگزیده سایت

انتقال پیام در کمترین کلمات

٩٥/١٠/٢٣
۵ ویژگی ممتاز از مرحوم آیت‌ا... اکبر هاشمی‌رفسنجانی‌که جوان‌ترها کمتر شنیده‌اند و بزرگترها احتمالا فرا

شیخِ کبیر

٩٥/١٠/٢٣
جالباسی

از درازآویز تزئینی به نام کراوات تا پیراهن واتو

٩٥/١٠/٢٣
جارچی

اصغر لالا

٩٥/١٠/٢٣
شاخ هفته

آرمان های بر باد رفته

٩٥/١٠/٢٣
فتوچاپ

فتوچاپ 470

٩٥/١٠/٢٣
به بهانه خریدهای نجومی تیم‌های چینی و پیشنهادهای اغواکننده‌شان به ستاره‌های جهان فوتبال

چین چون پول

٩٥/١٠/٢٣
شبکیه

فیلم‌های جدید در شبکه نمایش خانگی

٩٥/١٠/٢٣
آنتن

اندر حکایت شیرینی های صفجه آرا

٩٥/١٠/٢٣
بک بسته پیشنهادی گرم برای شب‌های طولانی زمستان

زندگی با بهانه‌های کوچک خوشبختی

٩٥/١٠/٢٣
پایان‌نامه

ارائه حق تیر برای وام ضروری

٩٥/١٠/٢٣
در گفت‌و‌گو با «حسام اسلامی» کارگردان مسابقه جالب تلویزیونی «خانه ما»

نمی‌خواهیم خانواده‌ها را نصیحت کنیم

٩٥/١٠/٢٣
«پیمان طالبی» گوینده مسابقه «خانه ما»

برنامه های رقابتی جذاب هستند

٩٥/١٠/٢٣
جارچی

اندر باب مریدان و کارهای خانگی

٩٥/١٠/٢٣
مینیمال

مگه خرسیم آخه؟

٩٥/١٠/٢٣
خواندنی‌های زندگی اولین لژیونر والیبال بانوان ایران

مائده ُسمان خراش

٩٥/١٠/٢٣
ذهن زیبا

ذهن زیبا 470

٩٥/١٠/٢٣
مینی‌ها

مینی 470

٩٥/١٠/٢٣
تلگجیم

تلگجیم 470

٩٥/١٠/٢٣
تبلیغات
تبلیغات