هری پاتال!
درباره رمان هشتم هری پاتر، که اگرچه بازهم رکوردها را جابجا کرد ولی هری پیر و پاتال آن نتوانست هوادارانش را

هری پاتال!

نویسنده : سید مهدی حسینی

خبر انتشار کتاب جدید هری پاتر مثل بمب بین کتاب‌خوان‌ها صدا کرد. کلی خاطره در ذهن‌ها زنده شد، معلوم نبود چه چیزی باعث شده تا رولینگ دوباره دست به قلم شود. آخر خودش بعد از نوشتن جلد هفتم یعنی «هری پاتر و یادگاران مرگ» اعلام کرده‌بود داستان هری پاتر تمام شده است و حالا تصمیم جدیدش برای ادامه داستان ولوله‌ای بین طرفداران هری‌پاتر ایجاد کرده بود. بعضی‌ها رفتند و دوباره از اول هفت کتاب قبلی را با لذت فراوان خواندند، بعضی‌ها هم رفتند و هشت قسمت فیلم را یک نفس از شب تا صبح دیدند. خلاصه نفس‌ها در سینه حبس شد تا بالاخره اولین نسخه ترجمه شده دست هواداران رسید و... و حالا بعد از گذشت 3-2 هفته آن شور و شوق جای خودش را به جمله‌های «هی... بدک نبود»، «خورد تو ذوقم»، «افت کرده بود» و مشابه آن داده است. پس لازم دیدیم به بررسی دلایل پر طرفدار بودن هری‌پاتر و افت کتاب جدیدش بپردازیم. در کتاب جدید، هری یک کارمند میانسال است که بچه‌ای دارد و قهرمان داستان هم همین بچه است، داستان کشش سابق را ندارد، شخصیت‌های داستان به دل نمی‌نشینند. برای هری‌پاترخوان‌های قدیمی هری پیر و پاتال شده و گویی رمقی ندارد. قهرمان بی رمقی که دیگر خودش نمی‌تواند به نبرد بدی‌های برود و این پسربچه اوست که جورش را می‌کشد و نهایتا پیروز می‌شود. پیر و پاتال شدن هری مهم است وقتی که به رکوردهای قبلی او نگاهی بیندازیم؛ اعداد زیر را ببینید...

 

از سال 1997 که اولین جلد هری پاتر (هری پاتر و سنگ جادو) منتشر شد 19 سال می‌گذرد. اگر جلد هشتم را که تازه منتشر شده به حساب نیاوریم، چهار جلد اول با فاصله‌های یک سال و سه جلد دوم با فاصله تقریبا دو سال منتشر شدند که درمجموع ۱۰ سال می‌شود. نمی‌دانم در تاریخ ادبیات داستانی دنیا داریم یک مجموعه رمان که یک دهه کش بیاید یا نه. ولی در عمر ما که الان جوان هستیم و زمانی که اولین ترجمه هری‌ پاتر به دست‌مان رسید، نوجوانی بیش نبودیم، قرار گرفتن در یک داستان آن هم ۱۰ سال، که به غیر از خود کتاب، بلافاصله فیلم‌هایش و سایر محصولات هری‌پاتری‌شده هم می‌آمد، اتفاق کاملا خاص و متمایزی بود. ما یک نسل هری‌پاتری هستیم. هری‌پاتر‌خوان‌هایی که در سنین ۱۳-۱۲ سالگی با هری آشنا شدند و آشنایی‌شان تا ۲۳-۲۲ سالگی ادامه داشت! نمی‌دانم آشنایی ما با هری خوب بود یا بد، ولی به هر حال در یک مقطع زمانی ما و هری به هم رسیدیم و با هم بزرگ شدیم و از او تاثیر گرفتیم. او از جنس خود ما بود، یک نوجوان که هم پای ما بزرگ می‌شد و از خانه‌ای شبیه خانه ‌ما پا به دنیایی پر از وهم و جادو گذاشته بود.

 

رمان‌های هری‌پاتر علاوه بر داستان مهیج و پر فراز و نشیب‌شان یک فضای جالب هم به زندگی ما وارد کردند؛ «فضای کتاب‌خوانی بین‌المللی». طوری که به خاطر دارم نسخه‌های آخر کتاب در کمتر از دو هفته بعد از انتشار در لندن توی کتاب فروشی‌های شهرهای‌مان قابل خریدن بود. یا در مورد یکی از کتاب‌ها در تهران هم توزیع همزمان با سراسر دنیا داشتیم! این حس همراه شدن با یک جمعیت چند ده میلیونی، که همه‌اش حول یک رمان می‌چرخید، واقعا حس بی‌نظیری بود. من و خیلی از بچه‌های مدرسه اولین رمان قطوری که دست‌مان گرفتیم هری‌پاتر و سنگ جادو بود و همین موضوع شروعی شد برای کتاب‌خوان شدن خیلی از ما. حتی خیلی‌ها بودند که از روی جوگیری و همرنگ جماعت شدن اولین جلد را دست‌شان گرفتند ولی بعدها دیگر کتاب از دست‌شان نیفتاد. خلاصه کلامم می‌شود این‌که «تو کاری با دلم کردی که فکرشم نمی‌کردم»! 

 

درگیر شدن با دنیای هری‌پاتر بی هیچ هزینه هم نبود. خیلی‌ها آنقدر در فانتزی‌های داستان غرق شده‌ بودند که در دنیای واقعی دنبال آن می‌گشتند! جادو و جنبل، ماوراءالطبیعه و خیلی چیزهای دیگر که رفتن دنبال‌ آن‌ها در دنیای واقعی، افتادن در بیراهه است. البته ما در ایران به طور جدی با این مشکل مواجه نشدیم ولی در کشورهای اروپایی وضع فرق می‌کرد، در آنجا کلیسا به منتقدی سرسخت برای هری‌پاتر بدل شد و مدعی بود که این کتاب ترویج جادو و جادوگری است. به هر حال این از آفت‌های ورود به دنیاهای فانتزی است و نمی‌شود منکر آن شد و خواننده باید مثل شناگری که دارد از شنا در دریا لذت می‌برد، حواسش به شن‌های زیر پایش هم باشد. خوشبختانه در کشور ما کسی جلوی چاپ هری پاتر را نگرفت یا منتقدان سرسختی مثل کلیسا پیدا نکرد، ولی باید حواس‌مان باشد دنیای فانتزی هری پاتر به اعتقادات و فرهنگ ما ربطی ندارد و صرفا هری پاتر خوانی ما یک سرگرمی است و تقویت تخیل.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
نگاهی به خزترین تبلیغات تلویزیونی که سوژه شوخی‌های بسیاری شده‌اند

تمشک طلایی تقدیم می‌شود به...

٩٦/٠٧/٢٠
یادداشت

هوا هوای تازه، وقت راز و نیازه!

٩٦/٠٧/٢٠
این همه چیپ شدگی و زرد بازی از کجا می‌آید؟

ما را زرد نکنید!

٩٦/٠٧/٢٠
درباره انواع کلاهبرداری های اینترنتی و راه مقابله با آن ها

#کلاهبرداری_اینترنتی

٩٦/٠٧/٢٠
جارچی

جارچی 507

٩٦/٠٧/٢٠
آنتن

امان از جیم‌نویسان پاییزی!

٩٦/٠٧/٢٠

نظر شما محترم نیست!

٩٦/٠٧/٢٠
به بهانه اکران 4 فیلم توقیفی که بالاخره به پرده سینما رسیدند

بیگانه ها!

٩٦/٠٧/٢٠
پایان‌نامه

وقتی شورش در می‌آید، وقتی در نمی‌آید!

٩٦/٠٧/٢٠
درباره «IT»، که پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای وحشت شد

گرمای ترسناک تابستان سینمای جهان

٩٦/٠٧/٢٠
تلگجبم

تلگجیم 507

٩٦/٠٧/٢٠
یادداشت

زندگی دیگران

٩٦/٠٧/٢٠
یادداشت

نگاه های معنادار

٩٦/٠٧/٢٠
مینیمال

نتایج ارشد اومد سربازی قبول شدم

٩٦/٠٧/٢٠
روایت‌هایی درباره ما و راه‌های درمان رنجوری‌های روان‌مان

قلمروی تاریک ذهن تان را کشف کنید

٩٦/٠٧/٢٠
دات کام

2 سایت خوب برای هنری های مشهد

٩٦/٠٧/٢٠
پاسخ به یک سوال مهم؛ آیا استقلالی‌ها بعد از اخراج مربی، توانستند روند نتیجه‌گیری خود را تغییر دهند؟!

پسا اخراج!

٩٦/٠٧/٢٠
حکایت هفته

اندر حکایت ابوجارچی و گاو

٩٦/٠٧/٢٠
نگاهی به موفقیت مربیان سن و سال داری که نشان دادند، سن همه چیز نیست!

دسته +60 سال

٩٦/٠٧/٢٠
چهره هفته

اين سوسول بازيا چيه؟!

٩٦/٠٧/٢٠
تبلیغات