داستان‌های 40  کلمه‌ای برگزیده
jeem.ir

داستان‌های 40 کلمه‌ای برگزیده

نویسنده : مدیر سایت

دو هفته پیش در سایت جیم یک انجمن خلاقانه ایجاد شد که در آن از کاربران و نویسندگان جیمی خواستیم یک داستان کوتاه 40 کلمه ای بنویسند. حدود 30 داستان کوتاه قابل قبول نوشته شد و پس از رأی گیری در همان انجمن؛ تعدادی از این داستان‌ها در ستون کناری این نوشته به جای مطالب برگزیده، برای شما مخاطبان جان چاپ شده است. جا دارد از برگزار کننده این انجمن آقای «بهمن بهمنی» هم تشکرکنیم.

 

 

امضاء

صفحه اصلی- انجمن جیم – ازشیر مرغ تا جان آدمیزاد

 تاريخ انتشار:26/05/1395

در اتاقِ کناری، دخترک چشم درشت کرد و رو به من گفت «شما زن دارید و اومدید خواستگاری من؟! خواهرتون به من نگفته بود!» در دلم گفتم: «شما که هیچ، حتی همسرم هم نمی‌داند که از او امضا دارم!»

هوا
صفحه اصلی- انجمن جیم – ازشیر مرغ تا جان آدمیزاد
 تاريخ انتشار:26/05/1395
می‌گفت در سردترین روزهای زندگی پشتت به من گرم باشد، هوایت را دارم. دروغ هم نگفت، حال که در یخبندان زندگی‌ام می‌فهمم گرمایش همانند سوختن خار زودگذر بود و به جای هوا، حوایم را دارد.
صلیب
صفحه اصلی- انجمن جیم – ازشیر مرغ تا جان آدمیزاد
 تاريخ انتشار:26/05/1395
صلیب مسیح را بین دستان یخ زده‌اش گرفت و گریه کرد: من کمک خواستم نه دردسر، نگاهش را از چهره مرد مسنی که به دوردست خیره شده بود گرفت و با عصبانیت گفت: اگر کمی سخاوت داشتی، خم شد و ساعت جیبی پیرمرد را برداشت: شاید زنده می‌ماندی!
دم عقرب
صفحه اصلی- انجمن جیم – ازشیر مرغ تا جان آدمیزاد
 تاريخ انتشار:26/05/1395
دیشب سر اژدها به قدری وقتم را گرفت که به دم عقرب نرسیدم. خسته از تلاش بی وقفه خوابم برد و زمانی بیدار شدم که خورشید طلوع کرده بود و دیگر هیچ صورت فلکی برای عکاسی در آسمان دیده نمی‌شد.
یک گاز بزرگ
صفحه اصلی- انجمن جیم – ازشیر مرغ تا جان آدمیزاد
 تاريخ انتشار:26/05/1395
خیره به چشمان درشت قهوه‌ای رنگی که روزها دلتنگ‌شان بودم و الان با همان جذابیت همیشگی مقابلم هستند، به سمتش پرواز می‌کنم و يک گاز بزرگ از لپ شیرین کیک شکلاتی مقابلم می‌گیرم. 
جیسون
صفحه اصلی- انجمن جیم – ازشیر مرغ تا جان آدمیزاد
 تاريخ انتشار:26/05/1395
امروز آن سبیل قشنگی که ماریا دختر همسایه با دیدنش در دم عاشقش شده بود، همانی که چشمان زیبا و نافذی داشت، توسط کادیلاک همسایه زیر گرفته شد. جیسون با موهای حنایی رنگ، بهترین گربه از نژاد پرشین کلاسیک بود.
بچه ‌سوسول
صفحه اصلی- انجمن جیم – ازشیر مرغ تا جان آدمیزاد
 تاريخ انتشار:26/05/1395
علی هستم. همه به عنوان بچه سوسول دانشگاه صدایم می‌کنند به‌ویژه از وقتی بچه‌ها روی تخت خوابگاه آن عروسک را پیدا کردند. اما مهم نیست آن‌ها که نمی‌دانند آن عروسک تنها یادگاری من از توست. راستی مادر موقع خداحافظیت، چه صدایم کردی؟
سقوط
صفحه اصلی- انجمن جیم – ازشیر مرغ تا جان آدمیزاد
 تاريخ انتشار:26/05/1395
بر عکس من که بال‌هایش حسرتم بود و پرواز آرزویم، او اما عاشق سقوط بود. می‌گفت امیدت را که بدزدند. انگیزه پرواز را که بگیرند، پر پروازت را که بچینند، سقوط لذت بخش‌ترین پرواز دنیاست و چه عاشقانه و با شکوه سقوط کرد و آسمانی شد.
نظرات کاربران
کد امنیتی