به عشق مردم کشتی را گزارش می‌کنم
ساعتی در خانه هادی عامل به صرف حرف‌های قند و نبات او درباره خودش، ریو و کشتی

به عشق مردم کشتی را گزارش می‌کنم

نویسنده : مازیار حکاک-محمدناصرحق خواه-محمدامین شرکت اول

درست همان روزی که آقای عامل از ریو برگشته بود برای مصاحبه با او تماس گرفتیم که او  با وجود خستگی پرواز چند ساعته، ما را به خانه‌اش دعوت کرد‍! ما هم که حسابی از این دعوت ذوق مرگ شده بودیم 4 نفری  به خانه او رفتیم (شاید هم بشود گفت حمله کردیم) که حسابی خوش گذشت! اگر هادی عامل را از نزدیک ببینید حس می‌کنید او خود خودش است و ذره‌ای مقابل دوربین و در گزارش‌هایش ظاهرسازی نمی‌کند. خانه او هم مثل خودش بسیار گرم و دلنشین بود (شربت نعنای خوشمزه‌ای هم خوردیم!) و او علیرغم خستگی‌اش با روی باز به تمامی سئوالات ما پاسخ داد. دمش گرم... درباره گزارشگر دوست داشتنی کشتی باید بدانید که او از مسابقات المپیک 1996 آتلانتا به بعد در تمام المپیک‌ها حضور داشته و اغراق نیست اگر بگوییم بیشتر مدال‌های ورزش ایران با گزارش‌های او در این 6 دوره رقم خورده است. عامل که دبیر بازنشسته ورزش است،  از پدری زابلی و مادری نیشابوری در سال 1334 متولد شد و بزرگ شده مشهد است. خیابان عامل مشهد به پاس زحمات پدر او برای اهالی آن محل، به این نام نامگذاری شده بود که بعدها به حرعاملی تغییر کرد! این شما و این گفت‌و‌گوی خواندنی و شیرین ما با صدای ماندگار و دوست داشتنی کشتی ایران...


 در مسابقات المپیک برای اولین بار از شما ویدئوهایی در حین گزارش منتشر شد که نشان می‌داد بیشتر از کشتی‌گیران فن می‌زنید و حسابی عرق می‌ریزید. واقعا همیشه همین طور است؟
 گزارش کشتی این طور نیست که یک چیز کلیشه‌ای باشد. ما خیلی وقت‌ها از چارچوب‌های سازمان خودمان هم خارج می‌شویم و دست خودمان هم نیست. مثلا وقتی که حق یک ورزشکارمان را می‌خورند نمی‌توانم خودم را کنترل کنم. این هیجان‌ها برای من پیش می‌آید. از طرفی هم خودم کشتی‌گیر، مربی و داور بودم و هم حال مردم را پای گیرنده‌ها حس می‌کنم. البته در بیشتر کشتی‌های این شکلی نبودم و البته گاهی هم از این فراتر بود! گزارشگر کره‌ای که بالای سرمن بود می‌گفت من گاهی کشتی را ول می‌کنم و تو را نگاه می‌کنم!
 این سری هم یک‌سری اصطلاحات جدید را رو کردید که حسابی تکیه کلام همه شد واقعا از قبل به این ها فکر می‌کنید؟
 باور کنید برنامه قبلی ندارم مثلا همین «نازنین پهلوان» فی البداهه به ذهنم آمد و همان‌جا گفتم که دوستان به من گفتند برای مردم جالب بوده است. گزارشگر نباید خشک و بی روح باشد. باید واژه‌هایی که به فرهنگ آن ورزش مرتبط است، لحاظ کند. شانس ما است که مردم به ما لطف دارند وگرنه این‌ها خیلی هم خاص نیست.
 بعضی از اصطلاحات شما مثل «منزلگاه بزرگان» جوری است که خیلی هم مصطلح نیست و این سوال را به وجود می‌آورد که مطالعه‌تان در چه زمینه‌ای است که این واژه‌ها را استفاده می‌کنید؟
 البته یکی منزلگاه بزرگان است و یکی غربال دانه درشت‌ها! (می‌خندد) که این غربال دانه درشت‌ها خیلی به المپیک می‌خورد. من مطالعات تاریخی خیلی زیادی داشتم و دارم. از سوی دیگر هم بوستان و گلستان سعدی، دیوان حافظ، مثنوی معنوی، شاهنامه فردوسی و آثار عطار و خیام می‌خوانم.
 در زمینه کشتی چقدر مطالعه دارید و روی گزارش‌های‌تان چقدر کار می‌کنید؟ 
 همه گزارش‌ها را اشکان پسرم برای من ضبط می‌کند و خودم بارها آن‌ها را نگاه می‌کنم. فن‌های کشتی‌گیران معروف را روی حالت آهسته نگاه می‌کنم تا بیشتر تکنیک‌شان دستم بیاید. تمام مسابقات طول سال را گزارش می‌کنم یا تورنمت‌های سراسر دنیا را پیگیری می‌کنم. بحث‌های داوری را هم در کلینیک‌های داوری که قبل از مسابقات می‌گذارند و آخرین مقررات را می‌گویند شرکت می‌کنم. البته یک گزارشگر باید به روز باشد تا آن چیزی که اتفاق می‌افتد را به خوبی بتواند برای مردم بیان کند. درکنار این‌ها البته صداقت هم باید باشد و در عینی که ما عرق ملی را داریم باید عدالت را هم رعایت کنیم.
 در گزارش‌ها گاهی لهجه مشهدی را هم دارید مثلا در یکی از گزارش‌هایتان گفتید «تعجباتی» که خیلی جالب بود. 
 بعضی اوقات که خیلی هیجانی می‌شوم پیش می‌آید که بگویم. البته من در مشهد که هستم با دوستان و آشنایان به لهجه غلیظ مشهدی صحبت می‌کنم اما در گزارش‌ها کمتر لهجه دارم.
 بعضی از فن‌ها را هم شما یاد دارید که خود کشتی‌گیران یاد ندارند؟
 نه این طور نیست و خود کشتی گیران یاد دارند! البته یک روز یک مربی گفت آقای عامل این «نجاربند» که شما می‌گویید یعنی چی و واقعا نمی‌دانست این فن چیست. ولی در کلاس بالای کشتی همه این فن‌ها را می‌دانند البته شاید چون من اسامی قدیمی را می‌دانم ومی‌گویم خیلی‌ها به این نام‌ها آشنا نباشند و برای بعضی تازگی داشته باشد.

 شما در ریو از صبح تا شب هر سه تشک را گزارش می‌کردید؟ اصلا هم استراحت نداشتید؟
 بله با توجه به این که زمان ارتباط ما مشخص نبود و از طرفی بیشتر مسابقات از شبکه ورزش پخش می‌شد، می بایست من کشتی‌ها را گزارش می‌کردم. 
 موضوعاتی که در شبکه اجتماعی درباره شما می‌آمد را می‌خواندید؟
 نه چون آنجا کارمان خیلی سنگین بود خیلی کم دیدم ولی پسرم جمع آوری کرده و قرار است بدهد تا من هم ببینم. البته دیدم آقای دایی در اینستاگرامش به من ابراز محبت کرده که از ایشان ممنونم. به غیر از این آن عکسی که نوشته بودند تیم ملی از نگاه هادی عامل را دیدم که خدا را شکر همه حیوانات قوی و خلاصه آن‌هایی که سلاطین جنگل هستند را گذاشته بودند! (می‌خندد)
 کلا جذابیت کشتی با صدای شماست شما نباشید کشتی به آدم نمی‌چسبد...
 معمولا صدای بم بیشتر به دل مردم می‌‎نشیند تا صداهای زیر. این لطف خداست و برای من با هیچ دو دو تا چهارتایی جور درنمی‌آید. 
 چرا از بین داوری، مربی‌گری و گزارشگری این حرفه را انتخاب کردید؟
 وقتی 14 ساله داشتم کشتی می‌گرفتم و دست راستم شکست که آلمان رفتم و جراحی کردم اما دیگر نتوانستم کشتی بگیرم. بعد از آن مدتی همزمان داور و مربی بودم اما وقتی به عرصه گزارشگری آمدم دیدم یک دل و دو دلبر نمی‌شود برای این که در کارم موفق باشم ترجیح دادم در این زمینه فعالیت کنم. من وقتی برای گزارشگری کشتی به تهران رفتم پیشنهاد دوبلوری هم داشتم اما دوست نداشتم و با این که کمترین دستمزد را به گزارشگران ورزشی می‌دهند دوست داشتم به عشق مردم در این زمینه کار کنم.
 اتفاق افتاده بگویند به خاطر گزارش‌های شما کشتی گیر شده است؟
 بله خیلی اتفاق افتاده. خیلی از نوجوانان و جوانان که تازه وارد این عرصه می‌شوند این را به من می‌گویند.
 ظاهرا بعضی مسابقات را هم با هزینه شخصی‌تان می‌روید؟
 بله بعضی اوقات نوبتم نبوده اما چون دوست داشتم مسابقات را از نزدیک ببینم با هزینه شخصی رفتم. اگر کاری هم از دستم بر می‌آمده برای صدا و سیما انجام می‌دادم. المپیک 1996 و 2000 را با هزینه خودم رفتم البته از المپیک آتن کمتر این اتفاق افتاده است. 
 مردم که شما را در خیابان می‌بینند چه واکنشی دارند؟
 بعضی‌ها تا من را می‌بینند می‌گویند چغر بد بدن! بعضی‌ها می‌گویند خسته نباشی دلاور، خداقوت پهلوان. بعضی هم لطف می‌کنند به ما افتخار می‌دهند که با آن‌ها عکس بگیریم. معمولا بعد از المپیک داغ‌تر است و البته وقت‌های دیگر هم هست.
 دیگر گیرنده سیاه و سفید را در گزارش‌های‌تان نمی‌گویید؟
 هنوز هم دوست دارم بگویم. چون هنوز هم این نوع گیرنده‌ها هست و مخاطب این نوع گیرنده برای من بسیار محترم و ارزشمند است.
 برگردیم به المپیک، کلا به عنوان کارشناس کشتی عملکرد کشتی را چطور ارزیابی می‌کنید؟
 ما در کشتی فرنگی قبل از المپیک لندن در طول 50 سال‌ تنها دو تا مدال داشتیم. یک مدال برنز 1960 زنده یاد محمد پذیرایی و یک مدال نقره 1972 رحیم علی‌آبادی. وقتی در لندن 3 مدال طلا گرفتند این اتفاق عجیبی بود که کشتی آزاد هنوز نتوانسته چنین کاری را انجام دهد و من به جرات می‌گویم دیگر تکرار نمی‌شود. آن نتیجه توقع مردم را بالا برد اما آقای بنا تیمی را به المپیک برد که پیر بود و میانگین سنی 29.5 سال را داشت. من پیش‌بینی می‌کردم که این تیم نتیجه نگیرد و در بهترین حالت می‌توانست یک طلا توسط سوریان بگیرد آن هم در شرایطی که قرعه خوب به او می‌خورد. مقررات عوض شد اما بدن‌سازی آقای بنا عوض نشد و همه دیدیم که کشتی‌گیران ما در 3 دقیقه دوم کم می‌آوردند. البته دو مدال برنز هم برای ما خوب است و این طور نیست که بد باشد و کارنامه فرنگی معمولی بود. آقای بنا مربی خیلی بزرگی است و من خیلی او را دوست دارم ولی از او خواهش می‌کنم مسابقات انتخابی بگذارد و سلیقه‌ای عمل نکند. 
کشتی آزاد ولی به نظرم نمره قبولی گرفت و بچه‌ها کم نیاوردند و حسابی جنگیدند. ما یک طلا، یک نقره و یک برنز گرفتیم که خوب بود و می‌توانستیم دو مدال دیگر توسط رضا یزدانی و علیرضا کریمی کسب کنیم و دور از دسترس نبود و مدال حسین رحیمی می‌توانست طلا باشد. فقط یک وزن‌مان یعنی 65 کیلوگرم نصیری خیلی ضعیف بود.
 فکر می‌کنید آقای بنا بمانند؟
 بله من فکر می‌کنم اگر آقای خادم باشند ایشان خواهند بود و آقای خادم که فعلا هستند. باید این را صادقانه بگویم امتیازهایی که آقای خادم در این مدت به کشتی فرنگی می‌داد خیلی بیشتر از آزاد بود. 

 در همه کشورهای صاحب سبک انتخابی داریم؟
 بله در همه کشورها انتخابی دارند. در روسیه فقط برای یک وزن آن هم سعداله‌یف نداشتند که هم مصدوم و هم وزنش خیلی زیاد بود. آمریکایی هم انتخابی‌شان بدون برو برگرد است. اگر یک جوان 20 ساله بیاید قهرمان المپیک را هم ببرد رئیس‌جمهورشان هم نمی‌‌تواند کاری بکند چه برسد به مربی. ما متاسفانه مسابقات انتخابی‌مان کمرنگ بود حتی در آزاد هم خوب نبود، در فرنگی که اصلا نداشتیم. یک وزن گذاشتند که همان را هم که آقای نوری برد به المپیک نبردند و حبیب‌ا... اخلاقی دوباره به المپیک رفت.
 می‌گفتند آقای بنا کمتر به حرف یا انتقاد کسی گوش می‌کند؟
 آقای بنا خوبی‌های زیادی دارد اما ایشان وقتی کاری را دوست دارد انجام دهد خیلی پافشاری می‌‌کند. گاهی بعضی‌ها حرفی را گوش می‌کنند و عمل نمی‌کنند اما ایشان گاهی گوش هم نمی‌کند! در عین حال در همه چیز خاص است.
 قوانین در کشتی فرنگی جذابیت را گرفته است. این طور نیست؟
 الان که بهتر شده. در گذشته که دو تا 2 دقیقه بود که یک دقیقه یکدیگر را هل می‌دادند و دو تا 30 ثانیه در خاک کار می‌کردند. باور کنید گزارش کردن فرنگی هم سخت است و ما نمی‌دانیم چطو ربه اصطلاح بخیه‌اش کنیم. به‌خاطر فنون محدود زیبایی‌اش هم کمتر است.
 اعمال نفوذ داوران هم بیشتر شده؟
 بله دقیقا همین طور است. و دست داوران باز است و هر کاری که دل‌شان بخواهد می‌توانند انجام دهند.
 سعید عبدولی و امید نوروزی خیلی به داوری‌ها اعتراض داشتند، به نظر شما اعتراضشان به‌جا بود؟
 نه. هردو بی‌مورد بود. نوروزی که اصلا حرفی برای گفتن نداشت. من معتقدم اگر به «استفانک» صربستانی هم می‌خورد می‌باخت و خیلی با لندن فاصله داشت. اگر همین‌جا هم مسابقه انتخابی می‌گذاشتند در ایران به همه می‌باخت. عبدولی هم اعتراضش درست نبود و اخلاق خوبی هم ندارد.
 شما آن جمله معروف و حاشیه‌ای عبدولی را شنیدید؟
 بله. من خودم هم از شخصیتش ناراحت هستم و دوست ندارم برایش گزارش کنم. من به اخلاق پهلوانی بیشتر از مدال اهمیت می‌دهم و اگر 10 تا مدال هم داشته باشد اهمیتی ندارد. من اگر یک ورزشکاری در دلم هست و یادش می‌کنم به خاطر صفات پهلوانی است که ممکن است داشته باشد. اگر همیشه آقا تختی را مثال می‌زنم به خاطر 7 مدالش نیست و به خاطر منش پهلوانی‌اش است. تدی براندز آمریکایی در 2000 سیدنی به علیرضا دبیر ضربه زد. الفاظ رکیک به کار برد اما دبیر کار خودش را کرد. وقتی برای مدال برنز می‌خواست روی سکو برود دبیر روی او را بوسید که خودش گفته بود این ورزشکار ایرانی به من درس معرفت  داد. سوریان هم وقتی باخت اعتراضی نکرد، مصاحبه هم کرد و گفت حیف که بد تمام شد، آقای عبدولی ناخن آقای سوریان هم نمی‌شود اما این رفتارش درست نبود. در بحران اگر خوب بودی هنر است. 

 در آزاد انگار حق ما را در مورد یزدانی خوردند؟
 بله من خودم داور کشتی بوده‌ام و مقررات داوری را مثل یک داور بین‌المللی می‌دانم. یزدانی گازیموف را کاملا خاک کرد. برنامه‌ریزی کرده بودند به او امتیاز ندهند و با این که هیئت داوری موافق بود، حق کشتی‌گیر ما را خوردند.
 شما هم خیلی در گزارش‌هایتان از نداشتن نماینده در فیلا می‌گویید، چرا این اتفاق برای ما نمی‌افتد؟
 من این را به آقای لالوویچ هم گفتم این خوب نیست که ما با این پیشینه نماینده‌ای در هیئت رییسه فیلا نداشته باشیم بعد قطر و برزیل نماینده داشته باشند. این به نظر من ضعف قوانین و مقررات است.
 این مشکل و اهمال از سمت ماست یا فقط ضعف در قوانین است؟
 ببینید مشکل این است که رییس فدراسیون بعدی که بیاید همه را عوض می‌کند و حتی کسی را که کرسی جهانی دارد حذفمی‌کند. از طرفی ما همه جا می‌خواهیم کار را با یک بسته پسته پیش ببریم در حالی که نیازمند سرمایه‌گذاری بیشتری در این زمینه هستیم. مثلا در کنفدراسیون آسیایی پشت سر آقای کیم شرکت سامسونگ است و ما به هیچ وجه نمی‌توانیم رقابت کنیم. به هرحال باید بودجه باشد که بتوانیم رای جمع کنیم. برای آمادگی المپیک 110 میلیارد برای کشتی هزینه شده که فقط 10 میلیارد آن توسط وزارت ورزش تامین شده و بقیه به اعتبار آقای خادم پرداخت شده است. ما اگر می‌خواهیم در المپیک یا در کرسی‌های جهانی نتیجه بگیریم باید در حد و اندازه‌های رقبایمان هزینه کنیم.
 با همه این کمبودها ولی حضور دکتر شادگان انگار خیلی تاثیر داشت؟
 بله من به جرات می‌توانم بگویم مدال یزدانی را از ایشان داریم. همین که پیش رییس تشک رفت و گفت که کشتی‌گیر روس نمی‌تواند ادامه دهد خیلی شرایط را تغییر داد. ایشان یک پزشک ایرانی مقیم کانادا هستند که با توجه به وطن‌پرستی‌شان سعی می‌کردند در کشتی ورزشکاران ایرانی حضور داشته باشند.
 جدا از مشکلات داوری؛ کشتی رضا یزدانی برای کسب مدال برنز عجیب بود. شما هم انگار هنگ کردید؟
 من فکر می‌کنم بعد از آن ناداوری انگیزه کافی را نداشت.
 در مورد کمیل هم او تا فینال خوب بود. اما فینال جوری بود انگار خالی کرده بود و کشتی خودش را نگرفت؟
 نه من با شما هم نظر نیستم. او در فینال خوب کشتی گرفت. «طاها گل» در جهانی قبل با اختلاف  او را برده بود. من معتقدم خوب کشتی گرفت و حتی چند حمله او را هم خنثی کرد.

 خاطره جالب‌تان از ریو چیست؟
 ما در روزهایی که کشتی نبود برای گزارش ورزش‌های دیگر می‌رفتیم. در دوچرخه‌سواری جاده، ما نزدیک 7 ساعت در آفتاب منتظر بودیم که یکی از 3 ورزشکارمان از خط پایان رد شود ولی این اتفاق نیفتاد. حالا رتبه‌اش برای ما مهم نبود و همین که به خط پایان برسند کافی بود که متاسفانه نشد. همان جا می‌خواستم بگویم اگر یک دوچرخه 24 به من می‌دادند شاید یواش می‌آمدم و یکی دوساعت دیرتر می‌رسیدیم اما بالاخره از خط پایان رد می‌شدم! 
البته دونده‌ ماراتن‌مان کاربزرگی کرد اگر چه که 4دست و پا رد شد اما بالاخره همین که از خط پایان گذشت خیلی خوب بود ازطرفی چون من شنا را پس از کشتی خیلی دوست دارم وداع فلپس با 23 مدال طلا از المپیک آن هم در شرایطی که همسر و مادرش در سالن مسابقات بودند خیلی احساسی بود اما برای خود من فینال حسن یزدانی حس و حال دیگری داشت.  
 در ریو امکانات خوب نبود؟
 نه واقعا مناسب و در شأن المپیک نبود اما مردمان خوب و شادی داشتند که واقعا همه مشکلات را برای ما برطرف کرده بود. مثل آبادانی‌های خودمان خونگرم و شاد بودند!
 به عنوان آخرین سوال به عنوان یک پیشکسوت چرا کشتی خراسان این قدر ضعیف شده است و ما نماینده‌ای را در تیم ملی نداریم؟
 ببینید یکسری مشکلات فرهنگی-رفتاری در کشتی استان هست که کشتی ما را نابود کرد. این اتفاقات در کرمانشاه هم افتاد. استعداد در خراسان زیاد است ولی یک روزه هم نمی‌شود و باید خیلی کار شود.
نظرات کاربران
کد امنیتی