عاملِ عادل، عادلِ عامل
چه شباهت‌هایی بین هادی عامل و عادل فردوسی‌پور هست؟ چرا هر دویشان را دوست داریم؟

عاملِ عادل، عادلِ عامل

نویسنده : محمدناصر حق خواه

حس شیرینی است؛ دیده شدن را می‌گویم. همین که وقتی در خیابان راه می‌روی مقصد خط فرضی رسم‌شده با سرانگشت رهگذرانی باشی که به همراهان‌شان نشانت می‌دهند که: « عه... این!». اگر راه و رسم دیده شدن را از من بپرسید- که البته بعید میدانم چنین خبطی بکنید- می‌گویم بازیگر شدن، گیریم درجه 2 و 3، گزینه مناسبی است؛ یا مثلا می‌شود در همین اینستاگرام خودمان، البته اینستاگرام خودتان، نماهنگ‌های بی سر و ته و کمی تا قسمتی خنده‌دار از هنرنمایی‌‌تان هنگامی که روسری به سر دارید-برای آقایان البته- منتشر کنید. به هرحال شاید به تعداد آدم‌های روی زمین راه برای معروف شدن نباشد اما به‌یقین این راه‌ها کم هم نیست؛ حالا این‌ها را گفتم که بعدش چه بگویم؟ این‌ها را گفتم تا بعدش این را بگویم که در همه این مسیرهایی که تا سلبریتی شدن هست، بی‌گمان یکی از سخت‌ترین راه‌ها گزارشگری است، آن هم گزارش ورزشی که تنها سلاح برای عرض اندام در آن صداست. به هرحال بازیگر، حتی همان دسته چندمش، یا فعال نماهنگ‌ساز مجازی یا مجری تلویزیون، از بهترین تا بدترینش، سر و کار اصلی‌شان با دوربین است و لحظه به لحظه چشم در چشم لنز هستند و حتی اگر حرف چندانی برای گفتن نداشته باشند؛ نفسِ در صحنه بودن‌شان برای رسیدن به شهرت کافی است. اما چه می‌شود که عادل در فوتبال، عادل می‌شود و عامل در کشتی عامل؟ چه می‌شود با این که این دو، ابزاری به غیر از صدا ندارند اما با همین صدا این‌قدر در چشم هستند؟ چرا تبدیل به متر و معیار و نماد رشته‌ای که گزارش می‌کنند شده‌اند؟ چرا کشتی با صدای عامل یک چیز دیگر است و جذابیت فوتبال با صدای فردوسی‌پور دو چندان؟ بیایید این دو را با همه تفاوت‌های‌شان، این‌بار در کنار هم ببینیم و با رسیدن به فصل مشترک عادل و عامل، راز جذابیت‌شان را کشف کنیم؛ البته توجه داشته باشید که شباهت‌های عادل فردوسی‌پور و هادی عامل را فقط در زمینه گزارشگری و صدایی که از آن‌ها روی مسابقات فوتبال و کشتی می‌شنویم بررسی می‌کنیم؛ نه در زمینه اجرا و امر تصویر.

اولین ویژگی مشترک این دو نفر، در متن حادثه و درگیر بودن با اتفاقاتی است که در حال روایت آن برای ما هستند؛ در واقع عامل و عادل به کشتی و فوتبال، نگاه از بالا ندارند و خود را به جریان رویدادهای داخل گود و مستطیل سبز می‌سپارند و دقیقا از همین‌جاست که وجوه تمایزشان از دیگران نمود پیدا می‌کند؛ یعنی وقتی خود را به اصطلاح با ورزشکاران قاطی می‌کنند، دیگر با کلمات ثقیل یا ابراز احساسات مصنوعی سعی در جذاب کردن گزارش ندارند، شاید در لحظه و بدون اندیشه قبلی، حس همان لحظه خاص را منتقل می‌کنند و برخلاف برخی دیگر از همکاران‌شان برای ابراز احساسات برنامه‌ریزی قبلی ندارند! اما نکته دیگر که به تبع همین ویژگی اتفاق می‌افتد؛ اصطلاحات خاص و دایره واژگان منحصر به فرد این دو است که ناشی از همان وسط گود بودن‌شان است و به گفته خودشان، بی‌درنگ و ناگهانی بر زبان‌شان جاری می‌شود؛ یعنی وقتی عادل می‌گوید چه‌قدر خوبیم ما، یعنی واقعا دارد حس می‌کند که چه‌قدر خوبیم ما! یا وقتی عامل می‌گوید این کشتی‌گیر زبل و بدافت است، شما دقیقا و با تمام وجود می‌فهمید که به معنای حقیقی کلمه ما با یک زبل بدافت طرفیم. البته این ویژگی علاوه بر ارتباط عاطفی این دو با ورزش، ریشه در هوش بالا و حضور ذهن فوق‌العاده و دایره لغات گسترده آن‌ها نیز دارد و همین است که کلاس مقلدان این دو را از اصل جنس پایین‌تر می برد! اما نکته مهم دیگر، عدالت و رعایت جنبه انصاف و البته عدم تخریب شخصیت و ملیت حریف در مسابقات ملی است. این سال‌ها تقریبا برای ما تبدیل به عادت شده که وقتی در فوتبال با کشوری که از لحاظ امکانات یا سطح فوتبالی با ما اختلاف زیادی دارد رو به رو می‌شویم، بعضی گزارشگرها با حس نمک‌ فراوان در کلام، شروع به تخریب و تمسخر تیم حریف می‌کنند یا وقتی در کشتی به حق یا ناحق داوری علیه ماست، انواع بد و بیراه‌ را حواله زمین و زمان می‌کنند شاید دل مردم را به دست آورند! که این دو ویژگی دقیقا همه آن چیزی است که این دو ندارند.

به هر حال چه با انصاف چه بی‌انصاف، چه با دایره لغات بالا چه بدون آن، چه با احساسات قوی یا ضعیف، عامل یکی است و عادل یکی؛ نشان به آن نشان که خیلی‌ها می‌خواهند مثل‌شان باشند اما هیهات! 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
کافه جهان نما

دهلی نو شهر سکانس های بی پایان

٩٥/١١/٢٨
شگرد خفن

چگونه از دست اینترنت اکسپلورر خلاص شویم

٩٥/١١/٢٨
برگزیده سایت

نقطه سر خط به توان 3

٩٥/١١/٢٨
شاخ هفته

پلک بگشا صنما، صبح مرا روح ببخش

٩٥/١١/٢٨
تلگجیم

تلگجیم 475

٩٥/١١/٢٨

نفس های آخر

٩٥/١١/٢٨
چند روایت برای این‌که روزهای قبل از عیدمان متفاوت شود

عید نوروز را از اسفند شروع کنیم

٩٥/١١/٢٨
درباره شخصیت‌های فیلم‌های ماجرای نیمروز، سیانور و امکان مینا و تصویری که از سازمان منافقین برای ما می‌

ماجرای منافقین

٩٥/١١/٢٨
مستند «فیلمی ناتمام برای دخترم سمیه»؛ روایتی پی پرده از گروهک تروریستی منافقین

قربانی ایدئولوژی پدر

٩٥/١١/٢٨
جاکتابی

مردی که گورش گم شد

٩٥/١١/٢٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا 475

٩٥/١١/٢٨
آنتن

ظرفیت پشت یخچال تکمیل است

٩٥/١١/٢٨
فتوچاپ

فتوچاپ 475

٩٥/١١/٢٨
مینیمال

کی عروسی گرفتن از مد می افتد؟

٩٥/١١/٢٨
درباره برد شیرین آبی‌ها در دربی یکشنبه که به یک قهرمانی می‌ارزید

تیم خوب منصوریان، تیم بد برانکو!

٩٥/١١/٢٨
چهره هفته

در چیستی اصولگرایی

٩٥/١١/٢٨
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و ناله های ایشان

٩٥/١١/٢٨
درباره انتخاب سرمربی تیم ملی والیبال و پایان کشمکش برای نیمکت

«ویچ» غیر کروات این بار برای والیبال

٩٥/١١/٢٨
جارچی

جارچی 475

٩٥/١١/٢٨
نکاتی درباره زندگی ورزشی و شخصی مربی جدید تیم‌ملی والیبال ایران

کولاک کن کولاکوویچ!

٩٥/١١/٢٨
تبلیغات
تبلیغات